تبليغاتX
Safava.:.صفاوا

به قول هاپر: وقتی کشتی در بندرگاه می ماند جایش امن است ولی کشتی برای ماندن در بندرگاه ساخته نشده است :::::::: اگر فکر کرده اید قدرت انجام کاری را دارید درست فکر کرده اید و اگر فکر کردید که از پس آن بر نمی آیید باز هم درست فکر کرده اید :::::: اگر راه های کسب درآمد آسان بود همه مردم پولدار بودند اما موضوع این است که شما مثل بقیه مردم نیستند و برای شما که انگیزه دارید هر مانعی از سر راه برداشته می شود

رويكردهاي اطلاعاتي و خصايص اطلاعات در عصر حاضر

1- حركت به سوي تخصصي شدن

اين روند در جنبه‌هاي مختلف از جمله موارد زير قابل مشاهده است:

الف- "مقولات موضوعي" با سرعت خيره‌كننده‌اي به سمت تخصصي شدن و شناخته شدن به عنوان

يك موجوديت موضوعي جديد حركت مي‌كنند.

ب- پژوهش‌گران بنا به نيازها، ضرورت‌ها و علايق خود يا "پرسش‌مدار" يا‌"مساله‌مدار" و يا‌"پروژه‌مدار" هستند.
ج- ابزارهاي توليد، مصرف و اشاعه اطلاعات نيز با توجه به حركت اطلاعات و رويكرد عمومي به سمت اخص‌گرائي خصيصه اخص‌گرائي را يافته‌اند. رشد روزافزون شبكه‌ها، پايگاه‌ها و بانك‌هاي اطلاعاتي، تخصصي شدن نشريات علمي، شبكه دانشگاه مجازي[1]، برگزاري مجامع و همايش‌هاي تخصصي، ايجاد مراكز و مؤسسات تخصصي و ... همه و همه نمايانگر اين رويكرد است.

2-  خودكارسازي[2]

بنا به مقتضيات زمان و اهميت آن، راهكارهاي سنتي و دستي جوابگوي سرعت مورد نظر توليد، مصرف و اشاعه اطلاعات در عصر حاضر نبوده و نياز به خودكارسازي خدمات ابزار و راهكارهاي اشاعه اطلاعات است. گسترش روزافزون شبكه‌ها، پايگاه‌ها و بانك‌هاي اطلاعاتي، كاربرد رايانه و ساير افزارگان[3] جانبي حاصل چنين رويكردي است.

 

 

3-  كيفيت‌گرائي

كيفيت‌گرائي اساس حركت از شيوه‌هاي عمومي گزينش و توزيع اطلاعات، به سمت شيوه‌ها و راهكارهاي ويژه اشاعه اطلاعات است. تفاوت عمده كيفيت در اطلاعات و كميت ارائه مناسب‌ترين پاسخ‌ها با حداقل ريزش كاذب و با جامعيت[4] و مانعيت[5] مناسب به صاحبان پرونده‌هاي پژوهشي است. "كيفيت" بنيان حركت به سمت خدمات ويژه در عصر اطلاعات است.

4- اطلاعات ناب

اطلاعات در مفهوم فيزيكي خود در كنار دو منبع اصلي حيات يعني "ماده" و "انرژي" عامل سوم و مهمي را تشكيل مي‌دهد كه اهميت به مراتب بيشتر از آنها داشته، ضمن آن كه تفاوتي بنياني نيز با آن دو دارد. ماده و انرژي بر اثر كنش‌ها و برهم‌كنش‌ها دچار تغييرات فيزيكي-شيميايي شده و به همديگر تبديل مي‌شوند اما مقدار آنها هميشه در طبيعت ثابت است. اما اطلاعات در طي فرآيند پردازش (كنش و برهم‌كنش) دچار افزوني مي‌شود. اطلاعات برخلاف طلا و ساير منابع ثروت با انباشت و گردآوري هر چه بيشتر داراي ارزش نشده و ذاتاً به عنوان يك ثروت محسوب نمي‌شود. اطلاعات زماني داراي ارزش بوده و مي‌توان از آن به عنوان ثروت ياد كرد كه "پردازش[6]" شده‌ باشد. اطلاعات در اين صورت به عنوان ‌يكي ‌از بازوهاي ‌اصلي ‌"مديريت"‌و ‌ابزار ‌"تصميم‌گيري" است و مي‌توان آن را عامل "قدرت" دانست. در اين وضعيت اطلاعات ناب به اطلاعاتي‌گفته مي‌شود كه‌"عصاره و چكيده" اطلاعات موجود باشد و عمل گزينشِ آگاهانه و پردازش، بر روي آن صورت گرفته باشد. اين گزينش و پردازش با نگرش تام به سمت و سوي پرسش، مساله، و يا پروژه پژوهشي ويژه و نيازهاي اطلاعاتي آن است.

5-  جلوگيري از ريزش كاذب

كليه راهكارهاي ويژه‌ي اشاعه اطلاعات در عصر حاضر در راستاي حركت به سمت جلوگيري از ريزش كاذبِ اطلاعات ناخواسته است. كه بنا به دلايل مختلفي از جمله عدم دقت در ارائه كليدواژه‌هاي موضوعي، عدم ارائه مترادفات، واژه‌هاي هم معني، متضادها، اسامي علمي، تجاري يك واژه، نگاه كلي‌تر نسبت به يك پرسش، مساله و يا پروژه و يا نگاه اخص نسبت به آنها، طراحي سيستم نامناسب اطلاعاتي، بهره‌گيري از ابزارهاي نامناسب و ... اتفاق مي‌افتد. حاصل عمده ريزش كاذب اتلاف وقت پژوهش‌گران، شبكه‌ها، پايگاه‌ها و بانك‌هاي اطلاعاتي، اتلاف هزينه و ايجاد اختلال (پارازيت) در روند اشاعه و مصرف اطلاعات است.

6-  اطلاع رساني گزينشي

سرجمع تمام خصايص فوق در مفهوم"اطلاع ‌رساني گزينشي[7]" (جدول اطلاع رساني‌ گزينشي) متبلور مي‌شود. اطلاع رساني گزينشي حركتي تاريخ‌مند، با هدف و كاربرمدار است كه با به كارگيري بهترين روش‌ها، راهكارها و شيوه‌هاي گزينشي و اشاعه اطلاعات در جهت ارائه ناب‌ترين اطلاعات در زمان مناسب با محوريت پرسش‌ها، مسايل و پروژه‌هاي پژوهشي موجود به پژوهش‌گران و نيازمندان اطلاعات است. اين حركت تاريخي با توجه به نيازها و مقتضيات زمان شكل گرفته، ابزارسازي كرده و تفكر مورد نياز خود را پرورده است. هدف اصلي آن پاسخگويي ويژه و دقيق با توجه به نيازهاي كاربران اطلاعات است. قواعد دست نامريي در بازار ايجاب مي‌كند كه علاوه بر شيوه‌هاي نوين توليد و مصرف اطلاعات، توزيع يا اشاعه اطلاعات نيز تابع قوانين خاص خود باشد.

امروزه از ضروري‌ترين الزامات اشاعه اطلاعات، به حداقل رساندن مصرف سرانه زمان براي پژوهش‌گران است. ديگر نمي‌توانيم پژوهش‌گران را تنها در ميان انبوهه‌اي وحشت‌آور از كميت اطلاعاتي توليد شده رها كنيم و موجب سرگرداني و اطلاعات‌زدگي‌ آنها شويم؛ اخلاقاً نيز از تعيين تكليف يك‌سو نگرانه و نگاه كلي‌تر و يا جزئي‌تر به پرسش، مساله و پروژه معذور مي‌باشيم. در سيستم اطلاع رساني گزينشي، محتوا و اساس گزينش بر پايه خواست و نياز پرسش، مسأله و پروژه پژوهش‌گر و نه گزينش‌گر بنا نهاده شده است. بدين منظور نيازمند تركيب‌بندي مناسب پرونده‌هاي‌ پژوهشي ‌براي‌ پژوهش‌گران‌ مي‌باشيم.

تركيب‌بندي پرونده پژوهشي در سيستم‌هاي اشاعه اطلاعات به ما كمك مي‌كند تا به ياري يك فرآيند تعاملي[8] به‌گزيني مناسبي، از انبوهه اطلاعات، انجام دهيم و به صورت واسطي تعاملي، رابطه بين پرسش‌گر و اطلاعات را كامل نماييم و اين به معناي حركت به سمت كيفيت در اطلاعات در سده‌اي است كه كميت آن غيرقابل كنترل مي‌نمايد.



[1] - Invisible University

[2] - Automation.

[3] -. Harware

[4] - Recall

[5]- Precision

[6] - Process

[7] - Selective Information

[8] - Interactive

+ تأييد شده توسط صفاوا در دوشنبه 1386/12/27 و ساعت 14:0 |

شش كلاه تفكر[1]

ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق‌ در كتاب‌ "شش‌ كلاه‌ تفكر" يك‌ روش‌ خلاقانه‌ ارايه‌ مي‌كند و از طريق‌ آن‌ مي‌كوشد نشست‌ افراد به‌ دور يكديگر را به‌ اقدامي‌ ثمربخش‌ و كارا تبديل‌ كند.

روش شش کلاه تفکر روش فوق‌العاده‌اي است. اين روش يک رروش ساده و نيرومند است. اين روش تاکنون بطور گسترده در شرکت‌هايي مانند شرکت تلگراف و تلفن نيپون[2] (NTT) با بيش از سيصد و پنجاه هزار کارمند، شرکت IBM با بيش از چهل هزار مدير در سراسر جهان، شرکت‌هاي دوپونت، پرودنشيال و بسياري از شرکت‌هاي عمده مورد استفاده قرار گرفته است. علت استفاده‌ي زياد از اين روش عملي بودن و تغيير دهنده بودن آن است. در اين روش دوبونو سعي‌ مي‌كند به‌ كساني‌ كه‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند، بياموزد كه‌ به‌ تفكر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در اين‌ ميان‌، به مشکلات فکر کنند و به ‌ راه‌هاي‌ خلاقانه‌ بيانديشند و با يك‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج‌ را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ كرده‌ و در تصميم‌گيري‌ها از آن‌ استفاده‌ كنند. و اما تعريف شش کلاه:

-    کلاه سفيد : يک کاغذ سفيد را که بي طرف و خنثي است و فقط اطلاعات را جابجا مي‌کند در نظر بگيريد. کسي که کلاه سفيد بر سر مي‌‌گذارد بايد درباره‌ي اطلاعات و داده‌ها کاري انجام دهد.

چه اطلاعاتي داريم؟

چه اطلاعاتي از دست رفته است؟

مايليم چه اطلاعاتي داشته باشيم؟

چگونه مي‌خواهيم اطلاعات را بدست آوريم؟

در يک جلسه وقتي شما تفکر کلاه سفيد را درخواست مي‌کنيد معني آن اين است که از حاضرين مي‌خواهيد که پيشنهادها و بحث‌ها را کنار بگذارند و فقط مستقيماً روي اطلاعات تمرکز کنند. براي يک لحظه، هرکس در جلسه به اين فکر خواهد کرد که چه اطلاعاتي قابل استفاده است، چه چيزي مورد نياز است و چگونه بايد بدست آيد.

-    کلاه قرمز: به سرخي و آتش و گرما بي‌انديشيد. انديشه‌ي قرمز با احساسات، درک مستقيم و هيجانات سروکار دارد. در يک جلسه ‌جدي گمان نمي‌رود که شما هيجانات خود را مطرح کنيد، اما مردم معمولا هيجانات خود را به عنوان منطق ابراز مي‌کنند.

کلاه قرمز به مردم امکان مي‌دهد تا احساسات و درک مستقيم خود را بدون هيچ بهانه‌اي، بدون هيچ توضيح و يا نيازي به توجيه، ‌مطرح کنند.

.... اين است آن چيزي که با گذاشتن کلاه قرمز احساس مي‌کنم.

.... احساس دلم گوياي آن است که اين کار درست از آب در نمي‌آيد

.... روش انجان اين کار را نمي‌پسندم.

.... درک مستقيم من مي‌گويد که قيمت‌ها به زودي افت مي‌کنند.

از آنجا که کلاه قرمز به احساس‌هايي مانند احساس‌هاي فوق اشاره مي‌کند، از اين رو ، آنها را بدون آنکه وانمود کنند که چيز ديگري هستند مي‌توان وارد بحث کرد. درک مستقيم ممکن است قضاوت مرکبي باشد که بر اساس سال‌ها تجربه در موضوع بروز کرده باشد. حتي اگر دلايل پشت درک مستقيم را نتوان هشيارانه بيان کرد، بيان آن مي‌تواند بسيار ارزشمند باشد. بايد گفت درک مستقيم هميشه درست نيست و ممکن است نادرست باشد. اما گاهي بسيار ارزشمند است که احساسات خود را در فضاي باز مطرح کنيم.

 

-    کلاه سياه: به قاضي سختگيري بي‌انديشيد که خرقه‌ي سياه بلند به تن کرده و عبوسانه به سراغ خطاکاران مي‌آيد. کلاه سياه کلاه "احتياط" است. اين کلاه از اشتباه کردن‌ها، انجام کار‌هاي ناآگاهانه و انجام کارهايي که ممکن است غير قانوني باشد جلوگيري مي‌کند. کلاه سياه براي قضاوت انتقاد آميز است. اين کلاه همچنين خاطر نشان مي‌سازد که چرا بعضي از کارها را نمي‌توان انجام داد و چرا بعضي از کارها سودي ندارد.

.... مقررات اجازه‌ي انجام آن را به ما نمي‌دهد.

.... ما ظرفيت انجام آن سفارش را نداريم.

.... هر وقت سعي کرديم قيمت را بالا بببريم فروش پائين آمد.

.... او هيچ تجربه‌‌اي در مديريت صادرات ندارد.

اشتباهات ممکن اسيت فاجعه به بار آورد. هيچ کس نمي‌خواهد اشتباه کند يا کار‌هاي احمقانه انجام دهد. بنابراين کلاه سياه بسيار ارزشمند است. اين کلاه بيشترين کاربرد و احتمالا بيشترين استفاده را دارد. اما استفاده‌ي بيش از اندازه از آن مسئله ساز خواهد بود. کشتن ايده‌هاي خلاق و با منفي‌گرايي اوليه بسيار آسان است. غذا في‌نفسه لازم و مفيد است، اما افراط در خوردن آن نيز زيانبار خواهد بود دقيقا مانند استفاده از کلاه سياه.

 

-    کلاه زرد: به آفتاب بي‌انديشديد. کلاه زرد براي خوشبيني و داشتن ديدگاه مثبت و منطقي در کارهاست. اين کلاه به احتمال کار و اين که کاري مي‌تواند انجام شود توجه دارد، به فوائد مي‌نگرد اما با اين ديد که همه‌ي اينها بايد بر اساس منطق باشد.

.... اگر واحد توليد را به مشتري نزديک کنيم، ممکن است اين ايده مؤثر باشد.

.... بهره از خريد‌هاي مکرر بدست مي‌آيد.

.... هزينه‌ي بالاي انرژي هرکس را در مصرف انرژي بهره‌ورتر مي‌کند.

کلاه سياه بسيار کاربردي‌تر از کلاه زرد است زيرا ما براي بقا بايد از اشتباهات اجتناب کنيم. انديشه‌ي کلاه زرد غالباً به تلاشي آگاهانه نيازمند است. منافع هميشه فوراً آشکار نمي‌‌شوند و ممکن است مجبور به جستجوي آنها شويم. هر ايده‌ي خلاق توجهاتي چند به کلاه زرد دارد.

 

-    کلاه سبز: به گياهان و کمال رشد آنها بي‌انديشيد. کلاه سبز براي تفکر خلاق، براي ايده‌هي جديد، براي جايگزين‌هاي بيشتر و براي ارائه امکانات و فرضيه‌ها است. کلاه سبز به تلاش خلاق نياز دارد.

.... آيا در اينجا ما به ايده‌هاي جديد نياز داريم؟

.... آيا در اينجا جايگزين‌هاي ديگري وجود دارد؟

.... آيا ما مي‌توانيم اين کار را از راه‌هاي مختلف انجام دهيم.

.... آيا در اينجا ممکن است توضيحات ديگري وجود داشته باشد؟

کلاه سبز امکان درخواست مستقيم تلاش خلاق را ميسر مي‌سازد و زمان و مکان را براي تفکر خلاق فراهم مي‌سازد. حتي اگر هيچ ايده‌ي خلاقي پيش نيايد، کلاه سبز تلاش خلاق را مي‌طلبد.

 

-    کلاه آبي: به آسمان و آنچه در آن است بي‌انديشيد. کلاه آبي براي کنترل فرآيند است، به تفکر به کار رفته مي‌انديشد، دستور کار براي تفکر را تعيين مي‌کند،‌گام بعدي براي تفکر را پيشنهاد مي‌کند و ممکن است کلاه‌هاي ديگر را طلب کند. کلاه آبي خلاصه‌کردن‌ها، جمع‌بندي ها و تصميمات را مي‌خواهد و مي‌تواند انديشه‌هاي بکار رفته را تفسير کند.

