تبليغاتX
Safava.:.صفاوا

به قول هاپر: وقتی کشتی در بندرگاه می ماند جایش امن است ولی کشتی برای ماندن در بندرگاه ساخته نشده است :::::::: اگر فکر کرده اید قدرت انجام کاری را دارید درست فکر کرده اید و اگر فکر کردید که از پس آن بر نمی آیید باز هم درست فکر کرده اید :::::: اگر راه های کسب درآمد آسان بود همه مردم پولدار بودند اما موضوع این است که شما مثل بقیه مردم نیستند و برای شما که انگیزه دارید هر مانعی از سر راه برداشته می شود

"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟"

 

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود. يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود."

 

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.

نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.

 

قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."

دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"

 

"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."

 

"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."

 

"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."


 

"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."

 

"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"

 

دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي بود.

 

منبع: ارسالی از طرف دوستان

+ تأييد شده توسط صفاوا در چهارشنبه 1387/03/29 و ساعت 13:26 |

 

                                  نقش تیمها در اجرای فرایند شش سیگما

تهيه كنندگان  مقاله :

رسول نورالسنا-- دانشيار - عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران

 محمد علي بهجتي اردكاني  -- دانشجوي ترم آخر كارشناسي ارشد مهندسي سيستم و بهره وري – دانشگاه علم و صنعت ايران

 ركسانا فكري-- دانشجوي ترم آخر كارشناسي ارشد مهندسي سيستم و بهره وري – دانشگاه علم و صنعت ايران

 طاهره شول-- دانشجوي ترم آخر كارشناسي ارشد مهندسي سيستم و بهره وري – دانشگاه علم و صنعت ايران

1- مقدمه

 سير تحولات جهاني به سمت دستيابي به تكنولوژي نوين و فن آوري برتر در ارائه محصولات و خدمات ، اهميت كيفيت و لزوم توجه به آن را اجتناب ناپذير نموده است. امروزه ديگر پرداختن به مقوله كيفيت يك مزيت رقابتي نيست بلكه پاسخگويي به يك نياز حياتي است. افزايش آگاهي افراد، لزوم نوآوري در فن آوري، جهاني شدن كسب و كار ، افزايش رقابت و رشد فزاينده نيازهاي جامعه از جمله عواملي است كه عرصه را بر مديران و مجريان شركت‌هاي توليدي و خدماتي تنگ نموده و آنان را مجبور به توجه روز افزون به بحث كيفيت محصولات و خدمات نموده است. يكي از ابزارهايي كه امروزه بعنوان يك روش سيستماتيك، جهت بكارگيري منسجم از ابزارهاي مختلف كيفي، در جهت رسيدن به سطح كيفيت عالي مورد استفاده قرار مي‌گيرد متدولوژي شش سيگما مي باشد.

شش سيگما يك فرآيند است با مجموعه ابزارهاي آماري، كه براي اجراي نظريه‌ها و فلسفه‌هاي مديريت در راه رسيدن به تعداد عيب كمتر از 4/3 در ميليون استفاده مي شود. شش سيگما با توجه به اهداف تعيين شده و جمع‌آوري داده‌ها كه با بكار بردن تكنيكهاي آماري وكاربرد ابزارهاي مديريتي صورت مي گيرد به همراه تحليل نتايج ، از طريق كاهش نقص در محصولات و خدمات ، در جهت ايجاد تغيير در سازمان و تامين كيفيت مورد نياز و رضايت مشتري گام بر مي دارد. بطور كلي مي توان گفت شش‌سيگما گزاره‌ جديد مديريت‌ با هدف‌ ارتقاي‌ سودآوري‌، افزايش‌ سهم‌ بازار و كاهش‌ هزينه‌ ، از طريق‌ حل‌ مشكلات‌ و كاهش‌ تغييرپذيري‌ در فرآيندهاي‌ عملياتي‌ و كسب‌ و كار سازمان‌ است‌. روش شش سيگما ابزاري براي بهبود كيفيت است. هرچه به شش سيگما نزديكتر شويم ، نياز به آزمون و بازرسي كاهش مي‌يابد، هزينه‌ها كاهش مي‌يابند، چرخه توليد كوتاه‌تر مي‌شود و رضايت مشتري بهتر تامين مي‌شود.

متدولوژي شش سيگما اولين بار در شركت موتورولا پايه ريزي شد. زماني كه اكثر شركتهاي آمريكايي بر اين باور بودند كه كيفيت هزينه ايجاد مي كند و تلاش در جهت كيفيت بيشتر باعث سودآوري كمتر خواهد شد ، در شركت موتورولا (در سال 1979) ارتباط و وابستگي بين كيفيت بالاتر و هزينه‌هاي توسعه پايين‌تر در توليد محصولات، شناخته‌شد و مورد توجه قرار گرفت. در آن سال برخلاف نظريات قبلي كه كاهش سرعت توليد و افزايش هزينه را عامل بهبود كيفيت مي‌دانستند، در موتورولا به اين نتيجه رسيدند كه بهبود كيفيت موجب افزايش سرعت توليد و كاهش هزينه‌هاي توليد مي‌گردد. يعني بايد به كيفيت بعنوان علت نگاه شود و نه معلول.

