شش كلاه تفكر
ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق در كتاب "شش كلاه تفكر" يك روش خلاقانه ارايه ميكند و از طريق آن ميكوشد نشست افراد به دور يكديگر را به اقدامي ثمربخش و كارا تبديل كند.
روش شش کلاه تفکر روش فوقالعادهاي است. اين روش يک رروش ساده و نيرومند است. اين روش تاکنون بطور گسترده در شرکتهايي مانند شرکت تلگراف و تلفن نيپون (NTT) با بيش از سيصد و پنجاه هزار کارمند، شرکت IBM با بيش از چهل هزار مدير در سراسر جهان، شرکتهاي دوپونت، پرودنشيال و بسياري از شرکتهاي عمده مورد استفاده قرار گرفته است. علت استفادهي زياد از اين روش عملي بودن و تغيير دهنده بودن آن است. در اين روش دوبونو سعي ميكند به كساني كه به دور هم جمع ميشوند، بياموزد كه به تفكر خود نظم دهند و آنگاه در اين ميان، به مشکلات فکر کنند و به راههاي خلاقانه بيانديشند و با يك هماهنگي مدبرانه نتايج را طبقهبندي و اولويتبندي كرده و در تصميمگيريها از آن استفاده كنند. و اما تعريف شش کلاه:
- کلاه سفيد : يک کاغذ سفيد را که بي طرف و خنثي است و فقط اطلاعات را جابجا ميکند در نظر بگيريد. کسي که کلاه سفيد بر سر ميگذارد بايد دربارهي اطلاعات و دادهها کاري انجام دهد.
چه اطلاعاتي داريم؟
چه اطلاعاتي از دست رفته است؟
مايليم چه اطلاعاتي داشته باشيم؟
چگونه ميخواهيم اطلاعات را بدست آوريم؟
در يک جلسه وقتي شما تفکر کلاه سفيد را درخواست ميکنيد معني آن اين است که از حاضرين ميخواهيد که پيشنهادها و بحثها را کنار بگذارند و فقط مستقيماً روي اطلاعات تمرکز کنند. براي يک لحظه، هرکس در جلسه به اين فکر خواهد کرد که چه اطلاعاتي قابل استفاده است، چه چيزي مورد نياز است و چگونه بايد بدست آيد.
- کلاه قرمز: به سرخي و آتش و گرما بيانديشيد. انديشهي قرمز با احساسات، درک مستقيم و هيجانات سروکار دارد. در يک جلسه جدي گمان نميرود که شما هيجانات خود را مطرح کنيد، اما مردم معمولا هيجانات خود را به عنوان منطق ابراز ميکنند.
کلاه قرمز به مردم امکان ميدهد تا احساسات و درک مستقيم خود را بدون هيچ بهانهاي، بدون هيچ توضيح و يا نيازي به توجيه، مطرح کنند.
.... اين است آن چيزي که با گذاشتن کلاه قرمز احساس ميکنم.
.... احساس دلم گوياي آن است که اين کار درست از آب در نميآيد
.... روش انجان اين کار را نميپسندم.
.... درک مستقيم من ميگويد که قيمتها به زودي افت ميکنند.
از آنجا که کلاه قرمز به احساسهايي مانند احساسهاي فوق اشاره ميکند، از اين رو ، آنها را بدون آنکه وانمود کنند که چيز ديگري هستند ميتوان وارد بحث کرد. درک مستقيم ممکن است قضاوت مرکبي باشد که بر اساس سالها تجربه در موضوع بروز کرده باشد. حتي اگر دلايل پشت درک مستقيم را نتوان هشيارانه بيان کرد، بيان آن ميتواند بسيار ارزشمند باشد. بايد گفت درک مستقيم هميشه درست نيست و ممکن است نادرست باشد. اما گاهي بسيار ارزشمند است که احساسات خود را در فضاي باز مطرح کنيم.