.... ما وقت زيادي را براي يافتن کسي براي سرزنش کردن صرف کرده‌ايم.

.... آيا مي‌توانيم خلاصه‌اي از ديدگاه‌هاي شما را در اختيار داشته باشيم.

.... من فکر مي‌کنم که ما بايد اولويت‌ها را در نظر داشته باشيم.

.... من پيشنهاد مي‌کنم که ما براي گرفتن چند ايده‌ي جديد، چند انديشه‌ي کلاه سبز را امتحان کنيم.

کلاه آبي عموماً توسط رئيس جلسه يا سازمان دهنده‌ي جلسه مورد استفاده قرار مي‌گيرد،‌ اما ديگر شرکت کنندگان پيشنهاد‌ها را ارائه مي‌کنند. کلاه آبي براي سازماندهي و کنترل فرآيند تفکر است به طوري که بهره‌ورتر شود. کلاه آبي براي انديشيدن درباره‌ي تفکر است.

 

به عنوان مثال يك جلسه يا نشست را در نظر بگيريد که در رابطه با مشکلات چاپ نشريه‌ي سازمان تشکيل شده است. مسئول جلسه كه وظيفه نظم دهي ، هدايت و نتيجه گيري را بر عهده دارد داراي كلاه آبي است. کسي که کلاه آبي بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افکار جاري در محيط جلسه را در ذهن خود به جريان درآورد و نظم و تمرکز دهد. کلاه آبي، تلاش مي‌کند به تفکر کردن جمع، جهت دهد و با برنامه‌اي مشخص آن را به سرانجام رساند. کلاه آبي اولويت‌ها و محدوديت‌ها را تعيين مي‌کند.

زماني كه موضوع يا مشكل چاب نشريه عنوان شد تمام اعضا بايد كلاه‌ سفيد را بر سر بگذارند و در مورد مشکلات چاپ نشريه‌ بي‌انديشند. سپس مسئول جلسه بايد اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرين‌ در جلسه‌ را كه‌ به‌ واسطه‌ تفكر با كلاه‌ سفيد ارايه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندي‌ كند و اعضاي‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد كند تا با گذاشتن‌ كلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفكر كنند.‌ پس‌ از اينكه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضاي‌ جلسه‌ ارايه‌ شد، مسئول جلسه اقدام‌ به‌ جمع‌بندي‌ تراوشات‌ فكري‌ حاضران‌ كرده‌ و آنگاه‌ وارد مرحله بعدي مي‌شود .

در اين مرحله به حاضران‌ اجازه داده مي‌شود تا كلاه‌ سياه‌ را بر سر بگذارند تا نظرات منفي خود را بيان نمايند. با گذاشتن‌ اين‌ كلاه‌ بر سرنبايد احساسات‌ منفي‌ بدون‌ منطق‌ بيان‌ شوند بلكه‌ فرد بايد ديدگاه‌هاي‌ منفي‌ خود را در خصوص‌ مشكل‌ يا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقي‌ بيان‌ كند. بدون‌ شك‌ اگر از اين‌ كلاه‌ بخوبي‌ استفاده‌ شود، مي‌تواند گروه را از مخاطراتي‌ كه‌ در آينده‌ از چشمانشان دور مي‌ماند آگاه‌ كند. اصولا در اين‌ مرحله‌، افراد بايد اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ كنند و نتايج‌ بحث‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ مسئول جلسه جمع‌بندي‌ شده‌ و در نهايت‌ ثبت‌ شود .

سپس حاضران‌ بايد كلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفكر كنند. فرد با گذاشتن‌ كلاه‌ زرد تلاش‌ مي‌كند به‌ نكات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد. اكنون‌ مسئول جلسه بايد بار ديگر به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر اثر كلاه‌ زرد بپردازيد. در مرحله‌‌ي بعد حاضران‌ بايد كلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. كلاه‌ سبز، كلاه‌ خلاقيت‌ است‌. هنگامي‌ كه‌ افراد كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به‌ راه‌هاي‌ نو بيانديشند كه‌ مي‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر اثرگذار بوده‌ و به‌ تصميم‌ گيري‌هاي‌ خلاقانه‌ منجر شود. هر كسي كلاه سبز را بر سرگذارد علاقه‌مند است در راه‌ تغيير قدم‌ بگذارد و تحول‌ را در آغوش‌ بگيرد. نظرات‌ جديد و بديع‌ ارايه‌ كند و جرقه‌ خلاقيت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بيرون‌ رها كند. هنگامي‌ كه‌ حاضران‌ كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي‌ مي‌يابند كه‌ مغز را از روزمرگي‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوي‌ چيزهاي‌ كشف‌ نشده‌ هدايت‌ كنند. در اين مرحله بايد به حاضران فرصتي داد تا ايده‌هاي‌ نو ارايه‌ كنند و آنگاه‌ به‌ ثبت‌ اين‌ ايده‌ها و جمع‌بندي‌ نظرات‌ پرداخته شود. بدون‌ شك‌ براي‌ خلاقانه‌ انديشيدن‌ بايد فرهنگ‌ خلاقيت‌ را بر فضاي‌ جلسه‌ حاكم‌ كرد.

 اكنون‌ مسئول جلسه بايد تلاش‌ كند كه‌ با كلاه‌ آبي‌ كه‌ بر سر گذاشته‌ است به‌ ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخته‌ و به‌ يك‌ جمع‌بندي‌ مناسب‌ برسد و در نهايت‌ در جهت‌ حل‌ مشكل‌ يا پيگيري‌ مورد نظر تصميم‌ نهايي‌ را بگيرد. بدون‌ شك‌ هر يك‌ از اعضا مي‌توانند كلاه‌ آبي‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات‌ به‌ مسئول جلسه كمك‌ كنند. در پايان‌ مي‌توان مشاهده نمود كه هنگاميكه‌ جلسه‌ اينگونه‌ مديريت‌ شود، ديگر تنها شاهد آن‌ نخواهيم بود كه‌ يك‌ فرد تنها با كلاه‌ سياه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و يا فرد ديگري‌ تنها با كلاه‌ قرمز تفكر كند. بلكه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ كلاه‌ مذكور تفكر كنند و انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود را ارايه‌ كنند

 

فوائد استفاده از از روش شش کلاه تفکر:

- پرهيز از مجادله: روش شش کلاه به ما اين اجازه را مي‌دهد که به جاي مجادله به بحث‌هاي پربار بپردازيم. مي‌توان با به سر گذاشتن کلاه سياه خطر‌ها را کشف کرد، با کلاه زرد منافع را پيدا نمود و با کلاه سبز امکانات را مطرح نمود. در نتيجه افراد براي کشف حقايق بجاي رقابت و دشمني با هم همکاري مي‌کنند.

- جدايي خود[3] از عملکرد: معمولاً خود و عملکرد انسان در تفکر با هم پيوند بسيار نزديک دارند. کسي که به ايده‌اي علاقه ندارد، براي يافتن نکات موافق با ايده يا جوانب آن تلاش نمي‌کند. در روش کلاه، خود از عملکرد انساني جدا مي‌شود. انديشه‌گر براي بکار بردن کلاه‌هاي مختلف تلاش مي‌کند. و عملاً مفهوم آزادي را تجربه مي‌کند زيرا انديشه گر به موضوع محدود نخواهد بود. با اين کلاه‌ها غالباً انديشگر از بينش شخصي خود بيرون مي‌آيد به طوري که عقيده‌اش را نسبت به موضوع تغيير مي‌دهد.

- جلوگيري از منفي بافي بيش از حد: بعضي از افراد ذاتاً منفي باف هستند و احساس مي‌کنند که در هر لحظه بايد خطرهاي ممکن را پيش کشيد. در يک بحث معمولي هيچ چيز نمي‌تواند باعث منفي بافي شخص شود. با سيستم کلاه فرصت کافي براي منفي بافي در زمان استفاده از کلاه سياه وجود دارد اما در ديگر مواقع منفي گرايي بي‌مورد است و شخص منفي‌گرا نبايد منفي فکر کند.

- تشويق تفکر مثبت و خلاق: در جريان معمولي تفکر و مباحثه غالباً براي تلاش خلاق وقت کم مي‌آوريم و براي تلاش مثبت نيز معمولاً وقت کافي نخواهيم داشت. هنگام استفاده از روش کلاه، کلاه‌هاي زرد و سبز اين امکان را فراهم مي‌کنند تا زماني را براي تلاش خلاق آگاهانه و همچنين مثبت، اختصاص دهيم.

ـ جلوگيري از دسته‌بندي تفکر گروه: دوبونو مي‌گويد" کاملآ درست است که برخي افراد در نوع تفکر بهتر از تفکرهاي ديگر عمل مي‌کنند و در اين نوع تفکر نسبت به تفکر‌هاي ديگر احساس راحتي بيشتري دارند. ولي من مي‌خواهم شديداً تأکيد کنم که اين کلاه‌ها براي دسته‌بندي يا گروه‌بندي نيست. من نمي‌خواهم که کسي خود را انديشگر کلاه سياه تصور کند يا فکر کند که انديشگر کلاه سبز است. اين درست عکس روش شش کلاه است. هرکس بايد تلاش کند تا از همه‌ي کلاه‌ها استفاده کند. وقتي گروهي تفکري از نوع کلاه سبز انجام مي‌دهند در اين صورت تمامي افراد کلاه سبز بر سر مي‌گذارند"



[2] - Nippon Telephon and Telegraph

[3] - ego

+ تأييد شده توسط صفاوا در دوشنبه 1386/12/27 و ساعت 13:7 |

مهم‌ترين وقايع ICT در سال 86

سونيتا سراب‌پور-روزنامه دنياي اقتصاد شماره ۱۴۸۴


سال 86 كم‌كم با تمام فراز و نشيب‌هاي خود رو به اتمام است. سالي كه به اعتقاد بسياري از مسوولان و كارشناسان حوزه
IT سال خوبي را براي اين صنعت رقم نزده است.

عدم حمايت‌هاي دولتي از بخش‌خصوصي نوسانات موجود در بازار سخت‌افزار، بروز مشكلات گمركي در زمينه ترخيص بعضي از محصولات مانند لپ‌تاپ و مانيتور، تحريم‌هاي بين‌المللي، قاچاق محصولات و ... از جمله اتفاقات ناخوشايندي بود كه سال 86 را همراهي كرد. البته در اين ميان خبرهاي نسبتا خوبي هم از ديدگاه برخي مسوولان شنيده مي‌شد. اما به دليل غلبه خبرهاي ناخوشايند اين خبرها آنچنان كه بايد ديده نشدند. براي اين كه با اتفاقات ويژه‌اي كه در سال 86 بر سر صنعت IT كشورمان گذشته است بيشتر آشنا شويم با تعدادي از كارشناسان و مسوولان اين حوزه صحبت كرده‌ايم كه در پي مي‌آيد:

 

   
باقر بحري: قائم مقام كميسيون سخت‌افزار سازمان نظام صنفي رايانه‌اي:

سال 86 براي صنعت IT خصوصا در حوزه سخت‌افزاري با ركود كامل اقتصادي همراه بود. مي‌توانم اين ادعا را داشته باشم كه در سال‌هاي گذشته در اين حوزه حركت‌هاي رو به رشد زيادي ديده مي‌شد. اما در سال‌جاري حركت‌ها و فعاليت‌ها خيلي رو به جلو و با هدف پيشرفت ديده نشده است.
يكي ديگر از اتفاقات بدي كه در اين سال رخ داد اختلافات درون صنفي بود كه براي از بين بردن يگانگي و ضعيف كردن افراد احزاب صورت گرفت.


همچنين قاچاق كالاها و موانع توليد در زمينه محصولات سخت‌افزاري باعث شد كه فعاليت در اين زمينه‌ها چندان صرفه اقتصادي براي كشور نداشته باشد و همين امر عدم پيشرفت در اين حوزه را براي كشور رقم زد. در كل بايد بگويم حركت حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات كشور به سمت پيشرفت و نوآوري در سال 86 در حد انتظار مسوولان نبود و اين سال، سال خوبي براي صنعت IT كشور نبوده است.


سالي براي قاچاقچيان

   افشار فروتن لاريجاني رييس انجمن فروشندگان سيم‌كارت و گوشي تلفن‌همراه:


سال 86 براي وارد كنندگان قانوني گوشي تلفن‌همراه سال خوبي نبود به دليل اين كه تعرفه اين كالا در اوايل سال براي حمايت از توليد كنندگان داخلي به 60درصد رسيد و در مراحل بعد هم ثبت سريال گوشي‌ها لغو شد.


مجموعه اين عوامل باعث شد كه قاچاقچيان به سهولت گوشي غيرقانوني را وارد بازار داخلي كنند و اين حوزه را به طور كامل تحت كنترل خود بگيرند.


تا جايي كه حجم گسترده قاچاق اين كالا به بازار داخلي باعث شد مسوولان اين حوزه براي حمايت از واردكنندگان و جلوگيري از قاچاق تعرفه را از 60درصد به 25درصد برساند. هر چند اين تعرفه مناسبي براي واردات قانوني گوشي نبود ولي در حجم ورود گوشي‌هاي ارزان قيمت به كشور تاثير بسزايي داشت و قاچاقچيان را به سمت قاچاق گوشي‌هاي گران قيمت سوق داد. همچنين يكي ديگر از اتفاقاتي كه در اين سال در حوزه تلفن‌همراه رخ داد، توليد گوشي‌هاي داخلي بود كه اين اقدام در مراحل اوليه حركت خوبي به حساب مي‌آمد، اما در مراحل بعد به دليل پاره‌اي از مشكلات آنچنان كه پيش‌بيني مي‌شد، موفقيت‌آميز عمل نكرد. اما در حوزه سيم‌كارت بايد بگويم اقدام شركت ارتباطات سيار به توزيع نامحدود سيم‌كارت‌هاي اعتباري همراه اول، خبر خوبي بود كه در سال 86 اعلام شد. چرا كه با ورود اين سيم‌كارت به بازار با توجه به تنوع شبكه‌هاي خدمات‌رساني تلفن‌همراه (ايرانسل، تاليا)، باعث ايجاد رقابت ميان اين شبكه‌ها شد كه اين امر در نهايت زمينه را به نفع كاربران تمام كرد. اين حركت همان‌طور كه در ابتدا گفتم حركت خوبي بود، چرا كه در ابتدا از طرف شركت ارتباطات سيار اعلام شده بود كه اين سيم‌كارت‌ها به صورت نامحدود و 2ماه بعد از ثبت‌نام به متقاضيان داده خواهد شد، اما متاسفانه در اواخر سال اين شركت اعلام كرد كه براي ثبت‌نام اين سيم‌كارت‌ها محدوديت وجود دارد و هر كاربر بيشتر از 2 سيم‌كارت نمي‌تواند ثبت‌نام كند كه مراحل پاياني اين حركت اتفاق خوبي در حوزه سيم‌كارت نبود و فعالان و سرمايه‌گذاران اين حوزه را تحت‌تاثير خود قرار داد.


اشتباهات گسترده  

سهيل مظلوم نايب‌رييس سازمان نظام‌ صنفي رايانه‌اي كشور:

طي دو سال گذشته و مخصوصا سال جاري ركود زيادي بر بازار رايانه‌اي ايران حاكم بوده است كه يكي از عوامل ركود اين بازار تصميمات نادرست مسوولان در حوزه فناوري اطلاعات ارتباطات بوده كه مسوولان سازمان ما در استان‌هاي مختلف با تاكيد بر بالا بردن هزينه‌هاي تصميم‌گيري‌هاي نادرست در كليه مناسبات و تعاملات خود با متوليان دولتي بر اين مساله تاكيد كرده و در مواردي نيز با طرح موضوع در رسانه‌ها يا تذكر كتبي خواستار لغو تصميم يا تجديد نظر در آن شده‌اند.دستورالعمل صدور پروانه مراكز ISP و ICP، تجميع عوارض ارائه دهندگان خدمات اينترنتي، ادعاي صادرات يك ميليارد دلاري نرم‌افزار، طرح اينترنت ملي، طرح حساب اينترنتي دانش‌آموزان، انحصار در خريد تامين پهناي باند انحصار در ارائه خدمات VOIP و ... مهمترين مواردي است كه مسوولان دولتي طي يك‌سال گذشته در خصوص آن تصميم‌گيري‌هاي اشتباهي را انجام داده بودند كه خوشبختانه برخي اين موارد با پيگيري سازمان به نتايج نسبتا مطلوبي رسيده است. همچنين شفاف‌سازي عملكرد دولت در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، تقويت بنيه اعضاي سازمان با اصلاح مقررات و شرايط حاكم بر بازار ما افزايش توان سازمان با اطلاع‌رساني، حفظ و ارتقاي جايگاه صنف نيز از نظر من از مهمترين و بهترين اتفاقات سال جاري بوده است.