بنابراين مي توان گفت شركت‌ موتورولا در دهه‌ 80 با بكار بردن يك‌ نوع‌ مهندسي‌ مجدد در مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ به‌ طرح‌ روش‌شناسي  شش سيگما دست  يافت

.به طور خلاصه مي توان گفت هدف اصلي متدولوژي شش سيگما اجراي يك استراتژي مبني بر اندازه گيري است كه بر بهبود فرآيند و كاهش تغيير پذيري تمركز مي كند. از دو متدولوژي در پروژه هاي شش سيگما استفاده مي شود. يكي فرآيند DMAIC كه يك سيستم بهبود براي فرآيندهاي موجودي است كه خارج از حدود مشخصات قرار دارند و به دنبال راهي براي بهبود و افزايش سود در آنها هستيم.

فرآيند تعريف  تا  كاهش  خطا در شش سيگما  در چرخه  DMAIC   شكل مي گيرد .( شكل يك )

 

شكل يك

دوم فرآيند DFSS كه مخفف Dessign for six sigma يعني طراحي براي شش سيگما مي باشد. فرآيندهاي DFSS ، سيستم هاي بهبودي هستند كه براي توسعه ي فرآيندهاي جديد يا محصولات جديد در سطح كيفيت شش سيگما مورد استفاده قرار مي گيرند. DFSS بر خلاف روش DMAIC داراي يك روش مشخص و معين نيست و متدهاي مختلفي براي طراحي مورد استفاده قرار مي گيرند.


2- ساختار اجرايي پروژه شش سيگما

‌اگرچه‌ بسياري‌ از افراد سازمان‌ به‌ نوعي‌ با موضوع‌ شش سيگما مواجه‌ خواهندگرديد اما پروژه‌هاي‌ شش سيگما از افراد انتخابي‌ استفاده‌ مي‌كند. افراد مذكور بنيان‌ اجراي‌ شش‌سيگما را تشكيل‌ داده‌ و به‌ شش‌ گروه‌ تقسيم‌ مي‌شوند. مستندات‌ جديد علمي‌ موجود در زمينه‌ 6 سيگما بر روي‌ اين‌ ساختار به‌ صورت‌ كلي‌ اتفاق‌نظر دارند. اين‌ شش‌ گروه‌ عبارتند از:

1-    مديران‌ ارشد :(Executive Staff) مدير يا مديران‌ ارشدي‌ كه‌ نيروي‌ رويكرد به‌ 6 سيگما را در سازمان‌ جاري‌ مي‌كنند وحمايتهاي‌ لازم‌ را از اجراي‌ شش‌سيگما به‌عمل‌ آورده‌ و نسبت‌ به‌ اجراي‌ آن‌ متعهد و پاسخگو هستند.

2-    قهرمانان  (‌ :(Champion افراد كارشناسي‌ كه‌ با معرفي‌ شش‌سيگما بستر و فرهنگ‌ مناسب‌ را به‌وجود مي‌آورند. اين‌ افراد راهبران‌ فكري‌ اين‌ روش‌شناسي‌ هستند و به‌عنوان‌ مغز متفكر، اجراي‌ شش‌سيگما را تسهيل‌ مي‌كنند. آنها بايد اهداف را تعيين كنند ، امكانات مورد نياز را تخصيص داده و پيشرفت پروژه ها و و نتايج آنها را پيگيري و بررسي نمايند.

3-    كمربندمشكي‌هاي‌ ارشد :(Master Black Belts) افراد كارشناسي‌ كه‌ پروژه‌هاي‌ متعدد شش‌سيگما را مديريت‌ و هدايت‌ مي‌كنند. اين افراد رهبر و مربي كمربند مشكي ها هستند. مسئوليت تمام برنامه هاي شش سيگما كه در بخش معيني از سازمان اجرا مي شود به عهده يك كمربند مشكي ارشد مي باشد. ازجمله وظايف اصلي يك كمربند مشكي ارشد ، انتخاب ، آموزش ، سرپرستي و هدايت كمربند مشكي ها و تعريف پروژه هاي بهبود كيفيت ، تصويب پروژه ها و نهايتا بررسي و باز نگري نتايج پروژه هايي است كه خاتمه يافته اند.