- کلاه سياه: به قاضي سختگيري بيانديشيد که خرقهي سياه بلند به تن کرده و عبوسانه به سراغ خطاکاران ميآيد. کلاه سياه کلاه "احتياط" است. اين کلاه از اشتباه کردنها، انجام کارهاي ناآگاهانه و انجام کارهايي که ممکن است غير قانوني باشد جلوگيري ميکند. کلاه سياه براي قضاوت انتقاد آميز است. اين کلاه همچنين خاطر نشان ميسازد که چرا بعضي از کارها را نميتوان انجام داد و چرا بعضي از کارها سودي ندارد.
.... مقررات اجازهي انجام آن را به ما نميدهد.
.... ما ظرفيت انجام آن سفارش را نداريم.
.... هر وقت سعي کرديم قيمت را بالا بببريم فروش پائين آمد.
.... او هيچ تجربهاي در مديريت صادرات ندارد.
اشتباهات ممکن اسيت فاجعه به بار آورد. هيچ کس نميخواهد اشتباه کند يا کارهاي احمقانه انجام دهد. بنابراين کلاه سياه بسيار ارزشمند است. اين کلاه بيشترين کاربرد و احتمالا بيشترين استفاده را دارد. اما استفادهي بيش از اندازه از آن مسئله ساز خواهد بود. کشتن ايدههاي خلاق و با منفيگرايي اوليه بسيار آسان است. غذا فينفسه لازم و مفيد است، اما افراط در خوردن آن نيز زيانبار خواهد بود دقيقا مانند استفاده از کلاه سياه.
- کلاه زرد: به آفتاب بيانديشديد. کلاه زرد براي خوشبيني و داشتن ديدگاه مثبت و منطقي در کارهاست. اين کلاه به احتمال کار و اين که کاري ميتواند انجام شود توجه دارد، به فوائد مينگرد اما با اين ديد که همهي اينها بايد بر اساس منطق باشد.
.... اگر واحد توليد را به مشتري نزديک کنيم، ممکن است اين ايده مؤثر باشد.
.... بهره از خريدهاي مکرر بدست ميآيد.
.... هزينهي بالاي انرژي هرکس را در مصرف انرژي بهرهورتر ميکند.
کلاه سياه بسيار کاربرديتر از کلاه زرد است زيرا ما براي بقا بايد از اشتباهات اجتناب کنيم. انديشهي کلاه زرد غالباً به تلاشي آگاهانه نيازمند است. منافع هميشه فوراً آشکار نميشوند و ممکن است مجبور به جستجوي آنها شويم. هر ايدهي خلاق توجهاتي چند به کلاه زرد دارد.
- کلاه سبز: به گياهان و کمال رشد آنها بيانديشيد. کلاه سبز براي تفکر خلاق، براي ايدههي جديد، براي جايگزينهاي بيشتر و براي ارائه امکانات و فرضيهها است. کلاه سبز به تلاش خلاق نياز دارد.
.... آيا در اينجا ما به ايدههاي جديد نياز داريم؟
.... آيا در اينجا جايگزينهاي ديگري وجود دارد؟
.... آيا ما ميتوانيم اين کار را از راههاي مختلف انجام دهيم.
.... آيا در اينجا ممکن است توضيحات ديگري وجود داشته باشد؟
کلاه سبز امکان درخواست مستقيم تلاش خلاق را ميسر ميسازد و زمان و مکان را براي تفکر خلاق فراهم ميسازد. حتي اگر هيچ ايدهي خلاقي پيش نيايد، کلاه سبز تلاش خلاق را ميطلبد.
- کلاه آبي: به آسمان و آنچه در آن است بيانديشيد. کلاه آبي براي کنترل فرآيند است، به تفکر به کار رفته ميانديشد، دستور کار براي تفکر را تعيين ميکند،گام بعدي براي تفکر را پيشنهاد ميکند و ممکن است کلاههاي ديگر را طلب کند. کلاه آبي خلاصهکردنها، جمعبندي ها و تصميمات را ميخواهد و ميتواند انديشههاي بکار رفته را تفسير کند.
.... ما وقت زيادي را براي يافتن کسي براي سرزنش کردن صرف کردهايم.
.... آيا ميتوانيم خلاصهاي از ديدگاههاي شما را در اختيار داشته باشيم.
.... من فکر ميکنم که ما بايد اولويتها را در نظر داشته باشيم.
.... من پيشنهاد ميکنم که ما براي گرفتن چند ايدهي جديد، چند انديشهي کلاه سبز را امتحان کنيم.