ناامني كامل

محمدعلي شهرستاني، نايب رييس تشكل مجمع فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات:
در زمينه امنيت و حفظ كپي‌رايت در سال 86 ناامني كامل بر اين حوزه سايه انداخته بود. حركت‌هاي حمايتي دولتي در حد صفر بود و مي‌توانم بگويم در اين حوزه هيچ حركت و بحث جدي براي نوآوري و پيشرفت صورت نگرفت. نابساماني ادغام‌هاي حوزه آي‌تي، حمايت‌ نكردن از بخش‌خصوصي و... از جمله اتفاقات بدي بود كه حوزه آي‌تي در سال 86 با آن روبه‌رو بود.

 

تنها در حد يك پيشنهاد  

صمد مومن‌باا... معاون پارلماني وزارت فناوري اطلاعات و ارتباطات:

يكي از اتفاقات خوبي كه در سال 86 رخ داد تعامل ميان وزارت فناوري اطلاعات و ارتباطات با نمايندگان مجلس بود. در واقع مجلس در اين سال شرايطي را براي ما فراهم كرد تا بتوانيم مسائل حوزه آي‌تي را به نحوه مطلوب پيش ببريم. از جمله‌ فعاليت‌هاي انجام شده در اين حوزه (جنبه حقوقي) مي‌توانم به بررسي اصلاح اساسنامه شركت‌ها و سازمان‌هاي حوزه آي‌تي براساس اصل 44 قانون خصوصي‌سازي شركت‌ها، پيشنهاد اصلاح قانون وظايف و اختيارات وزارت اطلاعات و فناوري ارتباطات، پيشنهاد ارائه قانوني براي پيام‌هاي ناخواسته (Spam)، بررسي لايحه سازمان نظام مهندسي فناوري اطلاعات كشور، لايحه صيانت از حريم فيبر نوري در سراسر كشور و... اشاره كنم كه در واقع از اين فعاليت‌ها مي‌توانم به عنوان كارهاي مثبت ميان وزارت ICT و مجلس نام ببرم.
در پايان هم بايد بگويم كه ما تمام تلاش‌هاي خود را انجام داده‌ايم تا خلاءهاي قانوني كه در اين حوزه وجود دارد را از ميان برداريم.


پاسخ به نياز كاربران 

داوود زارعيان مدير روابط عمومي مخابرات تهران:
ابتدا بگذاريد از وقايع خوب رخ داده در اين حوزه شروع كنم. در‌حال‌حاضر شركت مخابرات 3 شاخص آماري دارد كه اين شاخص نشان مي‌دهد ما نسبت به سال گذشته پيشرفت خوبي داشته‌ايم به ويژه در بخش تلفن همراه كه بيش از 8ميليون واگذاري صورت گرفته است. در واقع در سال 86 ما توانستيم واگذاري خطوط تلفن همراه در تلفن ثابت را به روز به متقاضيان واگذار كنيم و تمام نيازهاي كاربران در حوزه ارتباطات را به نحو مناسب پاسخ دهيم. همچنين نصب تجهيزات كافي و لازم در حوزه فن‌آوري اطلاعات از ديگر كارهاي خوب مخابرات در سال‌جاري است. فراگير نشدن استفاده از امكانات ارتباطي در حوزه‌هاي مختلف تجارت، آموزش‌، ... هم از نقاط ضعف مشاهده شده در اين حوزه است. البته بايد بگويم كه گسترش استفاده از اين امكانات ارتباطي تنها جزء وظايف مخابرات نيست، بلكه بايد ارگان‌هاي ديگر نيز در اين زمينه تلاش كنند.


پيشخوان دولت

محمد حسن حبيبيان عراقي مديرعامل شركت پست:


امسال، سال پررونقي براي صنعت پست كشور بود و به نظر من كليه اتفاقات رخ داده در حوزه پست كاملا خوب و مثبت بود. چرا كه در سال‌جاري ما خدمت گسترده‌اي را در اختيار كاربران قرار داديم. از جمله اين خدمات مي‌توانم به ارائه سرويس‌هايي مبني بر خدمات نوين الكترونيكي، ثبت‌نام‌هاي اينترنتي، افزايش خريد و فروش آنلاين به طوري كه بيش از 95 شركت با ما قرارداد داشتند تا كالا و خدمات خود را از طريق شبكه‌هاي پستي و سايت‌هاي اينترنتي به فروش برسانند. افزايش تعداد سرويس‌دهي شركت پست براي توزيع ابلاغيه از جمله ابلاغيه‌هاي مالياتي تا خدمات نيابي بيمه مانند صدور دفترچه خدمات درماني، راه‌اندازي بيش از 250دفتر ICT شهري، توزيع كالابرگ و ... اشاره كنم كه مجموع اين فعاليت‌ها باعث كاهش 40درصدي ترافيك شهري شده است. در ابتداي امر تصور پست اين بود كه با ورود تكنولوژي‌هاي روز و افزايش استفاده از ابزار آلات اينترنتي پست كم‌كم از رونق مي‌افتد اما در‌حال‌حاضر به اين نتيجه رسيده‌ايم كه هر چه صنعت آي‌تي در زمينه خدمات الكترونيكي كشور رشد پيدا كند به مراتب پست هم رونق پيدا مي‌كند.


قطع حمايت‌ها

يحيي تابش رييس مركز محاسبات دانشگاه صنعتي شريف:

 

سال 86 براي شركت‌هاي خصوصي و كامپيوتري سال سختي را رقم زد و شركت‌‌هاي فعال در اين حوزه بازار پررونق را نداشتند. همچنين حمايت دولتي از بخش خصوصي نيز بسيار كم‌رنگ بود. همچنين يكي ديگر از نقاط ضعف‌ديده شده در اين حوزه، قطع حمايت‌‌هاي صورت گرفته روي نرم‌افزارهاي متن باز بود. لازم به ذكر است كه اين حمايت‌‌ها در گذشته به صورت جدي صورت مي‌گرفت اما در سال جاري به دليل پاره‌اي از سياست‌‌گذاري‌ها قطع شد.اما از كارهاي خوب صورت‌گرفته در حوزه آي‌تي در اين سال محصولات متعددي توسط شركت‌هاي مختلفي توليد شد، اما يكي از مهم‌ترين اين محصولات توليد نرم‌افزار تبديل گفتار به متن توسط شركت عصر گويش‌ پرداز وابسته به دانشگاه شريف بود. اين محصول به دليل نوآوري و حمايت‌كردن آن از زبان فارسي داراي اهميت خاصي براي كشور است و به همين دليل از طرف شوراي عالي انفورماتيك كشور 3 ثبت اختراع به آن تعلق گرفته است.در پايان سال 86 سال خوبي از لحاظ اقتصادي براي صنعت آي‌تي كشور نبود، اما هميشه در شرايط سخت يك‌سري اتفاقات خوب و ويژه به وقوع مي‌پيوندد

 

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در دوشنبه 1386/12/27 و ساعت 10:41 |

چه چيزي تغيير کرده است؟

در دهه‌هاي 1970 و 1980 پايه‌هاي برنامه‌ريزي استراتژيک در رده‌هاي بالاي سازمان استوار بود و برنامه‌ريزي اجراي استراتژي تا حد زيادي يک فرآيند از بالا به پايين به شمار مي‌آمد. طبق اين قاعده برنامه‌ريزي استراتژيک به افراد معدودي منحصر مي‌گرديد و رده‌هاي مياني آن را اجرا مي‌کردند و عده زيادي نيز دنباله‌رو بودند. با افزايش سرعت تغييرات خصوصا در فناوري، اين فرآيند هم به هم ريخت.

در دهه 1980، عوامل متعددي موجب اغتشاش و آشفتگي سازمان‌ها شدند. بسياري از رده‌هاي متوسط به علت صرفه جويي در هزينه، تامين منابع از خارج از سازمان و کوچک کردن حجم سازمان‌ها از دور خارج گرديدند. ساير سازمان‌هايي که بدليل حجم کوچکشان نيازي به رده متوسط نداشتند، دريافتند که بدون اتخاذ روش‌هاي جديد در رقابت شکست خواهند خورد. با گسترش ارتباطات پيشرفته، دنيا کوچک تر شد، بازارها جهاني گرديدند و واردات ارزان قيمت،سهم بازار ايمن قبلي را از بين برد. ورود به بازار با وجود نيروي کار موقت و فناوري جديد آسان‌تر شد و همچنان که با افزايش رقابت تقاضاي محصول بيشتر و متفاوت زياد مي شد خواسته‌هايي مشتريان نيز افزايش مي يافت.

در دهه 1990، قواعد و قوانين کسب و کار، صرفنظر از بزرگ، متوسط و يا کوچک بودن سازمان‌ها، بسيار سريعتر از اينکه بتوان خود را با آن تطبيق دهد تغيير پيدا کرد. به منظور همگام بودن با تغييرات بازار و کسب مزيت رقابتي، لازم بود سازمان‌ها مهارتهاي جديدي را کسب نمايند و تفکر خود را نسبت به منابع در مقياس بزرگي تغيير دهند تا بتوانند از فرصت‌هاي تازه استفاده نمايند.

الگوها هنوز هم در شکل دادن به استراتژي سازمان‌ها نقش دارند ولي همه موارد را در بر نمي‌گيرند. آنها نمي‌توانند با استفاده از اطلاعات و تجارب بدست آمده از شرايط و موقعيت‌هاي گذشته، آينده را پيش بيني کنند، البته در شرايط با ثبات، مناسب هستند ولي در زمانهاي تغيير نامناسب مي‌گردند. محصولات، بازار و منابع را مورد تاکيد قرار مي‌دهند ولي توجهي به ايجاد ارزش ها و قابليت‌هاي مناسب براي آينده ندارند. عواملي که اکنون موجب موفقيت شرکت ها مي‌شود، ممکن است در آينده اهميتي نداشته باشد.

 

روندهايي که آينده را از گذشته متمايز مي‌سازد

همانگونه که اشاره گرديد سير تغييرات در جهان بسيار وسيع بوده و به نظر ، روندهاي کلي به شکل زير وجود دارد:

·   جهاني شدن: سازمان‌ها و رقباي آنها ديگر نمي‌توانند فقط به محيط خود محدود شوند. بسياري از سازمان‌ها با اين هدف شروع به کار مي‌کنند که بتوانند عملکردي جهاني داشته باشند. بسيار اهميت دارد که خود را محدود به يک منطقه کوچک جغرافيايي نکنيم.

·   پيشرفت هاي فناوري : اين پيشرفت‌ها خصوصا در زمينه ارتباطات و انتقال اطلاعات مشاهده مي‌شود. ظهور و گسترش اينترنت و سيستم‌هاي پيشرفته مخابراتي در سالهاي اخير شيوه عمل کسب و کار و تجارت را تغيير داده است.

·   تغييرات اجتماعي: تغيير و تحولات اساسي از يک جامعه توليدي به جامعه اي اطلاعاتي صورت گرفته است. اکنون شرکت ها در زمينه دانش و اطلاعات رقابت مي‌کنند. مزيت رقابتي سازمان بستگي به اين دارد که چه چيزهايي را مي‌دانيد و چگونه از اين دانسته‌ها استفاده مي‌کنيد.

·   سازمان به عنوان مجموعه اي از طرفهاي ذينفع: اکنون پذيرفته شده است که يک سازمان، چيزي بيش از گروهي از کارکنان است. سازمان‌هاي پيشرفته، تامين کنندگان، مشتريان، سهامداران و نيز کارکنان خود را در استراتژي خود مشارکت مي‌دهند.

·   تکيه بر نوآوري براي نيل به موفقيت: سازمان‌هايي که همان شيوه‌هاي قديمي را دنبال مي‌کنند در حالي که محيط اطراف آنها دائما در حال تغيير است، در مسير شکست گام بر مي‌دارند. نوآوري يعني انجام دادن کارهاي جديد و متفاوت که براي سازمان مزيت‌هايي نسبت به رقباي آن به ارمغان آورد.

·   طبيعت رقابت: غول هاي صنعتي ديگر از امتياز منحصر بفرد بودن برخوردار نيستند و شرکت‌هاي کوچک مستقيما با صنايع بزرگ در حال رقابت هستند.

·   نيروي کار متنوع: اين نيرو، کارگران مسن، زنان و اقليت هاي نژادي را در بر مي‌گيرد. تنوع نيروي کار هم بر روش‌هاي اجراي کار و خدمات اثر مي گذارد و هم آن را غني مي‌سازد.

·   تغيير ساختارهاي سازماني: در جايي که سازمان‌ها از منابع برون سازماني، توانمند سازي و فناوري ارتباطات استفاده مي‌کنند، مي‌توانند نسبت به فرصت هاي بازار انعطاف پذيرتر و علاقمندتر باشند.

·   نياز دائمي به يادگيري: استمرار يادگيري از آن رو مورد نياز است که از تناسب مهارت‌ها با نيازهاي متغير محيط اطمينان حاصل شود. شايد کليد واقعي دستيابي به مزيت رقابتي در آينده، يادگيري باشد.

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1386/12/23 و ساعت 14:56 |

ابزارهاي خلاقيت:

ابزارهاي مختلفي براي پرورش خلاقيت و استفاده از تفکر خلاق از سوي دانشمندان و محققين طراحي و ارائه شده است. برخي از اين روش‌ها بصورت روشهاي گروهي ‌است و در تيم‌ها از آنها استفاده مي‌شود و برخي از اين ابزارها بيشتر کاربرد فردي دارند. هرچند که برخي از ابزارهاي گروهي را مي‌توان به صورت فردي بکار برد و برعکس. در اينجا ما تلاش مي‌کنيم به اين دسته بندي توجه کنيم و در ادامه در قالب اين دسته بندي به شرح برخي تکنيک‌هاي خلاقيت بپردازيم: 

 

 الف) تکنيک‌هاي گروهي

 

1- تكنيك توفان مغزي[1]

 

  يكي از تكنيك‌هاي متداول در ايجاد خلاقيت و فعال ساختن انديشه‌ها به صورت گروهي تكنيك تحرك مغزي است .در اين تكنيك مشکلي  به يك گروه كوچك ارائه  شده و از آنان خواسته مي‌شود في البداهه و به سرعت به آن واكنش نشان داده و براي آن پاسخي بيابند. پاسخ‌ها بر روي  تابلويي نوشته مي‌شوند به طوري كه همه اعضاء جلسه مي‌توانند آنها را ببينند. اين امر باعث مي‌شود تا ذهن اعضاء به فعاليت بيشتري پرداخته و جرقه‌اي  از يك ذهن باعث روشني ذهن ديگري شود. اين روش اعضاي تيم را قادر مي‌سازد که در فاصله زماني کوتاهي تعداد زيادي نظرات را در مورد يک پديده جمع‌آوري نمايند.

چهار اصل در جلسات تحرك مغزي حاكم است:

1-  ميزان ايده‌ها و نظرات ابراز شده واجد اهميت است، چه هر چه نظرات و پيشنهادات بيشتري ايجاد شوند امكان وجود ايده‌هاي خلاق و بديع در ميان آنها افزايش پيدا مي‌كند.

2-   اعضاء مي توانند به تكميل، تعديل و تركيب ايده‌هاي ديگران نيز بپردازند و ايده‌هاي خود را بر اساس نظرات آنان بنا كنند.

3-  اجازه هيچگونه انتقاد و نقادي نسبت به نظرات ابراز شده در جلسه داده نمي‌شود. همه حق دارند آزادانه نظر خود را ابراز نمايند ولي حق ندارند نسبت به نظر ديگري انتقاد كرده و اظهار نظر مثبت يا منفي كنند.

4-  ارزيابي و داوري نسبت به نظرات ابراز شده به بعد موكول مي‌گردد و از اعضاء جلسه خواسته مي‌شود تا هيچگونه قضاوت و ارزيابي نسبت به نظرات بيان شده  به عمل نياورند.

موضوعات مطرح شده در جلسات تحرك مغزي بايد دقيقا تعريف شده و مشخص باشند. مسائل كلي و مبهم موجب سردرگمي اعضاء و عدم كارايي جلسه مي‌گردند. زماني كه تعريف مشخصي از مساله وجود نداشته باشد، جلسه بي هدف به اين سو و آن سو تغيير جهت مي‌دهد.

در جلسات طوفان مغزي مي توان با مطرح كردن مشكل به كمك ديگران به تعريف مسئله رسيد. به عبارت ديگر ديگران مي‌توانند هر ايده‌اي (مسئله‌اي) را كه باعث بروز مشكل شده است را مطرح نمايند و در نهايت جلسه به مسئله‌ي اصلي هدايت شود.