4-    كمربندمشكي‌ها :(Black Belts) افراد كارشناسي‌ كه‌ مديريت‌ اجراي‌ پروژه‌هاي‌ شش‌سيگما و كليه‌ مراحل‌ آموزش‌ و اجرا را به‌عهده‌ دارند. كمربند مشكي ها مستقيما در گير كار شده و تقريبا به طور تمام وقت در اختيار برنامه هاي شش سيگما قرار مي گيرند. در اغلب موارد يك كمربند مشكي مسئوليت اداره تيمي را برعهده دارد كه بر روي يك پروژه بهبود كيفيت كار مي كنند و در بعضي از مواقع بايد به صورت همزمان چندين پروژه را هدايت و رهبري نمايد بنابراين بايد علاوه بر دانش فني و آماري ، از روابط عمومي مناسب و مهارتهاي مديريتي نيز برخوردار باشد.

5-    كمربندسبزها :(Green Belts) افراد كارشناسي‌ كه‌ با استفاده‌ از ابزارها و تكنيكها مديريت‌ اجراي‌ پروژه‌هاي‌ شش‌سيگما را هدايت‌ مي‌كنند. كمربند سبزها كساني هستند كه به صورت پاره وقت در برنامه هاي شش سيگما شركت كرده و در حقيقت به صورت عملي تحت نظارت يك كمربند مشكي آموزش مي بينند و تجربه كسب مي كنند.

6- اعضاي تيم :(Team Members) افراد كارشناسي‌ كه‌ برنامه‌هاي‌ مشخص‌ شده‌ جهت‌ بهبود را اجرا مي‌كنند.

تقسيم بندي  فوق يك ايده و الگوي كلي  است  كه نشان مي‌دهد  شش گروه  فوق  الذكر  در يك طيف  پيوسته  جنبه هاي  مختلف شش  سيگما از جمله مفاهيم، فلسفه، آموزش، تدوين و اجراي  پروژه‌هاي  شش  سيگما  را مورد توجه  قرار مي‌دهند.

3- آسيب شناسي روش شش سيگما


دو عامل كه در موفقيت پروژه هاي شش سيگما در سازمان نقش تعيين كننده اي بر عهده دارند عبارتند از:


1- ابزارها و تكنيكهاي آماري مورد استفاده

2- افراد و تيمهايي كه در قالب پروژه هاي تعريف شده نسبت به بهبود فرآيندها اقدام مي نمايند.

ابزارهاي متنوع و گوناگوني در مراحل مختلف اجراي متدولوژيهاي شش سيگما مورد استفاده قرار مي گيرند. از آن جمله مي توان از ابزارهايي نظير: نمودار وابستگي ، طوفان فكري ، نمودار علت و معلول ، فرم هاي جمع آوري داده ها ، برگه كنترل نمودار فراواني ، نمودار تمركز ، نمودارهاي فراواني ، نمودارهاي جريان ، گانت چارتها ، نمودارهاي پارتو ، ماتريس اولويت بندي ، رگسيون ، آزمونهاي فرض ، مربع كاي ، مدل كانو ، نمودار كنترل كيفيت فرآيند ، ابزارهاي برنامه ريزي ، FMEA ، DOE ، SIPOC ، ANOVA ، RUN CHARTS و روشهاي ديگر نام برد. آشنايي با ابزارها و تكنيكها آماري كه به بعضي از آنها در بالا اشاره شد در متدولوژي شش سيگما الزامي است.

ولي آيا آشنايي با اين ابزارها مي تواند بسياري از مشكلات كيفي كه سازمانهاي امروزي با آن دست به گريبانند را حل نمايد؟ و آيا از اين ابزارها مي توان در همه جا استفاده نمود و به نتيجه مطلوب رسيد؟ سابقه استفاده از ابزارهاي مورد نظر كه نقش عمده اي را در موفقيت شش سيگما ايفا مي كنند به سالها قبل از تولد شش سيگما بر مي گردد ولي هيچ كدام نتوانسته اند مشكلات سازمانها را به تنهايي و به طور اساسي حل نمايند. يكي از اشتباهات شركت موتورولا در روند پياده سازي شش سيگما شروع آموزش شش سيگما در سطوح پايين و مياني سازمان و منحصر شدن آن در اين سطوح عنوان شده است. در شركت موتورولا دو دسته افراد در ابتدا مورد آموزش قرار گرفتند. دسته اول افرادي بودند كه داراي پايه تحصيلي كم بودند و قادر به فراگيري و درك صحيح از تكنيكهاي پيشرفته آماري نظير SPC و DOE را نداشتند و دسته دوم افراد شايسته اي بودند كه عدم آگاهي مديران مياني و ارشد سازمان مانع از تحقق مهارتهاي آنان مي گرديد. مدير آموزش شركت موتورولا خسارت وارده به شركت را از اين ناحيه هفت ميليون دلار اعلام نموده است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت آشنايي با ابزارها و تكنيكهاي آماري هرچند لازم و ضروري است و بدون آن شش سيگما مفهومي پيدا نمي كند ولي آنچه كه از اين ابزارها مهمتر است ، محيطي پذيرا و آگاه در سراسر سازمان ، انتخاب تكنيك هاي آماري مناسب ، نحوه به كارگيري آنها و همچنين ترتيب بكارگيري آنها مي باشد كه مي تواند با توجه به نوع پروژه از تكنيكها و ترتيب بكارگيري متفاوتي استفاده نمود.