کلاه آبي عموماً توسط رئيس جلسه يا سازمان دهندهي جلسه مورد استفاده قرار ميگيرد، اما ديگر شرکت کنندگان پيشنهادها را ارائه ميکنند. کلاه آبي براي سازماندهي و کنترل فرآيند تفکر است به طوري که بهرهورتر شود. کلاه آبي براي انديشيدن دربارهي تفکر است.
به عنوان مثال يك جلسه يا نشست را در نظر بگيريد که در رابطه با مشکلات چاپ نشريهي سازمان تشکيل شده است. مسئول جلسه كه وظيفه نظم دهي ، هدايت و نتيجه گيري را بر عهده دارد داراي كلاه آبي است. کسي که کلاه آبي بر سر خود ميگذارد بايد بتواند افکار جاري در محيط جلسه را در ذهن خود به جريان درآورد و نظم و تمرکز دهد. کلاه آبي، تلاش ميکند به تفکر کردن جمع، جهت دهد و با برنامهاي مشخص آن را به سرانجام رساند. کلاه آبي اولويتها و محدوديتها را تعيين ميکند.
زماني كه موضوع يا مشكل چاب نشريه عنوان شد تمام اعضا بايد كلاه سفيد را بر سر بگذارند و در مورد مشکلات چاپ نشريه بيانديشند. سپس مسئول جلسه بايد اطلاعات به دست آمده از حاضرين در جلسه را كه به واسطه تفكر با كلاه سفيد ارايه شده است را جمعبندي كند و اعضاي جلسه را وارد مرحله بعد كند تا با گذاشتن كلاه قرمز بر سر، شروع به تفكر كنند. پس از اينكه تمام نظرات اعضاي جلسه ارايه شد، مسئول جلسه اقدام به جمعبندي تراوشات فكري حاضران كرده و آنگاه وارد مرحله بعدي ميشود .
در اين مرحله به حاضران اجازه داده ميشود تا كلاه سياه را بر سر بگذارند تا نظرات منفي خود را بيان نمايند. با گذاشتن اين كلاه بر سرنبايد احساسات منفي بدون منطق بيان شوند بلكه فرد بايد ديدگاههاي منفي خود را در خصوص مشكل يا موضوع مورد بحث به صورت منطقي بيان كند. بدون شك اگر از اين كلاه بخوبي استفاده شود، ميتواند گروه را از مخاطراتي كه در آينده از چشمانشان دور ميماند آگاه كند. اصولا در اين مرحله، افراد بايد اشتباهات و خطاها و موارد نادرست موجود در موضوع يا مشكل مورد بحث را مطرح كنند و نتايج بحثهاي ارايه شده توسط مسئول جلسه جمعبندي شده و در نهايت ثبت شود .
سپس حاضران بايد كلاه زرد را بر سر خود بگذارند و شروع به تفكر كنند. فرد با گذاشتن كلاه زرد تلاش ميكند به نكات ارزشمند و مثبت موضوع بنگرد. اكنون مسئول جلسه بايد بار ديگر به جمعبندي نظرات به دست آمده بر اثر كلاه زرد بپردازيد. در مرحلهي بعد حاضران بايد كلاه سبز را بر سر بگذارند. كلاه سبز، كلاه خلاقيت است. هنگامي كه افراد كلاه سبز را بر سر ميگذارند، بايد به راههاي نو بيانديشند كه ميتواند در آن موضوع مورد نظر اثرگذار بوده و به تصميم گيريهاي خلاقانه منجر شود. هر كسي كلاه سبز را بر سرگذارد علاقهمند است در راه تغيير قدم بگذارد و تحول را در آغوش بگيرد. نظرات جديد و بديع ارايه كند و جرقه خلاقيت را از ذهن خود به بيرون رها كند. هنگامي كه حاضران كلاه سبز را بر سر ميگذارند، فرصتي مييابند كه مغز را از روزمرگي بيرون آورده و به جستوجوي چيزهاي كشف نشده هدايت كنند. در اين مرحله بايد به حاضران فرصتي داد تا ايدههاي نو ارايه كنند و آنگاه به ثبت اين ايدهها و جمعبندي نظرات پرداخته شود. بدون شك براي خلاقانه انديشيدن بايد فرهنگ خلاقيت را بر فضاي جلسه حاكم كرد.