دلايل فراواني در مورد پربار بودن جلسات تحرك مغزي بيان گرديده است من جمله افزايش قدرت خلاقيت در گروه، رقابت، اظهار نظر با فراغت خاطر و ايجاد محيطي مساعد براي خلاقيت و في البداهه بودن نظرات است[13].

برايسون و آلستون[2]  راهنمايي به شرح زير براي اجراي مؤثر طوفان مغزي تنظيم كرده‌اند:

1-      براي شركت در يك جلسه طوفان مغزي توافق كنيد.

2-      هيچيك از ايده‌هايي را كه مطرح مي‌شوند، ارزيابي يا نقد نكنيد. اين ايده‌ها تنها در منظر گروه قرار مي‌گيرند و ثبت مي‌شوند.

3-      در مورد شنيدن برخي از ايده‌هاي رام نشده كه در نتيجه خودانگيختگي ناشي از ممنوع شدن قضاوت ابراز مي‌شوند، با سعه صدر برخورد كنيد. ملاحظات عملي در اين مرحله اهميتي ندارند. جلسه طوفان مغزي قيدوبندي ندارد.

4-      بر اين نكته كه كميت ايده‌ها اهميت دارد و نه كيفيت آنها، تأكيد كنيد. تمامي ايده‌ها بايد بيان شوند و هيچيك از آنها نبايد توسط اعضاي شركت‌كننده حذف شود. زياد بودن تعداد ايده‌ها احتمال كشف موارد مناسب را افزايش مي‌دهد.

5-      در صورت امكان ايده‌هاي جديدي با استفاده از ايده‌هاي ديگر اعضاي گروه توليد كنيد. خلاقيت موجود در ميان اعضاي گروه را يك كاسه كنيد. هر يك از افراد بايد آزاد باشد تا بتواند ايده‌هاي جديدي با استفاده از ايده‌هاي موجود پرورش دهد و آميزه‌‌هاي جالبي از پيشنهادهاي متفاوت ارائه دهد.

6-      بر روي يك مسئله يا موضوع ”منحصر به فرد“ تمركز كنيد. پيرامون مسائل متعدد يا مسئله‌اي كه داراي جنبه‌هاي چندگانه و پيچيده است به طوفان مغزي متوسل نشويد. به بيان ساده‌تر ”از اين شاخه به آن شاخه“ نپريد.

7-      در جلسه جوي توأم با همدلي و آرامش و روحيه همكاري ايجاد كنيد.

8-      مطمئن شويد كه تمامي اعضا، صرف‌نظر از ميزان خجالتي بودن يا بي‌ميلي نسبت به مشاركت، ايده‌هاي خود را مطرح مي‌كنند

 

منبع:

1-           الواني،سيد مهدي. 1373. مديريت عمومي تهران: نشر ني.

 

۲- Bryson, John M. and Farnum K. Alston. (1996) Brainstorming Guidelines. Appendix A. of Creating and Implementing Your Strategic Plan: A Workbook for Public and Non-profit Organizations. San Francisco: Jossey-Bass Publishers



[1] - Brainstorming

[2] - Bryson, John M. and Farnum K. Alston

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1386/12/23 و ساعت 14:47 |

تعريف خلاقيت

 

از خلاقيت تعاريف زيادي شده است كه از طيف وسيع و گسترده‌ي اين تعاريف به تعدادي از آنها در اينجا اشاره مي‌‌شود:

خلاقيت در ساده‌ترين شكل خود، به معني به وجود آوردن چيزي است كه قبلا وجود نداشته است.

خلاقيت به معناي خلق کردن است. از ديدگاه روان شناختي، خلاقيت به معناي پديد آوردن چيزي از چيز ديگر به گونه‌اي منحصر به فرد است. به عبارت ديگر، خلاقيت به معني کم يا زياد کردن يک پديده و تغيير شکل دادن و يا ترکيب کردن آن با ساير پديده‌ها، اشياء يا چيزها است

" - خلاقيت يعني ديدن به نوعي ديگر.

- خلاقيت يعني رهايي از عادت‌هاي ذهني.

- خلاقيت يعني فرآيند تغيير، توسعه و تكامل در سازمان‌بندي حيات ذهني.

- خلاقيت يعني دور شدن از چيز هاي واضح و معمولي يا قطع رابطه با تفكر مبتني بر عادت.

- خلاقيت يعني نگاهي متفاوت به پديده‌هايي كه ساير مردم نيز آنها را مي‌نگرند.

- خلاقيت يعني آوراز خواندن با نت هاي خويش.

- خلاقيت يعني خارج شدن از پشت درهاي بسته.

- خلاقيت يعني نگاه به چيزهاي معمولي و پيش‌پا افتاده و ديدن چيز‌هاي فوق‌العاده و غير عادي در آنها.

- خلاقيت ديدن چيزي كه وجود ندارد."

 

چرا به خلاقيت نياز داريم:

جان اسكالي رئيس هيئت مديره و مدير اجرائي شركت كامپوتري اپل مي‌گويد "فقط از طريق تغيير جهتي بنيادي در تفكرمان مي‌توانيم در اين عصر جديد موفق شويم و اين امر مستلزم كاري كمتر از گسستن از روش‌هاي سنت‌گراي رهبران و مديران كسب و كار دوران صنعتي نيست" و آن يعني به كارگيري خلاقيت.

مي‌توان گفت در دو مورد زير به خلاقيت نياز عملي وجود دارد:

-      در مواردي كه به ايده‌ي نو نياز واقعي وجود دارد و بدون آن كاري از پيش نمي‌رود و يا ممكن است نوعي مشكل، بحران يا اختلاف در بين باشد. همچنين در مواردي كه رهيافت‌هاي ديگر با مشكل مواجه شده و باعث شكست ساير راه حل‌ها شده است، تنها اميد بكارگيري خلاقيت است.

-      در مواردي كه به ايده‌ي نو هيچ نياز مبرمي نيست اما ايده‌ي نو فرصت، مزيت، و سود در پي دارد.

پر واضح است كه امروزه جهت موفقيت يك سازمان به افراد خلاق و محيط خلاق نياز زيادي وجود دارد هرچند كه وجود افراد خلاق شرط كافي براي سازمان نمي‌باشد ولي يك شرط كاملاً لازم است. اما فرد خلاق كيست؟ و به چه محيطي محيط خلاق گفته مي‌شود؟

 فرنك بارون استاد دانشگاه كاليفرنيا در بركلي مي‌گويد "فرد خلاق نه تنها به عوامل غير منطقي خود ارج مي‌نهد، بلكه آن را به عنوان نويد‌بخش‌ترين  منبع خلاقيت در تفكر خود گرامي مي‌دارد. فرد خلاق هم بدوي‌تر و هم با فرهنگ‌تر، هم مخرب‌تر و هم سازنده‌تر، هم ديوانه‌تر و هم عاقل‌تر از يك فرد عادي است. پس نتيجه مي‌گيريم محيط خلاق محيطي است كه اين دوگانگي را از طريق بيان و تحرك آزادانه، فقدان ترس از مخالفت و تضاد، تمايل گسستن از سنت‌ها، روحيه‌اي بازي‌گرا و همچنين تعهد به كار و هدف در مقياس عظيم را تشويق كند."

 

منابع خلاقيت:

در اينجا برخي منابع سنتي و ديگر منابع خلاقيت مورد بررسي قرار مي‌گيرد. اين بررسي‌ها براي ايجاد بعضي اصول عملي درباره‌ي خلاقيت سودمند است:

 

1-   معصوميت: معصوميت خلاقيت اختصاصي كودكان است. اگر شخصي رهيافت معمول، راه حل معمول و مفاهيم معمول مربوط را نداد، در نتيجه ممكن است به رهيافت تازه‌اي دست يابد. همچنين اگر قيدها و دانستن كارهايي را كه نمي‌توان انجام داد، مانع شخص نباشد در اين صورت بيشتر آزاد خواهد بود تا رهيافت جديدي مطرح كند. متأسفانه بي‌خبري و معصوميت را نمي‌توان در جريان رشد حفظ كرد. حتي معصوميت در رشته‌ي اختصاصي خود نيز ممكن نيست. بنابراين شايد در فصت هاي معيني واقعاً بايد به حرف بچه گوش كرد. بعيد است كه بچه‌ها راه حل كاملي ارئه دهند ولي اگر شنوندگان آمادگي برداشت اصول را داشته باشند، آنگاه ممكن است نتايج جديدي بدست آيد.

 

2-   تجربه: خلاقيت تجربه آشكارا مخالف خلاقيت معصوميت است. بر اثر تجربه در مي‌يابيم كه چه چيزي مؤثر است، چه چيزي يا چه كاري موفق خواهد شد و يا چه چيزي به فروش خواهد رفت. اگر كاري پيشتر نتيجه‌ي خوبي داشته است پس مس‌توان آن را تكرار كرد. خلاقيت تجربه ذاتا خلاقيتي با خطر اندك است و در جستجوي تكرار و تقويت موفقيت‌هاي گذشته است.

 

3-   انگيزش: خلاقيت انگيزش بسيار مهم است زيرا بيشتر افرادي كه خلاق تشخيص داده شده‌اند خلاقيت خود را از اين منبع بدست آورده‌اند. انگيزش به معني صرف وقت تا پنج ساعت وقت در هفته به منظور پيدا كاردن راهي بهتر براي انجام كار، در حالي كه ديگران شايد براي اينكار پنج دقيقه در هفته وقت صرف نكنند. انگيزش به معني جستجوي راه‌حل‌هاي بيشتر است، درست زماني كه ديگران از راه حل بديهي راضي‌اند. انگيزش به معني آزمودن و كسب تجربه در راه جستجوي ايده‌هاي نو است. انگيزش اشتياق به تفكر و نظر انداختن به چيزهايي است كه هيچ كس ديگر زحمت نگاه كردن به آنها را به خود نداده است.

 

4-   داوري تنظيم شده: بين عكاس و نقاش يك تفاوت عمده وجود دارد. نقاش با رنگ‌ها، قلم موها و الهامات در مقابل بوم مي‌ايستد و نقاشي مي‌كند. عكاس با يك دوربين پرسه مي‌زند تا صحنه‌اي زيبا و يا جالب را شكار كند. خلاقيت داوري تنظيم شده شبيه خلاقيت عكاسي است. شخص با داوري تنظيم شده ايده‌اي را بوجود نمي‌آورد. او با داوري تنظيم شده پتانسيل يك ايده را در مرحله‌ي كاملاً اوليه تشخيص مي‌دهد. اين نوع خلاقيت در عمل ممكن است حتي مهم‌تر از آنچه هست باشد. ايده‌اي كه گسترش يافته و به اجرا گذاشته شده مهمتر از ايده‌اي است كه فقط به صورت ايده وجود دارد. توان دريافتن ارزش يك ايده خود عمل خلاقي است. اگر ايده‌اي نو باشد در اين صورت لازم است كه نيروي آن ايده را تجسم كرد و به كساني كه ايده‌ها را به اين طريق گسترش مي‌دهند بايد به اندازه‌ كساني كه ايده‌ها را ابداع مي‌كنند ارج نهاد.

 

5-   اتفاق و پيشامد: تاريخ پر از نمونه‌هايي است كه نشان مي‌دهند چگونه ايده‌هاي مهم از روي اتفاق، پيشامد، اشتباه و يا جنون بوجود آمده‌اند. شخصي با تفكر سنتي كه خلاصه‌اي از تاريخ است در يك جهت حركت مي‌كند. سپس چيزي اتفاق مي‌افتد كه نمي‌توانسته برنامه‌ريزي شده باشد و اين امر تفكر را به مسير جديدي مي‌كشاند و چيز جديدي كشف مي‌شود. مي‌توان مثالهاي زيادي از اين قبيل موارد ذكر نمود مانند: كشف واكسن از طرف پاستور، كشف آنتي‌بيوتيك توسط الكساندر فليمينگ[1]، كشف كريستف كلمب، كشف لي دوفورست[2] و انقلاب در صنعت الكترونيك و ...

 

6-   اشتباه و جنون: شايد ايده‌هايي كه از روي اشتباه و جنون شكل گرفته‌اند مانند ايده‌هايي كه از روي اتفاق و پيشامد بوجود آمده‌اند  در طول تاريخ كم نباشند. اشتباهات، ناهنجاري‌ها و كارهايي كه در مسير نادرست افتاده‌اند اغلب باعث پيدايش ايده‌ها و بينش‌هاي نو بوده‌اند. زيرا اينگونه رويدادها ما را به خارج از مرز‌هاي معقول بودن مي‌برند كه در آنجا به طور عادي به فكر وادار مي‌شويم. جنون اشكار نيز نوعي منبع خلاقيت است، وقتي كسي به ايده‌اي خارج از چارچوب باورهاي جاري برسد اين قبيل ايده‌ها به شدت محكوم مي‌شوند. بسياري از اينگونه ايده‌ها جنون‌آميز هستند و دور ريخته مي‌شوند ولي گاهي اين ايده‌ي نو و جنون‌آميز درستي خود را به اثبات مي‌رساند و باور را تغيير مي‌دهد. ولي اين كار پيش از مخالفت شديد طرفداران باور قديم عملي نيست. اما براي استفاده از اين منبع قوي خلاقيت چه بايد كرد؟ آيا بايد عمداً اشتباه كرد؟ يك نكته‌ي عملي توجه عميق به اشتباهات و امور خلاف قائده در زماني است كه كارها موافق انتظار ما جريان پيدا نكند. و نكته ي ديگر اينكه افرادي كه به تنهايي كار مي‌كنند بهتر مي‌توانند ايده‌هايي را كه در ابتدا جنون‌آميز يا عجيب هستند را يافته و گسترش دهند تا در نهايت امر مور پذيرش قرار گيرد چرا كه كار كردن با گروه كه داخل مرز عقلاني فعاليت مي‌كنند باعث مي‌شود كه ايده به مرز‌هاي پذيرفتني برگردد.

 

7-   ‌‌رهايي: اين نوع خلاقيت بر اثر رها شدن از قيدها و بند‌هاي سنتي و موانع حاصل مي‌شود. اين نوع خلاقيت ارزش محدودي دارد ولي كافي نيست، چرا كه مغز به طور طبيعي براي خلاق بودن طراحي شده است. بنابراين آزاد كردن مغز فقط اندكي آن را خلاق‌تر مي‌كند. رهايي از ترس‌ها و موانع بخش مهمي از خلاقيت است و نتايج سودمندي خواهد داد ولي به خودي خود تنها مرحله‌ي ابتدايي كار است و كافي نيست.

 

8-   گريزانديشي[3]: ادوارد دوبونو[4] اولين بار واژه‌ي "گريزانديشي" را در سال 1967 بكار برد. او مي‌گويد: "در مصاحبه با مجله‌ي لاندن لايف به موضوع "نوع ديگري از تفكر" اشاره كردم. "نوع ديگري از تفكر" به معناي تفكري كه خطيف مرتب و منطقي نبود اشاره كردم. ضمن آن مصاحبه توضيح دادم كه براي يافتن ديگر روش‌هاي دستيابي جايگزين لازم است كه ياد بگريم چگونه گريز بزنيم. بلافاصله دريافتم كه اين همان عبارت مورد نياز من است. بنابراين به دست نوشته‌هايم رجوع كردم و به جاي "نوع ديگري از تفكر" عبارت "گريزانديشي" را جايگزين ساختم." امروزه در فرهنگ آكسفورد گريزانديشي چنين تعريف شده است: "جستجو براي حل مشكلات با روش‌هاي غير معمول يا ظاهراً غير منطقي." در اين عبارت واژه‌ي كليدي "ظاهراً" است اين روش‌ها بر حسب منطق معمول ممكن است غير منطقي به نظر آيند ولي از نظر منطق سيستم‌هاي الگويي كه در آنجا انگيزش يك نياز است، مشتق شده‌اند. شيوه‌هاي خلاق و روش‌مند گريزانديشي ممكن است به منظور ايجاد ايده‌هاي نوع و تغيير ادراكات به طور عادي و آگاهانه مورد استفاده قرار گيرند. اين شيوه‌ها و ابزارها را مي‌توان ياد گرفت و تمرين كرد و هنگام نياز بكار برد. در بخش بعد با عنوان "ابزارهاي خلاقيت" به شرح برخي از اين ابزارها خواهيم پرداخت.