در اينجا است كه نقش عامل دوم ، يعني افراد و در نهايت تيمهاي كاري مشخص مي شود. شش سيگما تمام موفقيت خود را مديون تمام تلاشهاي كيفي است كه قبل از آن انجام مي گيرد. تيمها با تلاشهاي كيفي كه براي اجراي موفق شش سيگما انجام مي دهند نقش مهمي از اين فرآيند را به عهده دارند. اينكه تا چه حد يك ابزار كيفي مهم و پيشرفته باشد مهم نيست . آن چيزي كه از اهميت ويژه اي برخوردار است نقش انسان در بكارگيري اين ابزارها مي باشد. اين مهم را مي توان از تعريفهاي گوناگون شش سيگما نتيجه گرفت. در بخشي از تعريف شش سيگما كه توسط سازمان ASQ انجام گرفته ، آمده است "تلفيق و يك پارچه سازي صحيح تكنيكهاي آماري در سيستمي جامع به نام شش سيگما صورت مي گيرد" اين سازمان همچنين مولفه هاي تشكيل دهند ه شش سيگما را راهبرد و معيارهاي اندازه گيري مي داند و در تعريف راهبرد مي گويد : "راهبرد شش سيگما عبارت است از نحوه بكارگيري ابزار و تكنيكهاي شش سيگما در قالب پروژه هاي تعريف شده جهت حصول سود آوري و رضايتمندي مشتري " . بنابراين آنچه كه در پروژه هاي شش سيگما از ابزارها مهمتر است و در تعريفهاي مختلف مي توان آن را مشاهده نمود ، انتخاب ابزار مناسب نحوه بكارگيري و ترتيب بكارگيري اين ابزارهاست كه بايد توسط تيمها و متخصصين شش سيگما انجام پذيرد. لذا مي توان نتيجه گرفت كه شكست اكثر پروژه هاي شش سيگما بيشتر از دو ناحيه صورت مي گيرد يكي عدم آگاهي و درك صحيح از ابزارها و تكنيكهاي آماري و دوم عدم انتخاب صحيح افراد و تيمهاي كاري كه در پروژه هاي شش سيگما نقش ايفا مي كنند. اما مسائل مربوط به افراد و تيمها مانند خلاقيت ، همكاري ، كار تيمي ، ارتباطات ، يادگيري تيمي و مسائل انگيزشي بيشتر از توجه كور به مسائل تكنيكي و آماري مورد نظر شش سيگما مي باشد.

4- نقش تيمها در فرآيند اجراي شش سيگما

امروزه شركتها و سازمانها بطور فزاينده اي از تيمها در جهت بكارگيري تلاش و دانش ايشان استفاده مي كنند بطوري كه سازماندهي اعضاي تيمها ، به عنوان يكي از مهمترين و طبيعي ترين بخشهاي فرآيند تجارت در قرن حاضر بشمار مي رود. فراتر بودن عملكرد تيم از عملكرد تك تك افراد تشكيل دهنده اش و همچنين از عملكرد مجموع آنان حقيقتي است كه امروز نيازي به اثبات آن نيست. اكنون تيمها در واقع به عنوان بخش اصلي و عامل مهم استفاده از تجربيات بشر و منابع انساني شمرده مي شوند. به صورتي كه در طول 10 تا 15 سال اخير تلاش در جهت ادراك و شناسايي چگونگي آرايش ، رفتار و تحولات تيمي سرعت و رشد چشمگيري داشته است.