اكنون مسئول جلسه بايد تلاش كند كه با كلاه آبي كه بر سر گذاشته است به ارزيابي نتايج پرداخته و به يك جمعبندي مناسب برسد و در نهايت در جهت حل مشكل يا پيگيري مورد نظر تصميم نهايي را بگيرد. بدون شك هر يك از اعضا ميتوانند كلاه آبي را به امانت گرفته و با آن به تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات به مسئول جلسه كمك كنند. در پايان ميتوان مشاهده نمود كه هنگاميكه جلسه اينگونه مديريت شود، ديگر تنها شاهد آن نخواهيم بود كه يك فرد تنها با كلاه سياه به جلسه قدم بگذارد و يا فرد ديگري تنها با كلاه قرمز تفكر كند. بلكه همه مجبورند با شش كلاه مذكور تفكر كنند و انديشههاي ذهن خود را ارايه كنند
فوائد استفاده از از روش شش کلاه تفکر:
- پرهيز از مجادله: روش شش کلاه به ما اين اجازه را ميدهد که به جاي مجادله به بحثهاي پربار بپردازيم. ميتوان با به سر گذاشتن کلاه سياه خطرها را کشف کرد، با کلاه زرد منافع را پيدا نمود و با کلاه سبز امکانات را مطرح نمود. در نتيجه افراد براي کشف حقايق بجاي رقابت و دشمني با هم همکاري ميکنند.
- جدايي خود از عملکرد: معمولاً خود و عملکرد انسان در تفکر با هم پيوند بسيار نزديک دارند. کسي که به ايدهاي علاقه ندارد، براي يافتن نکات موافق با ايده يا جوانب آن تلاش نميکند. در روش کلاه، خود از عملکرد انساني جدا ميشود. انديشهگر براي بکار بردن کلاههاي مختلف تلاش ميکند. و عملاً مفهوم آزادي را تجربه ميکند زيرا انديشه گر به موضوع محدود نخواهد بود. با اين کلاهها غالباً انديشگر از بينش شخصي خود بيرون ميآيد به طوري که عقيدهاش را نسبت به موضوع تغيير ميدهد.
- جلوگيري از منفي بافي بيش از حد: بعضي از افراد ذاتاً منفي باف هستند و احساس ميکنند که در هر لحظه بايد خطرهاي ممکن را پيش کشيد. در يک بحث معمولي هيچ چيز نميتواند باعث منفي بافي شخص شود. با سيستم کلاه فرصت کافي براي منفي بافي در زمان استفاده از کلاه سياه وجود دارد اما در ديگر مواقع منفي گرايي بيمورد است و شخص منفيگرا نبايد منفي فکر کند.
- تشويق تفکر مثبت و خلاق: در جريان معمولي تفکر و مباحثه غالباً براي تلاش خلاق وقت کم ميآوريم و براي تلاش مثبت نيز معمولاً وقت کافي نخواهيم داشت. هنگام استفاده از روش کلاه، کلاههاي زرد و سبز اين امکان را فراهم ميکنند تا زماني را براي تلاش خلاق آگاهانه و همچنين مثبت، اختصاص دهيم.
ـ جلوگيري از دستهبندي تفکر گروه: دوبونو ميگويد" کاملآ درست است که برخي افراد در نوع تفکر بهتر از تفکرهاي ديگر عمل ميکنند و در اين نوع تفکر نسبت به تفکرهاي ديگر احساس راحتي بيشتري دارند. ولي من ميخواهم شديداً تأکيد کنم که اين کلاهها براي دستهبندي يا گروهبندي نيست. من نميخواهم که کسي خود را انديشگر کلاه سياه تصور کند يا فکر کند که انديشگر کلاه سبز است. اين درست عکس روش شش کلاه است. هرکس بايد تلاش کند تا از همهي کلاهها استفاده کند. وقتي گروهي تفکري از نوع کلاه سبز انجام ميدهند در اين صورت تمامي افراد کلاه سبز بر سر ميگذارند"