بنام خداوند تبارك و تعالي
حل مسئله
Problem Solving
"سرچشمه تمامي نيروهاي انسان، تفكر است. با اين وجود هرگز نميتوانيم ادعا كنيم كه در اين مهارت انساني كه پرارزشترين توانايي ماست، كامل شدهايم. هر قدر هم كه در آن متبحر شده باشيم، باز هم بايد بخواهيم بهتر و بهتر بيانديشيم."
ادوارد دبونو در كتاب شش كلاه تفكر
مقدمه
تمايز مديريت علمي با اداره كردن غير علمي در مواجهه با مسائل سازمان است و امروزه توسعه مهارتهاي حل موفق مساله اصل اجتنابناپذير در هدايت هر سازمان ميباشد. هدف از ارائه اين بخش ايجاد و تقويت دانش و مهارت لازم در مديران سازمان جهت چگونگي مسئلهيابي و حل مسئله ميباشد.
همه ما كم و بيش با واژههاي مدير و مديريت آشنايي داريم و همه ما به نوعي در زندگاني روزمره مديريت ميكنيم و اين مديريت گاهي ابزار و تجهيزات و گاهي به منابع عظيم نيروي انساني و سرمايه و ... محدود ميشود . اما ميتوان گفت يکي از وظايف اصلي مديران شناسايي و حل مساله است. اين ايده در واقع نگرشي جديد بر مقوله مديريت است كه تئوري بهبود مستمر فرآيندها نيز بر اين مقوله استوار است.
آشنايي با فرآيند حل مسئله فرد را كمك ميكند كه در مراحل منظمي به شناسايي مسئله، جمعآوري اطلاعات، بررسي راهحلهاي ممكن و در نهايت انتخاب بهترين راهحل براي مسئله بپردازد. بعبارت ديگر براي حل مسائل ابتدا بايد چگونگي يافتن مسئله يا مسئلهيابي را آموخت ، سپس بايد ابزارهاي حل مسائل را شناخت و سپس با نگرشي دقيق كيفيت و بهرهوري را در سازمان افزايش داد. در اينجا توجه به اين نکته ضروري است که توضيحاتي كه در اين قسمت ارائه خواهد شد، تنها بيانگر فرآيند منطقي حل مسئله است، اما در دنياي واقعي و در صحنه عمل حل مسئله نيازمند تمرين و كسب تجربه است.
تعريف مسئله
مسائل را بطور كلي ميتوان موقعيتهايي دانست كه در آنها با عدم قطعيت يا دشواري در راه رسيدن به آنچه كه ميخواهيم بدست آوريم مواجه هستيم به عنوان مثال بد كار كردن يك كامپيوتر يك مسئله خواهد بود اگر كار شما را به تأخير اندازد.
مسئله وقتي بوجود ميآيد كه يك مانع ما را از رسيدن به هدف باز دارد. به عبارت بهتر :
هدف (Objective) + مانع (Obstacle)= مسئله (Problem)