 

منابع:

1-         دوبونو، ادوارد. 1382. ترجمه مرتضي غفاري‌پور و قاسم بصيري. خلاقيت جدي. تهران: آييژ

2-         پير خايفي، عليرضا (1377). مديريت خلاقيت و هنر. مجموعه مقالات گردهمايي پژوهشي مديريت و هنر، مرکز مطالعات و تحقيقات هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

3-         صمدآقايي، جليل. 1383. خلاقيت جوهر كارآفريني. تهران: دانشگاه تهران

4-         لند، جورج و بت جارمن. 1379. ترجمه حسن قاسم‌زاده. آينده خلاقيت و خلاقيت آينده. تهران: ناهيد

 



[1] - Alexander Fleming

[2] -Lee De Forrest

[3] - Lateral thinking

[4] - Edward de Bono

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1386/12/23 و ساعت 14:34 |

فرآيند شش مرحله‌اي شناسايي و حل مسئله - مدل ريچارد چانگ

 

قدم اول : شناسايي و انتخاب مسئله

بعضي مسائل ناگهاني و بي‌خبر بوجود مي‌آيند و با آثار ناخوشايند و دردناکشان شناخته ‌مي‌شوند. بقيه مسائل بصورت تدريجي، شايد طي روزها، هفته‌ها يا ماه‌ها شکل مي‌گيرند و آثار بي‌سر و صداتري دارند. در بعضي از موقعيت‌ها آنچه را فکر مي‌کنيد مسئله است ممکن است در عمل اصولا مسئله نباشد بنابراين لازم است مسائل را بخوبي بشناسيم.

توجه به اين نکته بسيار با اهميت است که شما هرگز نبايد در موقعيتي قرار بگيريد که با مسئله‌اي برخورد کنيد که قابل پپيش‌بيني بوده باشد و يا بدتر از آن، مسئله‌اي را که وجود ندارد نشناسيد. شناسايي مسائل بصورت مؤثر، مستلزم آگاهي از حوزه‌هايي است که مسئله خيزند و همچنين استقرار شيوه‌هاي خاص براي کشف مسائل. شيوه‌هايي زير به شما کمک مي‌کند که مسائل را زودتر کشف نمائيد:

-       زير نظر گرفتن عملکردها

-       توجه به رفتار کارکنان

-       گوش دادن به کارکنان

-       مرور و مقايسه‌ي کارها

 

قدم دوم:  تجزيه و تحليل مسئله

 در اين مرحله مسئله شناسايي شده و تعريف و اهداف نيز مشخص شده‌اند. پس مرحله بعدي شامل جمع‌آوري داده‌ها[1] و تحليل آنها مي‌باشد. بنابراين ابتدا بايد به نکات مهم زير توجه نمود: 

·       طرح‌ريزي روش تحقيق و تفحص

·       بررسي مقدماتي روش تجزيه و تحليل

·       مشخص نمودن تمامي آيتم‌هاي مورد نياز جهت جمع‌آوري اطلاعات

·       شناسايي عوامل اصلي و ريشه‌هاي وقوع مسئله

·       شناسايي دقيق وضعيت جاري و جمع‌آوري کليه داده‌ها

·  توجه به مفيد بودن داده‌هاي جمع‌آوري شده (داده‌هاي مفيد بايد دقيق، کامل، به موقع و قابل اطمينان باشند)

براي جمع‌آوري داده‌ها روش‌هاي مختلفي وجود دارد من جمله مي‌توان به مصاحبه، مشاهده، بررسي مستندات موجود، مشاوره، تحقيق، برگه‌هاي چوب خطي، چك ليست‌ها، برگه‌هاي ثبت نتايج، برگه‌هاي ترسيمي و فرم نظرسنجي اشاره نمود. همينطور مي‌توان از ابزارهايي مانند هيستوگرام (نمودار ستوني)،  نمودار تجزيه و تحليل پارتو، تجزيه و تحليل علت و معلولي (استخوان ماهي )، نمودار پراكندگي و ... اشاره نمود.        

در تجزيه و تحليل مسائل توجه به چند نکته ضروري است : اول اينکه فقط بايد واقعيات بيان شوند. واقعيات و حقايق بايد بگونه‌اي بيان شوند كه شرايط زير را در بر داشته باشند :

·  دقيق باشند.

·  نظرات شخصي و تعصبات در آن دخيل نباشند.

·  تخمين زده نشده باشد (حدس و گمان).

·  جزئيات و ترتيب اطلاعات ذكر شده باشد.

دوم اينکه توضيحات لازم ذکر شوند و سوم دقت اطلاعات با توجه به  مقداري نمودن آنها (ذكر اعداد و ارقام)، بيان شفاف مطالب، ذكر جزئيات مرتبط با هدف تعيين شده،‌ ثابت نگهداشتن روش مطالعه در تمام طول مدت مطالعه و جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز تضمين شود.

 

قدم سوم : ارائه راه‌حل‌ ‌هاي ممکن

معمولاً به لحاظ رواني افراد تمايل شديدي دارند تا اولين راه‌حل ‌عملي كه به ذهنشان خطور مي‌كند را به عنوان راه‌حل مناسب انتخاب كنند، اما تجربه نشان داده است كه اولين راه‌حل به ندرت بهترين راه‌حل است. بهترين راه داشتن يک ايده خوب، داشتن ايده‌هاي متعدد است. افزايش تعداد راه‌حل‌هاي جايگزين به فرد فرصت تأمل و تعمق بيشتري مي‌دهد و در نتيجه احتمال كشف بهترين راه‌حل را افزايش مي‌دهد. هر چند كليه مراحل فرآيند حل مسئله نيازمند خلاقيت فكري هستند، اما نقش تفكر خلاقه و بهره‌گيري از فنون مرتبط با آن در مرحله توليد راه‌حل‌هاي جايگزين از اهميت بيشتري برخوردار است.

 

قدم چهارم : ارزيابي و انتخاب بهترين راه‌حل‌ها

پس از آنكه مجموعه‌اي از بديل‌هاي مطلوب ايجاد و دسته‌بندي شدند، بايد آنها را از جنبه اثرگذاري در حل مسئله مورد ارزيابي قرار داد. در اين مرحله جمع‌آوري اطلاعات در رابطه با راه‌حل‌هاي مختلف از اهميت والايي برخوردار است. منابع جمع‌آوري اين اطلاعات بسيار متنوع است. به عنوان مثال مي‌توان با كارشناسان بخش مورد نظر از سازمان كه مسئله در آن به وقوع پيوسته است، مشورت كرد. پرونده‌هاي سازماني يكي ديگر از منابع مهم جمع‌آوري اطلاعات هستند. همچنين مي‌توان نظر مراجعه‌كنندگان و يا ساير مخاطبين را در مورد بهبودي كه هر يك از راه‌حل‌هاي مورد نظر در وضعيت مسئله ايجاد مي‌كند، جويا شد. اين ارزيابي‌ها بايد در دو بعد صورت پذيرد:

يک بعد کمي و مقداري است مانند درصد ضايعات، نرخ بازگشت، ميزان هزينه‌ها و يا ميزان صرفه جويي، زمان تحويل و شاخص‌هاي مالي.

 بعد ديگر کيفي و غير مقداري است مانند ميزان انعطاف‌پذيري و سازگاري طرح در سازمان و يا قابليت پذيرش طرح در سازمان.

  نکات مهمي که در پذيرش راه‌حل‌هاي قابل قبول ارائه شده بايد به آن توجه داشت عبارتند از:

·        توجه به منابع مورد نياز جهت اجراي راه‌حل مانند: هزينه، زمان دستيابي، نيروي کار، مواد، تجهيزات، مکان مورد نياز و همچنين همکاري منابع خارج سازمان

·        توجه به کارايي و اثربخشي بهتر

·        توجه به بهبود کيفيت محصولات و خدمات

·        توجه به بهبود شاخص‌هاي مالي، امنيتي، ايمني، هزينه و از اين قبيل

·        توجه به ارائه راه کارهاي کوتاه مدت، بلند مدت و ميان مدت

·        توجه به ساير شرايط اختصاصي سازمان

 

قدم پنجم : اجراي راه‌حل‌

بعد از اينکه يکي از بهترين راه‌حل‌ها انتخاب شد بايد براي اجراي راه‌حل ‌اقدام نمود. نکاتي که در مورد پياده سازي راه‌حل‌ها بايد در نظر گرفت عبارتند از :

1-              طرح بايد قبل از اجرا موشکافانه و دقيق براي همه توضيح داده شود.

2-              راه‌حل ‌انتخاب شده بايد به اجزاي کوچک قابل نظارت تقسيم شود.

3-              مسئوليت‌ها، اختيارات و منابع مورد نياز در اجرا بايد کاملا مشخص شوند.

4-              بايد اطمينان حاصل شود که هرکس دقيقا مي‌داند که چه کاري بايد انجام دهد.

5-              ارتباط نزديک و مستمر با مديريت و افراد مسئول مرتبط ضروري است.

6-              هيچ کاري را نبايد انجام شده فرض کرد مگر آنکه دقيقا مورد بررسي قرار بگيرد.

7-              وظايف بايد به فعاليت‌هاي متوالي خرد شده و مسئول هرکدام از آنها نيز مشخص گردد.

در اين مرحله نيز مي‌توان از ابزارهاي مختلفي استفاده نمود. ازجمله ابزارهاي مفيدي که جهت طرح‌ريزي و کنترل اجرا مورد استفاده قرار مي‌گيرند مي‌توان از فلوچارت، نمودار گانت و نمودار پرت يا مسير بحراني نام برد که بيشتر در مهندسي صنايع مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 

قدم ششم: ارزيابي نتايج عملکرد

در دنياي اجتماعي كه تغيير و تحول ضرورت هر نظام اجتماعي به شمار مي‌آيد، مسائل و مشكلات جديدي مرتباً بروز مي‌نمايند. بنابراين بايد يافته‌هاي فرآيند حل مسئله دائماً مورد ارزيابي و تحليل قرار گيرند. سيستم بازنگري و ارزيابي نتايج يكي از قسمت‌هاي اساسي فرآيند حل مسئله است. اين سيستم، اين اطمينان را به اعضاي گروه مي‌دهد كه تا چه حد به هدف‌هاي پيش بيني شده دست يافته‌اند؟ همچنين اين اطمينان را به آنها مي‌دهد كه تا چه حد مجدداً مسئله از جاي ديگر امكان ظهور دارد؟ برخي مسائل در فرآيند حل مسئله از نظر كمّي قابل ارزيابي هستند مثل زمان، پول و ارزش‌هاي مادي، اما برخي ديگر بيشتر به صورت كيفي قابل اندازه‌گيري هستند مثل نگرش افراد، بهبود روابط، درك بهتر و ....

با اين حال زماني يك گروه در كاربرد مدل حل مسأله موفق خواهد شد كه:

- اعضاي گروه از وجود مسئله آگاه باشند.

-  بدانند كه مسئله داشتن امري عادي است، همانطور كه درگير شدن با مسئله عادي است.

-  اعتقاد قلبي به موضوع داشته باشند که  خداوند به كساني كه خود را ياري مي‌دهند، كمك مي‌كند.

-  در مورد اهداف دلخواه، جمع‌آوري حقايق و آزمون معاني ذهني بدرستي فکر کنند.

-  به پيشنهادات و نظرات ديگران به نحوي كه باعث كاهش يا تخريب اعتماد به نفس نشود توجه کنند.

- زمان محدودي را براي حل مسئله در نظر نگيرند.

-   به اجراي موفق تصميمات و ارزيابي مجموعه فعاليت‌ها متعهد باشند.

-  و هميشه به اين نكته توجه داشته باشند كه همة مسائل قابل حل نيستند، اما هميشه راهي براي اداره و كنترل آنها وجود دارد.

 

دلايل استفاده از اين شش قدم در فرآيند حل مسئله

از مهمترين دلايلي که مي‌توان براي استفاده  از اين شش مرحله عنوان کرد عبارتند از:

·  انتخاب يك مسئله درست

·  انتخاب يك راه‌حل ‌مناسب با در نظر گرفتن تأثيرات متقابل روي ابعاد مختلف سيستم

·  اطمينان از مورد توجه قرار گرفتن كليه عوامل مهم واساسي در مساله

·  اطمينان از كيفيت راه‌حل ‌ارائه شده

·  بازنگري‌هاي مداوم و اصلاح روش در صورت نياز

در ادامه با توجه به درگيري مديران به چگونگي تعريف مسئله و تجزيه و تحليل آن، به تشريح اين فرآيند خواهيم پرداخت.



[1] - Data

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1386/12/16 و ساعت 9:24 |
جنبه‌هاي مورد توجه در برنامه‌ريزي فناوري اطلاعات

1- طراحي يك ساختار فناوري اطلاعات : اصطلاح ساختار فن آوری اطلاعات[1]يا ساختار اطلاعاتي[2] اشاره دارد به ساختاري فراگير در سطح عالي براي تمام سيستم‌هاي اطلاعاتي در يك سازمان، كه اين ساختار شامل كاربردها در سطوح مختلف مديريتي (كنترل عمليات، برنامه‌ريزي و كنترل مديريتي و برنامه ريزي استراتژيك) ودارای شکلی كاربرد مدار نسبت به فعاليتهاي   عملياتي ـ وظيفه‌اي  مثل بازاريابي، تحقيق و توسعه، توليد و توزيع ساختار اطلاعاتي و شامل فراساختارها مثل بانكهاي اطلاعات، نرم افزارهاي پشتيباني و شبكه‌ها مورد نياز براي امكان اتصال و ارتباط درخواست‌ها به يكديگر مي‌باشد. يك ساختار اطلاعاتي براي يك سازمان بايد راهنمايي براي توسعه درازمدت و همچنين پاسخگويي به گوناگوني، تقاضاهاي كوتاه‌ مدت براي سيستم‌هاي اطلاعاتي باشد (توربان[3]، 1999).

2- تخصيص منابع: تخصيص بهينه منابع اطلاعاتي در ميان واحدهاي سازمان (كه در حال رقابت براي جذب اين منابع هستند) منطقاً كاري مشكل است. اين امر بخصوص زماني بيشتر نمايان مي‌شود كه بعد كاربردهاي درخواستي بالقوه با يك برنامه فراگير سازماني، مرتبط نباشد و اگر نيازهاي واحد سازماني يا وظيفه‌اي در قالب يك چارچوب برنامه ريزي داراي جامعيت و تقدم، تعريف نشده باشد. گاهي اوقات نيروهاي سازمان ( مانند اختلاف درون سازماني ) به جاي تخصيص منطقي منابع اعمال مي‌شوند كه اين مي‌تواند به يك وضعيت سياسي ناپايدار براي مديريت واحدهاي سيستم‌هاي اطلاعات (ISD)[4] منجر گردد (توربان، 1999)

3- خاتمه پروژه‌ها در زمان معين و در محدوده بودجه مشخص: گرچه بعضي پروژه‌هاي مربوط به سيستم‌هاي اطلاعاتي سر موقع و يا در محدوده بودجه تعيين شده، به اتمام مي‌رسند. اما يك نقل قول عمومي در مورد پروژه‌هاي IT وجود دارد مبني براينكه اغلب اين پروژه‌ها در زماني دو برابر و با بودجه‌اي چهار برابر بيشتر از آن چيزي در ابتدا برنامه‌ريزي شده بود کامل می شوند. كه حاصل اين امر، البته كاهش عملكرد سازمان و لطمه‌ ديدن اعتبار مديريت ISD خواهد بود. غالباً تحت فشاري كه جهت اتمام پروژه در زمان معين (و/يا) در محدوده بودجه تعيين شده وارد مي‌شود بعضي مشخصه‌هاي مقررشده از قلم مي‌افتند. و اين کاهش در نحوه عملكرد( و/يا )كيفيت متعاقب خود باعث نارضايتي كاربران از سيستم مي‌شود. اين اقلام فراموش شده يا از قلم افتاده را مي‌توان بعداً تحت عنوان برنامه‌ي نگهداري سيستم به آن اضافه كرد. برنامه‌ريزي پروژه مناسب ، آنست كه بتواند چنين اشتباهاتي را كاهش و يا از آنها اجتناب كند (توربان، 1999).



[1] Information Technology Architecture

[2] Information Architecture

[3] - Turban

[4] Information Systems Departments (ISD)

+ تأييد شده توسط صفاوا در سه شنبه 1386/12/14 و ساعت 13:25 |
عملکرد فناوري اطلاعات

مفهوم زنجيره ارزش توسط مايکل پورتر ارائه گرديد و در آن عمليات يک شرکت را به 9 فعاليت اصلي تقسيم مي‌کند در ميان اين فعاليت‌ها، آن دسته از عملياتي که شامل ساخت فيزيکي محصولات، بازاريابي و تحويل به مشتريان و خدمات پس از فروش هستند، به عنوان فعاليت‌هاي ابتدايي دسته بندي مي‌گردند و بقيه عمليات شامل خريد، توسعه فناوري، منابع انساني و امور زير بنايي شرکت که دستيابي به فعاليت‌هاي ابتدايي را ممکن مي‌سازند تحت عنوان فعاليت‌هاي پشتيباني دسته بندي مي‌گردند. بنابراين سودآوري شرکت با ميزان پولي که مشتريان در مقابل محصولات يا خدمات مي پردازند منهاي مجموع هزينه‌هاي شرکت براي اجراي فعاليت‌هاي اصلي نه گانه مشخص مي‌شود. هر شرکت براي بدست آوردن برتري رقابتي در مقابل رقبا بايد يا اين فعاليت‌ها را با هزينه کمتر انجام دهد و يا محصولاتش داراي کيفيت بهتر و قيمت کمتر باشد.