همانگونه اشاره شد نقش تيمها در فرآيند اجراي شش سيگما از اهميت ويژه اي برخوردار است. يكي از اشكالاتي كه منتقدين روش شش سيگما بر اين روش مي گيرند اين است كه شش سيگما چيزي جز يك فرآيند تكراري و پيچيده تر از آنچه كه قبلا وجود داشت نيست و اين باعث پيچيده تر شدن انجام پروژه ها و در خيلي مواقع باعث شكست آنها شده است. در حاليكه در حقيقت اين شكستها از ناحيه فرآيند شش سيگما نبوده بلكه اكثر اين شكستها بدليل عدم انتخاب درست افراد تيم هاي شش سيگما و عدم توجه به كليه عملكردها و تحولاتي است كه در تيمهاي شش سيگما رخ مي دهد ، مي باشد. بنابر اين مي توان گفت موفقيت در پروژه هاي شش سيگما بستگي به تيمهاي عمل كننده دارد. سازمانهايي كه بخوبي بفهمند ارزش تركيب تيمها با شش سيگما در چيست؟ از جمله سازمانهايي خواهند بود كه مي توانند با استفاده از فرآيند شش سيگما به موفقيتهاي چشم گيري دست پيدا كنند. بنابراين لازمه رسيدن به سطح عملكرد شش سيگما ، تلاش بسيار و كار تيمي منسجم است . تنها در سايه كار تيمي منسجم است كه يك سازمان مي تواند اميدوار باشد كه كليه معيارهاي مناسب محصول را در سطح قابل قبول برآورده ساخته است. تيم چيست و چگونه شكل و مي گيرد؟ مسئوليتهاي و نقشهاي رهبري جهت ساختن يك تيم كارا و اثر بخش كدام است؟ اندازه گيري عملكرد تيمها ، تحولات تيمي ، چگونگي افزايش عملكرد تيمها و خصوصيات تيمهاي كارا و اثر بخش چه هستند؟ و سوالاتي از اين قبيل در رابطه با تيمهاي كاري ، مخصوصا تيمهاي شش سيگما مطرح هستند و بايد پاسخ آنها را يافت و به آنها توجه داشت.

4-1- تيم چيست؟

يك تيم عبارت است از گروهي از افراد كه با هم آموزش ديده و يا با هم براي انجام يك وظيفه به كار و همكاري مي پردازند. مفهوم تيم بر پايه مفهوم هم افزايي مي باشد يعني هميشه يك كل ، بزرگتر از مجموع افراد و اجزا است.


4-2- مراحل شكل گيري و توسعه تيمها

هنگامي كه يك تيم شكل مي گيرد ، اعضايي به آن اضافه شده يا از آن كم مي شود. در حالت كلي شكل گيري و توسعه تيم ، يك فرآيند پوياست . بيشتر تيمها دائما در حال تغيير هستند و بعقيده اكثر صاحب نظران يك فرآيند تكاملي را طي مي كنند. توكمن يك فرآيند چهار مرحله اي ارائه داده است كه اكثر تيمها اين فرآيند تكاملي را طي مي كنند. استفن رابينز بعدا با اضافه نمودن يك مرحله ديگر آن را كاملتر نمود. اين پنج مرحله عبارتند از:

1-شكل گيري يا Forming : اين مرحله كه مرحله تشكيل هم ناميده مي شود شامل تعيين ساختار تيم ، اهداف ماموريتها و تدوين برنامه ريزي اجرايي مي باشد.
2- طوفان زايي يا
Storming : كه شامل تشكيل گروه مديريت تيم ، آموزشها ، و تدوين متدولوژي مديريت تيم است

3- هنجار سازي يا Norming : كارهاي عادي و طبيعي تيم از قبيل موارد كليدي توسعه سيستمها شامل توجه به صداي مشتري ، الگوبرداري از بهترينها ، مشاركت در كار هاي كيفي و نوآوري در اين مرحله انجام مي گيرد.

4- عمل يا Performing : رسيدن به اين مرحله، حد اعلاي تكامل كار تيمي است. اين مرحله شامل تشكيل فرهنگ سازماني و انجام كليه فرآيندهاي سيستم از طريق افراد ، فرآيندها ، رهبري و تيمها مي باشد. در اين مرحله تيم سيستمي را وضع مي كند كه اجازه مي دهد نقطه نظرها و ديدگاهها آزادانه و بدون رودربايستي مبادله شود و درجه بالايي از حمايتهاي درون گروهي براي تصميم گيري شكل مي گيرد.

5- فروپاشي يا Adjourning : در اين مرحله تيم آماده انحلال است. ديگر مبرم ترين وظيفه، بالابردن سطح انجام وظيفه نيست. در عوض، توجه معطوف به پايان دادن فعاليتها است. اين مرحله براي تيم هاي شش سيگما تقريبا محسوس است. بعد از اينكه با اصلاح فرآيند اهميت توجه به مسئله مورد نظر شش سيگما كاهش يافت تيم تشكيل شده در اين مرحله قرار گرفته و بايد براي فعاليتي تازه و تشكيل تيم جديد اقدام گردد.

نكته مهمي كه در مراحل شكل گيري تيم مي توان به آن اشاره كرد، اين است كه تيم ها فرآيند تكاملي خاص خود را دارند اين فرآيند وقتي كامل مي شود كه نقش رهبري تيم به موازات بلوغ تيمي از حالت اقتدار گرايي به هماهنگ كنندگي تغيير يابد. همچنين لازم به توضيح است هميشه تيم ها به طور شفاف از مرحله اول به مرحله بعدي نمي روند. درواقع در برخي موارد مراحل متعدد، به طور همزمان شكل مي گيرند.