بر اساس نظرات پورتر و ميلار، سيستم‌هاي اطلاعات سه حيطه از مفهوم استراتژيک را در بررسي آنها از جنبه تئوري زنجيره ارزش تحت تاثير قرار مي‌دهند.

اول، گسترش قابليت فناوري و سيستم‌هاي اطلاعات موقعيت‌هايي را براي افزايش کارايي و به کارگيري هر يک از نه عمليات کلي در زنجيره ارزش و تغيير روش انجام آنها ارائه مي‌دهد.

دوم، سيستم‌هاي اطلاعات قابليت يک شرکت را در برقراري روابط ميان عمليات مختلف تقويت مي‌نمايد. به اعتقاد اين دو، هر چند هر يک از نه عمليات اصلي اجزاء تشکيل دهنده برتري رقابتي هستند، زنجيره ارزش يک مجموعه از عمليات مستقل نيست، بلکه سيستمي است از فعاليت‌هاي وابسته به هم که توسط وسايلي با هم مربوط مي‌شوند. امروزه وظيفه يکپارچه کردن مي‌تواند به طور فزآينده‌اي با استفاده از سيستم‌هاي اطلاعات از طريق استفاده از مکانيزمهايي چون شبکه کردن و پايگاههاي داده‌هاي شرکت اعمال نمود.

سوم، سيستم‌هاي اطلاعاتي دامنه رقابت را توسعه مي‌دهد و منظور از آن محدوده اي است که يک شرکت مي‌تواند فعاليت‌هاي خود را با توجه به محدوديتها هماهنگ کرده و يا به انجام برساند.

با استفاده از سيستم‌هاي اطلاعات و يکپارچه سازي فعاليت‌هايي که سابقاً از هم مجزا بوده‌اند، مانند ثبت سفارش،خريد،برنامه‌ريزي منابع،منابع اوليه و مديريت توزيع، عملکرد تحويل محصول به ميزان بسيار زيادي بهبود مي‌يابد. همچنين سيستم‌هاي اطلاعات براي کمک به مشتريان از طريق دادن اطلاعات در مورد زمان آماده شدن سفارشات و موثرتر کردن مديريت تامين کنندگان خارجي، ساخت قطعه و توزيع محصول مفيد مي‌باشند.

فناوري اطلاعات به عنوان يکي از ابزارهاي بسيار قوي در فرآيند بررسي عوامل خارجي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. براي شناسايي و ارزيابي فرصت‌ها و تهديدها  که متوجه سازمان مي‌شود، مي‌توان از فناوري اطلاعاتي در جهت گردآوري و تحليل اطلاعات استفاده نمود. در اين ميان اينترنت به عنوان شاهراه اطلاعاتي مي‌تواند موفقيت سازمان را تضمين نمايد و به عنوان يکي از ابزارهاي اثربخش مورد استفاده قرار گيرد.

فناوري اطلاعات از طريق ايجاد تغيير در زمينه‌هاي زير باعث تغيير در ماهيت فرصت ها و تهديدها شده است:

-       تغيير در چرخه حيات محصول

-       افزايش در سرعت توزيع محصولات و خدمات

-       عرضه محصولات و خدمات جديد

-       از ميان برداشتن محدوديتهاي موجود در بازار سنتي و جغرافيايي

-       تغيير توازن بين استاندارد نمودن محصولات و انعطاف پذيري سازمان

امروزه فناوري اطلاعات به عنوان يکي از فناوريهاي نوين بشري، نه تنها خود دستخوش تغييراتي ژرف گرديده است بلکه به سرعت در حال تاثير گذاري بر روي الگوهاي زندگي،مديريت،آموزش و تحقيقات، مسائل امنيتي و کشورداري و ديگر زمينه‌هاي زندگي انسان گرديده است.   

فناوري اطلاعات در زمره زير بناي حرکت جوامع و نسل آينده در کليه زمينه‌هاست و به عنوان بستر و ابزار مهم براي رشد ساير بخشها مهم بوده و هست. اين موضوع به همراه برنامه‌ريزي‌هاي ساير کشورها نشان مي‌دهد که عمق تاثيرات فناوري اطلاعات بسيار عميق است و ناديده گرفتن آن منجر به نداشتن جايگاهي در عصر جديد خواهد شد.

 فناوري اطلاعات در واقع نوعي فناوري فراگير است و ويژگي منحصر بفرد آن همانا شمول و نياز ضروري به آن است. دامنه تغييرات ناشي از اين پديده بسيار متنوع است و از جانشيني اطلاعات به جاي انرژي يا نيروي کار انساني در بخش توليد صنعتي تا تغيير در بخش دروني خدمات را در بر مي‌گيرد.

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در سه شنبه 1386/12/14 و ساعت 13:21 |

چهارمین کنفرانس توسعه منایع انسانی (فراخوان مقاله)

 

با برگزاری سه کنفرانس توسعه منابع انسانی در سال‌های گذشته که توجه جامعه علمی و مدیریتی کشور را به خود جلب کرده است، انجمن مدیریت منابع انسانی ایران با همکاری مؤسسه مطالعات بهره‌وری و منابع انسانی و مشاركت سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران «چهارمین کنفرانس توسعه منابع انسانی» را در اردیبهشت ماه 1387 در تهران برگزار خواهد کرد. 
این کنفرانس به مسایل و چالشهای توسعه منابع انسانی در بنگاه‌های کسب و کار اعم از شركتهای بزرگ، متوسط و كوچك می‌پردازد و تأکید ویژه‌ای بر نوآوری، ابتکار، بازنگری، ارزیابی و تبادل تجربه‌های داخلی و بین‌المللی در زمینه توسعه منابع انسانی دارد. از عموم صاحبنظران، استادان، فرهیختگان، مدیران، مشاوران، کارشناسان، دانشجویان و علاقمندان گستره منابع انسانی دعوت می‌شود که در چارچوب اهداف، محورها و برنامه ها با این كنفرانس همكاری فرمایند. 

مهلت ارسال آثار ۱۷/۱/۸۷

http://www.hrdconf.ir/tabid/36/Default.aspx

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1386/12/10 و ساعت 15:30 |

چهارمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت پروژه (فراخوان مقاله)

به نقل از www.IEBoard.persianblog.ir

چهارمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت پروژه در تابستان 1387 با محوریت توسعه و ارتقای ظرفیت سازمان‌های پروژه‌محور در تهران برگزار خواهد شد.

تعیین این محور با توجه به میزان توفیق این سازمان‌ها در پیاده‌سازی مفاهیم مدیریت پروژه و توسعه‌ی ظرفیت صورت گرفته است، توسعه‌ی ظرفیت در گروی توسعه‌ی توانمندی سازمان‌های پروژه‌محور فراتر از مهارت‌ها و تکنیک‌های مدیریت پروژه است.

کنفرانس نیز با فرخوان مقاله در سه محور و 28 زیرمحور، دانش مخاطبین خود را در زمینه‌ی نظریه‌ها، ادبیات و تکنیک‌های مدیریت پروژه روزآمد می‌کند تا این وقوف، بکارگیری‌شان را برای مدیران موفقیت‌آمیز نماید.

همچنین برگزیدگان طرح جایزه‌ی ملی مدیریت پروژه‌ی ایران در زمان برگزاری کنفرانس (شهریورماه) معرفی خواهند شد. این طرح اقدام به ارزیابی میزان تعالی سازمان‌ها در بکارگیری بهترین شیوه‌های مدیریت پروژه می‌کند.

علاقمندان جهت ارسال مقاله (مهلت: 15 فروردین‌ماه) و کسب اطلاعات تکمیلی می‌توانند از کانال‌های ارتباطی دبیرخانه‌ی کنفرانس استفاده نمایند:

تلفن: 88342900، فکس: 88342910

وب‌سایت: www.iipmc.com، پست الکترونیکی: info@iipmc.com

محورهای کنفرانس

- مدیریت استراتژیک پروژه

- سازماندهی پروژه

- مدیریت اجرای پروژه

دبیر: دکتر محمدحامد امام جمعه‌زاده

دبیر کمیته‌ی علمی: دکتر محمدابراهیم محجوب

دبیر کمیته‌ی مدیران: مهندس حمیدرضا جانباز

 

هزینه‌ی ثبت نام (ریال)

آزاد

دانشجویان

 

تا 30 فروردین

000/400/1

000/800

 

تا 15 تیر

000/500/1

000/000/1

 

بعد از 15 تیر

000/650/1

000/200/1

 

10% تخفیف برای شرکت‌کنندگان کنفرانس سوم

15% تخفیف برای ثبت نام گروهی پیش از 10 نفر

 

 

 
+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1386/12/10 و ساعت 15:12 |

مهارت‌هاي حل مسئله

حل مسئله نياز به دو نوع متفاوت از مهارت‌هاي ذهني دارد: تحليل‌گري و خلاقيت.

تفكر تحليل‌گر يا منطقي كه به مسئله گشايي معطوف است شامل مهارت‌هايي نظير مرتب كردن؛ مقايسه كردن، مقابله كردن، ارزيابي كردن، و انتخاب كردن مي‌باشد. اين طرز تفكر يك چارچوب منطقي براي حل كردن مسئله بوجود مي‌آورد و كمك مي‌كند كه بهترين گزينه از بين گزينه‌هاي در دسترس، از طريق محدود كردن وسعت دامنه احتمالات يا فرآيند خطوط متقارب[1] بدست آيد. اين نوع تفكر تدوم و توانايي پيشرفت را موجب مي‌شود كه شايد رو ند آن كند باشد اما به هر حال پيشروي است.

 تفكر تحليل‌گر بيشتر براي حل مسائل بسته مورد نياز است، جائيكه علل احتمالي بسيار براي تعيين علت واقعي مسئل بايستي شناسايي و تحليل گردد. به طور کلي مسائل بسته[2] مسائلي هستند كه در مواقعي كه وضعيت جاري آن چيزي نيست كه ما انتظار داريم، رخ مي‌دهند. تفكر تحليلي در عمليات روزانه بسيار ضروري است.

تفكر خلاق يك فرآيند انشعاب‌پذير است كه با استفاده از قوه تصور و انديشه به خلق دامنه وسيعي از ايده‌ها براي رسيدن به راه‌حل‌هامي‌پردازد. اين طرز تفكر مستلزم ديدن ماوراي ظاهر و خلق ايده‌هايي است كه بدوا غير واقع بينانه و بدون ارتباط منطقي با مسئله بنظر مي‌رسند. اين نوع تفكر براي جهش هاي بزرگ لازم، كه فاصله‌اي واقعي با گذشته ايجاد كند و براي پويا و فعال نگه داشتن يك سازمان ضروري است. تفكر خلاق نقش عمده‌اي در حل مسائل باز دارد. مسائل باز مسائلي هستند كه ما تمايل داريم وضعيت جاري را بنحوي تغيير دهيم ولي مانعي وجود دارد كه ما را از اينكار باز مي‌دارد.

مهارت‌هاي تفكر خلاق را مي‌توان به تعدادي عوامل اصلي زير تقسيم بندي نمود:

·     جاري و تغييرپذير بودن – ايده‌هاي بسيار توليد كردن

·     قابليت انعطاف داشتن- طيف وسيعي از ايده‌ها توليد كردن

·     بديع بودن- ايده‌هاي غير معمول توليد كردن

·     شكوفا كردن- ايده‌ها را توسعه دادن و بهبود بخشيدن

حل كردن مسئله به صورت اثر بخش مستلزم برخورداري از تركيب كنترل شده تفكر تحليل‌گر و تفكر خلاق مي‌باشد. بنابراين لازم است براي حل مسئله از هر دو نيم‌کره‌ي مغز استفاده شود و در صورت عدم امکان از افرادي که تحليلگر هستند در کنار افرادي که از تفکر خلاق بهره مي‌برد استفاده نمود. در ادامه در اين مورد بيشتر توضيح داده خواهد شد.



[1] - A convergent process

[2] - Closed problems

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1386/12/10 و ساعت 13:19 |

  برنامه‌ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي

تا دهه 1970 مديريت IT در راه اندازي واحد پردازش داده‌ها در سازمان‌ها خلاصه مي شد. اما به كرات ديده مي‌شود كه واحد پردازش به سبب تمركز صرف بر روي فناوري ، در ارتباطات با بخش‌هاي ديگر موفق نبوده و به عنوان سازمان مجازي در نظر گرفته مي‌شد.(ايريل[1]-1989) بعدها براي اينکه سازمان‌ها بتوانند از IT به عنوان يک مزيت رقابتي استفاده نمايند،  بر آن شدند تا اصول و استراتژي‌هاي خود را به سمت استفاده از فناوري كامپيوتر جهت دهي نمايند. اما امروزه فناوري اطلاعات و بکارگيري آن در سازمان از الزاماتي است که اگر به آن توجه نشود باعث ازبين رفتن سازمان در کوتاه مدت خواهد شد.

 همانگونه که قبلا اشاره شد بکارگيري مداوم فناوري‌هاي اطلاعات جديد در سازمان مستلزم سرمايه‌گذاري هنگفتي است که براي انجام آن بايد هم توجيه اقتصادي داشت و هم اينکه همراه با يک برنامه استراتژيک اقدام به اين سرمايه‌گذاري نمود. بنابراين قبل از هرگونه اقدام گسترده و سرمايه‌گذاري کلان در سازمان تهيه يک برنامه  به منظور مشخص کردن نحوه استفاده سازمان از فناوري‌هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي در راستاي تسريع حرکت سازمان به سمت اهداف و مأموريتها بديهي بنظر مي‌رسد. چراکه تجربه نشان داده است ، سازمان‌هايي كه به ارزش طراحي پي‌برده‌اند و از آن استفاده كرده‌اند در عمل نتيجه بهتري نسبت به سازمان‌هايي كسب كرده‌اند كه براي طراحي ارزشي قائل نيستند. هنوز بسياري از سازمان‌ها يا برنامه‌ريزي ندارند يا برنامه‌ريزي بسيار ضعيفي انجام مي‌دهند. با توجه به اينكه سيستم اطلاعاتي بسيار پيچيده است به برنامه‌ريزي جامع نياز مي‌باشد. اين برنامه‌ريزي براي ايجاد سيستم اطلاعاتي و تغييرات بعدي آن ضروري است.

 برنامه‌ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي يك فرآيند گام به گام ، زمان‌بندي شده و هدفمند است كه در آن نياز سازمان از يك نقطه آغازين جهت تدوين برنامه استراتژيك سيستم‌هاي اطلاعاتي خود شروع و پس از طي مراحلي كه كاملا با يكديگر مرتبط و مانوس مي‌باشند مي‌توانند ورود موفق فناوري اطلاعات را به سازمان تسهيل نمايند.  برنامه‌ريزي فناوري اطلاعات با گسترش معماري منسجم و اعمال وحدت رويه و استاندارد سازي چارچوب‌هاي سخت‌افزاري ، نرم‌افزاري و اطلاعاتي مي‌توانند عمليات IT/IS را با هدف كلان سازمان منطبق سازد.

با توجه به مطالب عنوان شده مي‌توان عمده دلايل نياز به برنامه‌ريزي IT  را به صورت زير دسته بندي نمود :

1-  شکست پروژه‌هاي فناوري اطلاعات : شکست در پروژه‌هاي IT‌ باعث بدبيني مديريت مي شود. در ابتدا اکثر پروژه‌هاي IT که بدون برنامه ريزي آغاز شدند با شکست مواجه شدند ‌و اين تصور را بوجود آوردند که   IT‌ نمي‌تواند کمک زيادي در افزايش بهره‌وري سازمان بنمايد در نتيجه سازمان‌هايي که با توجه به هزينه بالاي پياده سازي IT به اين امر بي‌توجه‌اند موفق‌تر خواهند بود.

2-  اثرات منفي عدم موفقيت فناوري اطلاعات در سازمان: شکست در پروژه‌هاي IT‌ نه تنها باعث بدبيني مديريت شده و درجه حمايت از پروژه‌هاي آتي را کاهش مي دهد بلکه سبب افزايش مقاومت همکاران در سازمان شده و ذهنيت بي اعتمادي را در سازمان ايجاد مي‌کند. از اينرو لازم است در اين زمينه به دو نکته اساسي توجه شود : اول اينکه پياده سازي اصولي و برنامه‌ريزي شده  IT در سازمان بسيار بهتر از پياده سازي سريع يا کم هزينه آن است. و دوم اينکه اگر اصول برنامه‌ريزي و مديريت تغيير در پروژه‌هاي IT رعايت شود علاوه بر کاهش ميزان شکست پروژه ، در صورت شکست ، اثرات منفي حاصل از شکست پروژه ، قابل کنترل خواهد بود.

3-  نياز سازمان‌ها و ميزان استفاده از فناوري اطلاعات‌ در سازمان: ميزان استفاده از IT در سازمان‌ها رو به افزايش است اين افزايش هم کمي است و هم کيفي به عنوان مثال در آمريکا در سال 1995 حدود 250 ميليارد دلار هزينه توسعه کاربردهاي مبتني بر IT‌ شده است که اين رقم در سال 2002 به رقم 1000 ميليارد دلار افزايش پيدا کرده است. يک تحقيقات ديگر نشان مي دهد که در بين سالهاي 1982 تا 1986 يعني به مدت چهار سال هزينه IT در حدود 12/2٪ هزينه‌هاي کسب و کارها بوده است اين درحالي است که در مدت زمان مشابه يعني بين سالهاي 1992 الي 1996 برابر با 11/17 بوده است.

4-    اهميت برنامه‌ريزي: پر واضح است که برنامه‌ريزي :

·       روشن کننده راه و ازبين برنده سردرگمي هاست

·       باعث انجام بهينه کارها و تحقق بهره‌وري است

·       دليل مناسبي براي سرمايه‌گذاري است

·   مستندات مناسبي است که مديريت ارشد به آن اتکا نمايد و بر اساس آنها حمايت و پشتيباني لازم را انجام دهد

·       تامين منابع لازم به خصوص نيروي انساني مورد نياز را با مشکل کمتري روبر مي‌نمايد

5-    همراستايي استراتژي‌هاي فناوري اطلاعات با استراتژي‌هاي سازماني

بدون برنامه‌ريزي امکان همراستايي در زمينه اهداف فناوري اطلاعات و سازمان وجود ندارد. اگر هم در مواردي اين امر صورت گيرد يک امر کاملا اتفاقي است و ممکن است ديگر تکرار نشود. به عبارت ديگر هرگز نمي‌توان مطمئن بود که دوباره اين اتفاق خواهد افتاد يا خير؟ در زمينه همراستايي در ادامه توضيحات بيشتري ارائه خواهد شد.

6-    پارادکس بهره‌وري: به طور خلاصه در اين زمينه مي‌توان گفت :

·   فناوري اطلاعات مي‌تواند مؤثر يا غير مؤثر باشد ، بهبود عملکرد مالي نشان دهنده آن است که دارايي هاي فناوري اطلاعات چه ميزان خوب مديريت شده‌اند ، کاربران مؤثر نسبت به کاربران ناموفق افزايش خوبي را در بهره‌وري خود تجربه نموده اند.

·   امروزه فناوري اطلاعات‌ بيش از آنکه يک منبع ايجاد کننده مزيت رقابتي با دوام باشد يک ضرورت استراتژيک است.

·   هر اختلاف در عملکرد حاصل از بکارگيري فناوري اطلاعات زود ناپديد مي‌شود ، چرا که رقيبان نيز به سرعت همان سيستم‌ها را بکار مي‌گيرند.

·   بخش اعظمي از عدم بهره‌وري فناوري اطلاعات در سازمان‌ها به سبب ضعف مديريت و عملکرد نامناسب مديريت است.

·   در بسياري از موارد فناوري اطلاعات به عنوان يک جزيره در سازمان مورد اقدام قرار مي‌گيرد که باعث کاهش بهره‌وري مي‌شود.

·   تنها شرکتهايي در عرصه فناوري اطلاعات موفق شده اند که توانسته‌اند توسط فناوري اطلاعات ارزش افزوده ايجاد نمايند و در فرآيندهاي کاري خود توسط فناوري اطلاعات ارزش ايجاد نمايند. لذا يک موفقيت ساده در پروژه‌هاي فناوري اطلاعات‌ مورد نظر نيست بلکه يکپارچه کردن آن با کسب و کار و فرآيندهاي کاري است که موجب بهره‌وري مي‌شود.



[1] - Earl

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1386/12/10 و ساعت 10:10 |

ارکان فناوري اطلاعات

ابتدا سه عامل سرمايه، نيروي کار و مواد اوليه به عنوان عوامل بازار در انجام سرمايه‌گذاريهاي توسعه‌اي در اقتصاد کلاسيک شناخته شدند. سپس در انقلاب صنعتي عوامل مديريت و ماشين‌آلات نيز به آن اضافه گرديد. طي دو دهه اخير عامل ششمي که مي‌تواند از پنج عامل قبلي مهم‌تر بوده و آنها را کنترل نمايد و به هم مرتبط کند مطرح شده است که آن عامل اطلاعات است.

فناوري اطلاعات مجموعه‌اي است شامل سخت افزار، نرم افزار، انسان افزار و شبکه افزار که فرآيند پوياي اطلاعات را مهيا مي‌سازد. به عبارتي ديگر حرکت پوياي اطلاعات بين انسانها و تبادل موثر و کاراي اطلاعات در قالب کارايي اين فناوري امکان پذير است.

بطور کلي ظهور کامپيوتر براي پاسخگويي به چند نياز اساسي بوده است. اين نيازها عبارت بودند از: نياز به محاسبات پيچيده و بزرگ، ذخيره سازي اطلاعات و سهولت دسترسي به آن و وجود مکانيزم‌ها و روش‌هايي براي تصميم گيري با استفاده از اطلاعات موجود. براي انجام محاسبات هر روز سخت افزارها و معماريهاي پيچيده تر الکترونيکي، با سرعت بيشتر و از لحاظ اقتصادي ارزانتر وارد بازار مي‌شود. براي سهولت دسترسي، حافظه‌ها و انبارها هر روز بزرگتر و در عين حال با زمان دسترسي پايين‌تر عرضه گرديده و در کنار آنها نرم افزارهاي مناسبي براي دسترسي به آنها در حداقل زمان طراحي شده است. تصميم گيري نيز تنها با استفاده از ابزارهاي محاسباتي و بانکهاي اطلاعاتي ميسر نبود و لذا الگوريتمها، روش‌ها و تکنيکهايي براي استخراج دانش از اطلاعات موجود در پايگاه داده‌ها و استنتاج از آنها ارائه گرديده‌اند. توسعه‌ي روزافزون کامپيوترها در کنار گسترش زير ساختارهاي مخابراتي و ارتباطاتي راه دور موجب ظهور فناوري اطلاعات گرديد که باز هم قصد آن پاسخگويي به همان نيازهاي سه گانه ولي با شکل جديد است.

¤    فناوري‌هاي سخت افزار

سخت افزار تقريبا در تمام زمينه‌هاي کليدي فناوري اطلاعات نقش مستقيم ايفا مي‌کند. در درجه اول اين فناوري خود يکي از اهداف فناوري اطلاعات بوده است تا در بستر آن يکي از نيازهاي جامعه اطلاعاتي يعني انجام محاسبات از ساده گرفته تا پيچيده ترين مدلسازي‌ها و شبيه سازيها برطرف گردد. روند رشد سخت افزارها به سوي شبکه سازي بوده و در بسياري از موارد انگيزه اصلي براي توسعه شبکه به اشتراک گذاردن سخت افزارهاي نادر بوده است.

سخت افزارها صرف نظر از نوع متداول و يا پيشرفته آن تاثير فراوان و بسزايي بر روي توسعه و ارتقاي فناوري اطلاعات دارند. سخت افزارها از مراحل اوليه گرفته مانند طراحي، مدلسازي و امکان سنجي تا مراحل پياده سازي و کنترل شبکه مخابراتي راه دور نقش مهم و تعيين کننده اي را ايفا مي‌کنند.

¤    فناوري نرم افزار

از کامپيوتر روي ميز گرفته تا سيستم تلفن و بازار سهام، اقتصاد و جامعه به طور فزآينده اي به نرم افزار متکي شده است. بر خلاف پل‌ها، هواپيماها ونيروگاه‌هاي اتمي، اغلب نرم افزارها بدون بهره‌گيري از استانداردهاي مشخص و توسط تکنسين‌هايي ساخته مي‌شوند که فاقد آموزش‌هاي کامل در زمينه علوم مهندسي، نگهداري و اقتصادي بودن مي‌باشند. طرح تحقيق و توسعه‌اي که ارائه مي‌گردد مي‌بايست به طور قابل ملاحظه‌اي مفاهيم، تکنيکها، اسباب مهندسي و زير ساختهاي نرم افزار را بهبود بخشد و ايجاد کنندگان نرم افزار را با روش‌هاي زيربنايي و موثرتر مهندسي آشنا سازد تا آنها قادر به گسترش و توسعه تکنيک‌ها و ابزارهايي براي ايجاد نرم افزارهاي قابل اطمينان و مفيد باشند.  

فناوري نرم افزار در تمام فناوري‌هاي کليدي ديگر نقش حياتي بازي مي‌کند و در تمامي چرخه عمر آنها از بدو طراحي تا عمليات حضوري مستمر و جدي دارد. همچنين ارتباط اين فناوري با فناوري شبکه سازي که ترکيبي از فناوريهاي مخابراتي، سخت افزاري، نرم افزاري و استانداردهاي مختلف مکانيکي، الکترونيکي و نرم افزاري است کاملا مشخص است. اين فناوري تاثير بسزايي در فناوري هوش مصنوعي دارد تا جايي که اکثر پياده سازيها در هوش مصنوعي به صورت نرم افزاري انجام مي‌شود.

اجزاي فناوري نرم افزار شامل موارد زير مي‌باشد:

·        مهندسي نرم افزار

·        نرم افزارهاي سيستم

·        نرم افزارهاي کاربردي

·        نرم افزارهاي ارتباط داده‌اي

·        نرم افزار ارتباط صوتي و تصويري

نرم افزار به عنوان يکي از اساسي ترين مولفه‌هاي فناوري اطلاعات در گذر به عصر فرا صنعتي است و در اين عصر تقريبا تمامي کشورها به تقويت بنيه نرم افزاري خود پرداخته‌اند.

¤    شبکه افزار (فناوري شبکه)

شبکه سازي براي برطرف کردن يکي از اهداف مهم فناوري اطلاعات يعني دسترسي سريع و همه‌گير به منابع اطلاعاتي توسعه يافته است. شبکه به مجموعه عناصري گفته مي‌شود که ميان آنها ارتباط مستقيم و يا غير مستقيم برقرار باشد و شبکه کامپيوتري عبارتست از تعدادي کامپيوتر و لوازم جانبي و سخت افزارها که از طريق کابل شبکه، خطوط مخابراتي و يا ماهواره با توپولوژي‌هاي خاص با يکديگر تبادل اطلاعات مي‌کنند و مهمترين کاربرد اين شبکه‌ها استفاده اشتراکي از منابع موجود است. شبکه‌هاي کامپيوتري بر اساس وسعت پوشش قابل دسته بندي هستند مانند:

شبکه‌هاي محلي(LAN) ، شبکه‌هاي ناحيه اي(WAN) ، شبکه‌هاي جهاني (GAN) که در کنار اين شبکه‌ها شبکه‌هاي اينترنت، اينترانت و اکسترانت نيز شکل گرفتند.

 امروزه كاربرد فناوريهاي اطلاعاتي روز به روز درحال افزايش است. پيشرفتهاي حاصل شده در فناوريهاي ارتباطات و كامپيوتر به كاركنان يك سازمان اين اجازه را مي‌دهد كه درحالي كه بيرون سازمان هستند، همچنان به سازمانشان متصل باشند و براي سازمان مربوطه شان كار كنند.

به عبارتي با استفاده از اين فناوريها، كم كم سازمان‌ها به سمت مجازي شدن پيش مي‌روند. نمونه اي از اين فناوريها عبارتند از: پست الكترونيك، ويدئو كنفرانس، فناوريهايي ازقبيل طراحي به كمك كامپيوتر، توليد به كمك كامپيوتر، و مهندسي به كمك كامپيوتر. اين قبيل فناوريها باعث هماهنگ سازي فعاليت‌ها در سازمان مي‌شود.

كاربرد فناوري اطلاعات، شركتها را قادر مي‌سازد امتيازهاي مهمي از قبيل موارد زير كسب كنند:

-  صرفه جويي در هزينه و بهبود بخشيدن جهت تبادل اطلاعات

-  اجتناب از خطاهاي انساني هنگامي كه وظايف تكراري يا بسيار پيچيده است

-  صرفه جويي مالي به دليل كاهش خطاها و زمان انجام وظايف

-  ادغام و هماهنگي چندين وظيفه در يك وظيفه

-  بهبود بخشيدن كارآيي و اثربخشي سازماني

-  بهبود در مديريت مياني و كاهش فرآيندهاي زائد از طريق تهيه‌ي اطلاعات مفيدتر

 فناوري اطلاعات به ايجاد تغييرات در سازمان‌ها كمك می‌کند، آن هم عمدتاً تغييراتي در ماهيت كار، ادغام وظايف سازماني و تبديل نيروهاي رقابتي.

¤    مغز افزار(نيروي انساني)

نيروي انساني مرتبط با تكنولوژي اطلاعات به واقع يكي از مهمترين بخشهاي تشكيل دهنده اين فناوري است که تاثير بسزايي در کارايي و بهره‌وري اين فناوري دارد. متخصصان فناوري اطلاعات مشکلات فني، سازماني و مديريتي مرتبط با اطلاعات از قبيل جمع آوري، ذخيره سازي، استفاده و بازيابي اطلاعات را حل مي‌کنند و در اين راستا از فنوني مانند: طراحي و ساخت برنامه‌هاي کامپيوتري پايگاه داده‌ها، برنامه‌هاي کاربردي و شبکه‌هاي اطلاعاتي، روش‌هاي طراحي و تحليل زبانهاي برنامه نويسي، هوش مصنوعي و زبان شناسي استفاده مي‌کنند.

 

عمده ترين تخصصهاي نيروي انساني مرتبط با فناوري اطلاعات عبارتند از:

 

دانشمندان کامپيوتر: تخصص آنها طراحي زير ساختهاي سخت افزاري و نرم افزاري است و داراي مهارت‌هاي نظري و نوآوري در حل مشکلات، ايجاد و استفاده از فناوريهاي جديد مي‌باشند.

مهندسان کامپيوتر: اين گروه با جنبه‌هاي سخت افزاري و نرم افزاري سيستم‌هاي طراحي شده و توسعه يافته فعاليت دارند.

تحليل گران سيستم: از دانش و مهارت‌هاي خود در حل مشکلات و بکارگيري ابزارهاي فناوري کامپيوتر براي رفع نيازهاي اختصاصي يک سازمان بهره مي‌گيرند. بعبارتي نقش آنها کمک به سازمان‌هاي حقيقي در جهت حداکثر کردن سود ناشي از سرمايه‌گذاري در تجهيزات، کارمندان و روند تجاري است.

برنامه نويسان کامپيوتر: اين گروه با نوشتن دستورالعمل‌هاي مشروح که به آنها برنامه و يا نرم افزار گفته مي‌شود و توسط تحليل گران سيستم درخواست مي‌گردد و بيانگر عملکردهايي است که سيستم‌هاي کامپيوتري قصد دارند انجام دهند فعاليت مي نمايند.

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1386/12/10 و ساعت 10:6 |

جامعه اطلاعاتي امروز

جامعه اطلاعاتي امروز به سه دسته عمده تقسم مي‌شود:

الف- اطلاع‌سازها : به گروهي از سازمان‌ها، مؤسسات، مراكز، نهادها، پژوهش‌گران، پايگاه‌ها و شبكه‌هاي اطلاعاتي كه وظيفه، رويكرد و علاقه‌مندي سازماني و شخصي آنها در زمينه توليد اطلاعات است گفته مي‌شود. گستره اطلاعات توليدي بسيار متنوع و گوناگون است. اين اطلاعات مي‌تواند طيف وسيعي از داده‌هاي خام و اطلاعات پردازش شده را دربر بگيرد. ازجمله اين موارد مي‌توان به اطلاعات فردي، نظامي، سياسي، علمي، صنفي، فناوري، هنري، ادبي، تجاري، و ... اشاره كرد.

ب- اطلاع‌پردازها : به گروهي از سازمان‌ها، مؤسسات، مراكز، نهادها، پايگاه‌ها و شبكه‌هاي رايانه‌اي كه وظيفه و رويكرد سازماني آن پردازش داده‌ها و اطلاعات است اطلاع‌پرداز گفته مي‌شود. اين گروه به بازشناسي، گزينش، انتخاب، مجموعه‌سازي، سازماندهي و پردازش داده‌ها و اطلاعات مي‌پردازند. فرآيند وظيفه‌مندي‌هاي اين گروه مي‌تواند از تهيه فهرست‌هاي موضوعي، ايجاد امكان كاوش‌هاي موضوعي و منطقي، به روز كردن اطلاعات، سازماندهي، رده‌بندي، آمايش، گزينش تا اشاعه اطلاعات متفاوت باشد.