4-3- نقشها و مسئوليت رهبري در تيم

يكي از اشتباهات متداول تيمها اين است كه اين امر را در نظر نمي گيرند كه هرتيمي بايد يك رهبر شناخته شده و فعال داشته باشد. تيمهاي شش سيگما نيز مانند همه تيمها بايد داراي رهبر باشند. در واقع دو رهبر كليدي براي تيمهاي پروژه شش سيگما لازم است. يكي رهبر استراتژيك پروژه است كه به عنوان قهرمان تيم يا champion پروژه شناخته مي شود. و ديگري رهبر تاكتيكي تيم است كه Blak Belt يا Green belt ناميده مي شود. اگر چه قهرمان تيم يك عنصر تمام وقت تيم نيست ، با اين وجود او يك نقش كليدي را در وضعيت تيم دارا مي باشد. قهرمان تيم در تمام مراحل كار تيمي دخيل است. قبل از اينكه تيم به طور رسمي ايجاد شود در طول پروژه و حتي بعد از اتمام كار تيم ، او نقش بسيار مهمي را در پيشبرد اهداف پروژه دارد.

رهبر تاكتيكي تيم ، يك كمربند مشكي است كه متخصص تمام وقت شش سيگماست وسه تا چهار تيم توسعه پروژه را رهبري مي كند. و يك كمربند سبز معمولا يك مدير مياني است كه در شش سيگما يك پست و موقعيت پاره وقت را علاوه بر وظايف مديريتي خود دارا مي باشد. مي توان گفت موفقيت تيم پروژه در گرو تعامل بسيار نزديك كمربند مشكي ها و كمربند سبزهاست. در تيمهاي شش سيگما بايد دقت نمود كساني را براي رهبري انتخاب نمود كه علاوه بر مسائل فني كه مورد نياز است به مهارتهاي رهبري و مديريتي نيز توجه داشته باشند. چرا كه رهبران تيمهايي كه داراي تخصص فني خيلي عالي مي باشند و با مهارتهاي ارتباطي و روابط عمومي آشنايي ندارد و همچنين رهبران تيمهايي كه كفايت و قابليت فني لازم را نداشته باشند ، نه تنها در معرض تصميمات غلط قرار دارند بلكه فاقد اعتبار لازم براي انگيزش اعضا ي تيم نيز مي باشند. رهبران موثر حد وسط اين دو قابليت را دارا مي باشند.

4-3-1- نقش هاي رهبر

نقشهاي جديد رهبري تيم را كه با توجه به لزوم يادگيرنده بودن تيمهاي شش سيگما مي توان درنظر گرفت به طور خلاصه به صورت زير مي باشد:

رهبر در نقش طراح: نكته مهم در اين نقش اين است كه رهبران تيمها طراحي سياستها، استراتژيها و سيستمها را با رويكرد "جمع آوري ايده ها" ايفا مي كنند. در عمل نيز "هنر رهبري اين است كه در هر لحظه بتواند بنا به موقعيت ، توانائيهاي افراد را با نيازمنديهاي موجود وفق داده و مناسب ترين استراتژي را با توجه به زمان و مكان برگزيند.

رهبر در نقش خدمتگزار: رهبران به تيم خود به عنوان وسيله اي براي كمك به يادگيري و ايجاد تغيير در كل سازمان نگاه مي كنند. اين حس خدمتگزاري در رهبر به طور مشخص در دو سطح عمل مي‌كند، يكي خدمتگزاري براي افرادي كه تحت رهبري وي هستند و ديگري، خدمتگزاري براي مقصود يا رسالتي والا كه سازمان براي آن بنا شده است.

رهبر در نقش معلم: بخش اعظمي از قدرتي كه رهبران مي توانند بدان دست يابند در كمك به ديگران براي دست يافتن به تصويري دقيق تر، پرمعني تر و قدرت بخش تر از واقعيات نهفته است. رهبر در نقش معلم بدنبال اين نيست كه به ديگران ياد بدهد كه چگونه ببينند. او در پي آن است كه فراگيري را در ايشان پرورش دهند. چنين رهبراني به افراد كمك مي‏كنند كه نگرش و فهم سيستميك را در خود توسعه دهند.

4-3-2- مسئوليتهاي رهبر تيم

مسئوليتهاي مهم رهبر عبارت است از ساختن تيم، ارتباطات موثر و رفع تضادها كه شرح مختصري از آنها عبارت است از:


4-3-2-1-ساختن تيم

ساختن تيم از جمله وظايف رهبر تيم است. در تيمهاي شش سيگما كمربند مشكي ها و كمربند سبزها وظايف عملياتي و اجرايي را به عهده دارند. كمربند مشكي ها مهمترين عامل در اجراي موفقيت آميز پروژه هاي ششش سيگما مي باشند كه اصطلاحا ستون فقرات شش سيگما نيز ناميده مي شوند. آنها هسته اصلي تيم ناميده مي شوند و نقشهاي ، رهبري ، مديريت پروژه ، تسهيل كننده و يك عضو را هم زمان عهده دار مي باشند بنابراين براي ساختن تيمهاي كاري و موثر جهت اجراي شش سيگما بايد در انتخاب اين افراد نهايت دقت را به عمل آورد چراكه اساس تيمهاي شش سيگما بر عملكرد صحيح كمرد بند مشكي ها و كمربند سبزها استوار مي باشد.

عناصري كه رهبران بايد در ساختن تيم مد نظر قرار دهند عبارتند از :

تركيب كلي تيم : يك تيم خوب شش سيگما شامل تركيبي از افراد و مهارتها با خصوصيات زير مي باشد.

" افرادي كه فرآيندهاي جاري را درك مي كنند.

" افرادي كه فعالانه فرآيند را به كاربرده و از نزديك با مشتريان كار مي كنند.

" تعدادي نوابغ فني

" بعضي از افرادي كه كاملا در جهت هدف فرآيند و خروجي مي‌باشند

" مشتريان فرآيند (اگر ممكن باشد) و تامين كنندگان (افرادي كه درگير محدوديتهاي فرآيند مي شوند)

" افرادي كه با فرآيندهاي شما آشنا نيستند (افرادي كه يك جنبه و منظر تازه به تيم مي دهند)

معيارهاي انتخاب اعضاي تيم : شغل رهبر تيم انتخاب اعضا براي تيم است ولي بهتر است حتي الامكان اعضا از بين افراد داوطلب انتخاب شوند. معيارهاي انتخاب اعضاي تيم شامل مهارتهاي انساني ، شاخصهاي فردي و آمادگي مي باشد كه بايد مد نظر رهبران در فرآيند شش سيگما قرا گيرد.
اندازه تيم : اندازه پيشنهادي تيمهاي مهندسي مجدد 3 تا 12 عضو مي باشد. تيم هاي كوچكتر با 3 تا 4 عضو سريعتر كار مي كنند و مايلند خيلي سريعتر به نتيجه برسند. تيمهاي بزرگتر كه متشكل از 8 الي 7 عضو مي باشند تسهيلات و امكانات اضافي نياز دارند و غالبا به تيمهاي كوچكتري (
sub team) نيازمندند تا اينكه تيم بتواند به طور موثر عمل كند. اگر در تيمي بيش از 8 عضو نياز باشد ، توصيه مي شود كه تيم اصلي كوچك متشكل از 3 يا 4 نفر تشكيل شود تا كل پروژه را مديريت نمايند و سپس هركدام تيم هاي كوچكي كه متشكل از 2 تا 4 نفر هستند تشكيل داده و پروژه را به پيش مي برند. اما تشكيل تيم به روش توصيه شده اين امكان را به تيم مي دهد كه سريعتر حركت كند و در عين حال از دانش و بصيرت گروهي بزرگتر بهرمند شوند.

فرآيند تشكيل تيم : فرآيند تشكيل تيمها شامل مراحل زير مي باشد :

" تعيين هويت يك تيم.

" ايجاد يك فضاي كاري مناسب.

" جمع آوري داده ها و اطلاعات در مورد وظائف ، فرآيندها و عمليات تيمي.

" تجزيه و تحليل داده ها.

" برنامه ريزي عملكرد.

" انجام و اجراي برنامه ها.

" تكميل و بازخور.


4-3-2-2- ارتباطات موثر

ارتباطات موثر يعني اينكه رهبر وظيفه دارد فرصت يكساني را براي تمام اعضاي تيم جهت ارائه نظراتشان ، فراهم آورد. هيچ شخصي مجاز نيست كه بر جلسات غلبه كند و محيط بايد موجب ارتباطات باز ، به موقع و درست باشد.


4-3-2-3- رفع تضادها

از مهمترين وظايفي كه به عهده رهبران تيم هاي مختلف شش سيگما مي باشد رفع تضاد است. هنگامي كه تضاد اتفاق مي افتد رهبر تيم بايد آماده باشد تا در نزاع ها ميانجي گري و وساطت نمايد مديريت تضاد مي تواند تضاد را به يك نقطه قوت تيم تبديل نمايد. بنابراين بزرگترين اشتباه براي رهبران تيمهاي امروزي اين است كه تصور كنند يك نقطه قوت در تيم ، نبود تضاد در تيم مي باشد.