ج- اطلاع‌خواه‌ها: به گروهي از سازمان‌ها، مراكز، نهادها، مؤسسات، پژوهش‌گران و ... كه به منظور رفع نيازهاي پژوهشي، آموزشي، تجاري، صنعتي، فناوري، علايق و ... خود به اطلاعات مراجعه مي‌كنند اطلاع‌خواه گفته مي‌شود. اين گروه را اصطلاحاً "بهره‌گيران نهايي" مي‌نامند.

 

نيازهاي جامعه اطلاعاتي

هر جامعه اطلاعتي با توجه به خصيصه اصلي آن كه "اطلاعات" است داراي نيازمندي‌هاي ويژه‌اي است، كه محور اصلي همه اين نيازها اطلاعات است. عمده‌ترين محورهاي اين نيازها در سرفصل‌هاي زير خلاصه مي‌شود.

1-     اطلاعات فناوري و صنعت

2-     اطلاعات مربوط به تحقيق و توسعه R & D

3-     اطلاعات پايه پزشكي و پيراپزشكي

4-     اطلاعات نظامي و استراتژيك

5-     اطلاعات‌ انساني (جمعيت‌شناختي، مردم‌شناختي، بوم‌شناختي و ...)

6-     اطلاعات فرهنگي، ادبي، هنري و اقناعي

7-     اطلاعات علمي

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1386/12/03 و ساعت 16:26 |

روند تكامل فناوري اطلاعات

با گذشت زمان و روند تحولات جهاني، فعاليت‌هاي روزمره جوامع با سرعت غيرمنتظــره‌اي درحـال مكانيزه شدن هستند. به طوري كه در منزل و در محيط كار و تجارت، آثار انقلاب ريزپردازنده‌ها به وضوح نمايان است. انقلاب اخير درحال متحول كردن روش‌ها و سرعت فكر كردن، ارتباطات، همكاري، طراحي و ساخت، شناسايي و بهره برداري از منابع، بكارگيري تجهيزات، هدايت تحقيقات، تجزيه - تحليل و پيش بيني آينده، بازاريابي، جابجايي محصولات، نقل و انتقال اعتبارات و در يك كلام، متحول كردن روش زندگي و تجارت است. انقلاب فناوري اطلاعات، كاهش هزينــه‌هاي مخابراتي و ظهور پديده اينترنت، موجب ورود کامپيوتر‌هاي پرقدرت شخصي به منازل و دفاتر كار افراد شد. بتدريج نياز زندگي و تجارت، افراد جامعه را در سراسر جهان به هم پيوند داده و مرزهاي جغرافيايي را پشت سر گذاشت. چرخش سريع اطلاعات و سرمايه بين كشورها و افراد جامعه به روند جهاني شدن سرعت بخشيده و اين امر تاثير بسزايي بر تغيير نگرش به سازمان و مفاهيم آن داشته است.

فناوري اطلاعات تشكيل شده است از علوم کامپيوتر، ارتباطات و شبكه سازي. امروزه كاربردهاي متنوع و گسترده اي از اين علم در محيط كــار مطرح شده است. ازجمله سيستم‌هاي خبره، پردازش تصويري، اتوماسيون، علم روباتها، فناوري حساسه‌ها و...  با رشد و توسعه فناوري، به تدريج به قدرت کامپيوتر‌ها افزوده شده و متقابلاً ابعاد و قيمت آنها كاهش يافت. در دهه 1980، ظهور و رشد شگفت‌آور کامپيوتر‌هاي شخصي حتي صنعت کامپيوتر را غافلگير كرده و تهديدي براي بقاي کامپيوتر‌هاي بزرگ به شمار آمد. کامپيوتر‌هاي شخصي اين ويژگي را داشتند تا وارد منزل و دفاتر كارافراد شوند. رفته رفته اين نياز به وجود آمد تا افراد در يك سازمان بتوانند با يكديگر ارتباط ايجاد كرده و از ابزارهاي موجود به طور مشترك بهره بگيرند. لذا شبكه‌هاي محلي شكل گرفت و اين دستاورد تنها يك گام با تلفن و مودم و ايجاد ارتباط با ديگر شبكه‌هاي محلي فاصله داشت. امكان دسترسي کامپيوتر‌هاي شخصي به اطلاعات موجود در کامپيوتر‌هاي بزرگ و ديگر شبكه‌هاي محلي، به زودي موجب ارتقاء كاربرد و توان آنها شد. اكنون نياز بود تا کامپيوتر‌ها با يكديگر به تبادل اطلاعات بپردازند. در اين مقطع مشكل ناسازگاري و استانداردسازي فرمت فايلها نمــايان شده و زبان جديدي پا به عرصه ظهــور گـذاشت.اين زبان جديد HTML نام گرفت.

با در نظر گرفتن سابقه کوتاه فناوري اطلاعات در مي‌يابيم که کاربرد سيستم‌هاي اطلاعاتي در تجارت، پديده نسبتا جديدي است ولي دامنه کاربرد آنها به سرعت در حال گسترش است. سيستم‌هاي اطلاعاتي که در اصل براي تسريع پردازش داده‌ها در دهه 1960 طراحي شده بودند کار خود را در دهه‌هاي1970و 1980 به پشتيباني از مديريت و ابزارها گسترش دادند، ولي روند جديد توسعه از اواسط دهه 1980 بر استفاده ابتکاري از سيستم‌هاي اطلاعاتي به عنوان منبعي استراتژيک در ايجاد مزيت‌هاي رقابتي تکيه کرد. اين چنين سيستم‌هايي اطلاعاتي که اغلب به عنوان  SIS نام برده مي‌شود، ماهيت محصولات و خدمات و شکل فرآيند توليد، ارتباط فروشنده و خريدار و حتي مباني رقابت تجاري را تغيير مي‌دهند.

زماني که کامپيوتر در دهه 1950 در دسترس قرار گرفت، يکي از اولين کاربردهاي سيستم‌هاي اطلاعاتي غير نظامي آن، پيش بيني انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده در سال 1952 بود که توسط يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني سراسري آمريکا (CBS) صورت گرفت. بکارگيري سيستم‌هاي اطلاعات کامپيوتري توسط بخش خصوصي در آن زمان بسيار محدود بود و اغلب در مواردي چون خودکار نمودن کارهاي رايج در بخش هاي مختلف اداري مشاهده مي‌گرديد. سيستم‌هاي اطلاعاتي مهمي که در دوران اوليه توسعه يافتند عبارت بودند از سيستم‌هاي پرداخت وامور مالي که با استفاده از وسايل ورودي و خروجي محدود مانند کارت پانچ، نوارهاي کاغذي و چاپگرها، استفاده مي‌کردند.  

در اواسط دهه1960 ظهور کامپيوترهاي MAIN FRAME منشاء ايده توسعه پايگاه تمرکز اطلاعات گرديد. از اين پايگاه براي فراهم کردن اطلاعات دقيق و جديد در مورد تجارت جهت استفاده مديريت ارشد در تصميم گيري استفاده مي شد. به اين سيستم‌هاي اطلاعات عموما سيستم‌هاي اطلاعات مديريت (MIS) مي‌گفتند که براي تهيه گزارشهايي در مورد توليدات هفتگي، اطلاعات مالي، موجودي کالا و امثال آن بنياد گرديدند. بيشترين علت مايوس شدن از MIS در آن سالها ناشي از انتظارات غير منطقي از کامپيوتر و سيستم‌هاي اطلاعاتي بود که برخي از شرکتها تصور مي‌کردند که مي‌توانند نواقص موجود در مديريت، برنامه‌ريزي، سازماندهي و کنترل را با نصب MIS برطرف نمايند. به هر حال، تلاشهاي سنجيده‌اي که براي توسعه سيستم‌هاي اطلاعات به منظور تامين نيازهاي مديريت در اداره امور انجام شد، اين تصور اوليه که سيستم‌هاي اطلاعاتي تنها در خودکار کردن کارهاي دفتري کاربرد دارند را تغيير داد. با رايج شدن اصطلاح سيستم‌هاي خبره، تصور مي شد که کامپيوترها نقش اساسي در پشتيباني از فرآيند تصميم گيري مديران ارشد، ايفا نمايند و بدين ترتيب ايده سيستم‌هاي پشتيباني تصميم گيري بوجود آمد. هدف آن سيستم‌ها عبارت بود از اينکه فرآيند تصميم گيري برخي از مديران اجرايي و عملياتي را توسعه داده و سرعت بخشند. اين سيستم‌ها به تصميماتي که کمتر ساختاري بوده و اغلب اوقات احتياجات اطلاعاتي آنها مبهم است، پرداخته و روي آنها متمرکز مي شدند.

به موازات توسعه MIS و DSS گونه جديد سيستم اطلاعاتي SIS، در اوايل دهه 1970 هنگامي که در آمريکا ظهور کرد که سيستم‌هاي اطلاعات نقش خود را از حمايت خصوصي به ارائه امتيازات کاري مهمي که جنبه رقابتي داشت تغيير دادند. اصطلاح سيستم اطلاعات استراتژيک را اولين بار پروفسور چارلز وايزمن از دانشگاه کلمبيا در نيويورک به اين صورت تعريف مي‌نمايد: استفاده خلاق از سيستم‌هاي اطلاعاتي در راستاي پشتيباني از استراتژي رقابتي شرکت با هدف رسيدن به رقباي تجاري و يا کسب برتري در مقابل آنها.

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1386/12/03 و ساعت 16:10 |

تعريف جامع  فناوري اطلاعات

فناوري اطلاعات به مجموعه ابزار و روش‌هايي اطلاق مي‌شود كه به نحوي، اطلاعات را در اشكال مختلف، جمع‌آوري، ذخيره، بازيابي، پردازش و توزيع می‌کنند. مي‌توان گفت فناوري اطلاعات بيشتر يك استراتژي ، انديشه ، فكر و ابزار ، در حوزه انسانها و همراه با نو آوري است.

اطلاعات منشاء دانائي و بصيرت در انسان است و هدف از به كارگيري فناوري اطلاعات، افزايش آگاهي در انسان و نظم در اجراست. به تعبير ديگر، فناوري اطلاعات،  فن بهره برداري از انديشه‌ي انساني است. بهره برداري بهينه از انديشه،  سپردن امور شناخته شده، تكراري و غيرخلاق به ماشين (از طريق خودكار سازي عمليات ) و آزاد سازي انديشه و مهارت هاي انساني جهت مكاشفه در ناشناخته‌هاست.

فناوري اطلاعات از يك سو با نظم بخشيدن به حوزه اجرا و خودكار سازي عمليات تكراري و فاقد خلاقيت، فعاليت هاي فيزيكي را كاهش مي‌دهد و از سوي ديگر با توليد و انتقال سريع، دقيق و به موقع اطلاعات به حوزه‌هاي تحقيقات و مديريت،  شناخت را تكامل بخشيده و كارآئي نظامها را افزايش مي‌دهد.

هم اكنون فناوري اطلاعات با شتابي فزآينده در حال تغيير جهان است و اين تغييرات در كليه عرصه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مشهود است.  با اين وجود فناوري اطلاعات هنوز در آغاز راه است.  همانگونه كه الكتريسته در آغاز تنها بعنوان عامل روشنائي مطرح بود و اينك شريان حياتي تمامي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي محسوب مي‌گردد، فناوري اطلاعات نيز در آينده نه چندان دور نقش حياتي در تمامي شئونات بشر ايفاء خواهد كرد.

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1386/12/02 و ساعت 13:34 |

 

اطلاعات و ويژگي‌هاي آن

خصيصه‌هاي دانش در عصر اطلاعات

"زمان" تاكنون براي كسي از حركت باز نايستاده است و براي ما نيز نخواهد ايستاد. در اين ميان تنها كاري كه از عهده ما برمي‌آيد "مديريت زمان" است. در گذشته‌اي نه چندان دور براي دسترسي به دانش توليد شده در يك حوزهء موضوعي خاص، يك پژوهش‌گر نيازمند دسترسي به امكانات و تجهيزات ويژه‌اي مانند امروز نبود. حداكثر، دسترسي به منابع يك مجموعه، بهره‌گيري از دانش يك متخصص، نياز وي را مرتفع مي‌ساخته است. اما امروز دانش داراي ويژگي‌هايي است كه مواجهه با آن را براي پژوهش‌گران مشكل نموده و ابزار ويژه‌اي را مي‌طلبد. عمده‌ترين خصيصه‌هاي دانش در دنياي امروز يا "عصر اطلاعات" كه يكي از شايع‌ترين اسامي اين عصر است شامل موارد زير است:

1- پراكندگي جغرافيايي اطلاعات

اطلاعات در اقصي نقاط دنيا در حال توليد است، كشورهاي مختلف، مراكز گوناگون تخصصي، كتابخانه‌هاي بي‌شمار، پژوهش‌گران بسيار و سازمان‌هاي زيادي در حال فعاليت و توليد اطلاعات مي‌باشند كه هر كدام در حيطه‌ي جغرافيايي خاصي قرار دارند. آگاهي و دسترسي به اين اطلاعات از جنبه‌هاي مختلف مشكل است. براي دسترسي به تمامي اين دانش، بدون ابزارهاي امروزين اشاعه‌ي اطلاعات ، حتماً مي‌بايستي به محل نگهداري و وجود اثر مراجعه كنيم.

2- انبوهي اطلاعات

هر روزه به طور غيرقابل تصوري بر كميت توليد اطلاعات افزوده مي‌شود. اين كميت روزافزون در حوزه‌هاي گوناگون علمي، كميّتي عظيم و غيرقابل كنترلي را به نمايش مي‌گذارد. به طوري كه شايد هيچ‌گاه يك متخصص نتواند جز به وجود اندكي از تمام توليدات و مستندات علمي حوزه‌ي موضوعي خود آگاهي پيدا كرده و اقّلي از آنها را مطالعه نمايد. اين كميت باعث سردرگمي پژوهش‌گران در ميان انبوه اطلاعات كه هزينه، زمان و كارمايه[1] زيادي را تلف مي‌كند ، خواهد شد.

3- سرعت روزآمدي[2]

اطلاعات توليد شده به سرعت كهنه مي‌شوند. نظريه‌هاي توليد شده ديروز، ديگر امروز كارآئي و روايي نخواهند داشت. مباحث امروزي نيز براي فردا داراي اعتبار و روايي نخواهند بود. يك دستورالعمل، فناوري، فرمول، نظريه، راه‌كار، راهبرد و ساير گونه‌هاي موجود علمي و فكري توليد شده به سرعت جاي خود را به مشابه جديدتر خود مي‌دهند و يك پژوهش‌گر هميشه نگران آن است كه قبل از پايان تحقيقات يا چاپ كتاب، مقاله و يا خلاصه‌ي دستاوردهاي پژوهشي، پيش فرض‌ها و نتايج حاصله اثر در دست تحقيق‌اش از درجه‌ي اعتبار ساقط شود.

4- تنوع موضوعي و بين رشته‌اي

به طور روزافزوني مباحث جديدي در دنياي دانش مطرح مي‌شود. حوزه‌هاي قديمي‌تر جاي خود را به چند حوزه‌ي جديدتر مي‌دهند. از دل هر موضوع، حوزه‌هاي نويي زاده مي‌شود. رشته‌هاي نوين هر روز متنوع‌تر و زيادتر مي‌شوند. عدم توان كافي براي تسلط به تمامي حوزه‌ها امكان استفاده‌ي بهينه‌تر و مناسب‌تر از تمامي اين دانش جديد را از بين مي‌برد. چه بسا يك حوزه‌ي كوچك كه زماني پرسشي بيش نبوده اينك خود يك حوزه‌ي موضوعي با سئوالات بي‌شمار است.

5- تنوع زباني

ويژه‌گي ديگر دانش در دنياي امروز تنوع زباني داده‌ها و اطلاعات است. محققان به تمامي زبان‌هاي دنيا در حال توليد اطلاعات، انجام پژوهش‌ها و پردازش آنها هستند. دسترسي به تمامي دانش نيازمند تسلط بر زبان مدارك اطلاعاتي است و اين براي تمام محققان امكان‌پذير نيست. چرا كه يادگيري زبان‌ها امروز خود دانشي گسترده است كه از توان افراد و براي همه زبآنها خارج است.

6- اخص‌گرائي

از سوئي ديگر دانش با سرعت فزآينده‌اي در حال حركت به سوي اخص‌گرائي است. برآيند اين اخص‌گرائي در زايش بين رشته‌اي‌هاي جديد متبلور است. به علت تنوع و عمق پژوهش‌ها، هر حوزه‌ي موضوعي داراي چنان عمق و گستردگي پيچيده‌اي شده است كه تسلط بر تمامي ابعاد يك حوزه‌ي موضوعي بسا دشوار مي‌نمايد. امروزه به وضوح حركت در راستاي اخص‌گرائي مشاهده مي‌شود. دانش‌هائي كه خاص بوده و دانش مداراني كه خاص‌اند.

 



[1]- Energy

[2] - Up-to-dating

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1386/12/02 و ساعت 13:15 |