تضادها ضرورتا مخرب نيستند. اگر به درستي مديريت شوند تضاد مي تواند منافع و فوايد خوبي براي تيم در برداشته باشد. ولي تضادهاي منفي نيز بسيار خطرناك مي باشند و بايد سريعا از بين بروند. نلسون (1995) مي گويد تضادهاي منفي ممكن است بعضي از اوقات به سرعت باعث نابودي يك تيم گردد گفتگو يكي از بهترين روشها در پاسخ به تضاد مي باشد. اگر چه الگوهاي زيادي براي رفع تضاد وجود دارد ولي هيچ كدام بهترين روش را براي مقابله با تضاد ارائه نمي دهند. وارني (1989) مي گويد گفتگو موثرترين پاسخ به تضاد مي باشد. گفتگو عبارت است از ابراز خلاق و آزادانه مسايل اساسي و پيچيده و گوش سپردن عميق به نقطه نظر ديگران . توجه به اين نكته ضروري است كه درست برعكس تصور عامه،‌ تيمهاي موفق بواسطه نبود تعارض پديد نمي آيند بلكه تيمهاي موفق به اين نكته توجه دارند كه جريان آزاد بين نظرهاي متعارض، براي دستيابي به تفكري خلاق، ضروري است.


4-4- اندازه گيري عملكرد تيمهاي شش سيگما

اگر بخواهيم عملكرد تيم هاي شش سيگما را بهبود بخشيم بايد بتوانيم آنرا كنترل كنيم. و اگر بخواهيم عملكرد تيم را كنترل كنيم بايد بتوانيم عملكرد تيمهاي شش سيگما را اندازه گيري نماييم. بنابراين اندازه گيري عملكرد تيم در فرآيند اجراي شش سيگما از اهميت ويژه اي برخوردار است.

عمل اندازه گيري يك مهارت تحليلي است كه اغلب افراد در مورد اهميت ذاتي آن موافقت دارند. همچنين اندازه گيري يك ابزار اوليه براي ارتباط دادن جهت ، برقراري و ايجاد مسئوليتها ، تعريف نقشها ، تخصيص منابع ، مونيتور كردن و ارزيابي عملكرد ، متصل كردن اهداف فرآيند و هدايت تغييرات مي باشد. دو روش عمومي براي اندازه گيري عملكرد وجود دارد. رفتارها و نتايج عملكرد را مي توان هم محاسبه نمود و هم مورد قضاوت قرار داد. محاسبه در برگيرنده چند نوع اجرا در زمانهاي مختلف مي باشد. اين روش ظاهرا بهتر و قضاوت در مورد آن قابل اعتماد تر مي باشد. قضاوت ، در برگيرنده جنبه هاي موضوعي ارزيابي عملكرد مي باشد.

در اندازه گيري عملكرد تيمهاي شش سيگما ، مهمترين نكته براي اعضاي تيم اين است كه يك فهم كاملي از آنچه كه از آنها انتظار مي رود داشته باشند و بفهمند كه چگونه مطابق بعضي اهداف و استانداردها كار كنند. نكته بعدي اينكه در اندازگيري عملكرد تيمهاي شش سيگما بايد به نتايج توجه كرد ولي رفتارها نيز نبايد فراموش شوند. به عبارت ديگر نتايج بايد با توجه به رفتارها مورد قضاوت قرار گيرند چراكه تمركز بر روي نتايج ممكن است باعث رفتارهاي غير قانوني و غير اخلاقي جهت رسيدن به اهداف يا نتايج شود و در اين ميان رفتارهايي كه براي رسيدن به اهداف بلند مدت ضروري است فراموش شده و باعث ايجاد داده هاي تحريف شده گردد. بنابراين مي توان گفت بزرگترين خطر تاكيد بيش از حد بر روي نتايج مي تواند فراموشي رفتار سالم كاري باشد.


4-5- ماكزيمم كردن عملكرد تيمها در شش سيگما

قابليت و توانايي رهبران تيمهاي شش سيگما مخصوصا Black Belt ها براي ماكزيمم كردن همكاري بين اعضاي تيم با يكديگر يك امر حياتي براي موفقيت پروژه شش سيگما مي باشد. عوامل متعددي در اين زمينه بايد در نظر گرفته شود :

4-5-1- نيازها اساسي اعضاي تيم

در طول جنگ جهاني دوم ، آبراهام مازلو (1908-1970) ، مطالعات مشهور خود در زمينه سلسله مراتب نيازها را توسعه داد. او سلسله مراتب نيازهاي فردي را از اساسي ترين و پايه اي ترين آنها تا نيازهاي اجتماعي ، سپس نيازهاي مربوط به تلاش و شكوفايي كه به نظر مازلو اين نيازها بايد تا قبل از رسيدن شخص به كمال ، برطرف گردد ، مورد بررسي قرار داد.

بكارگيري سلسله مراتب نيازهاي مازلو در شش سيگما به ما اجازه و امكان مي دهد تا يك فهرست يا ليست اولويت بندي شده اي از نيازهاي مورد لزوم براي بهينه سازي عملكرد شخص و قابليت تيم را توسعه بخشيم. فهرست زيرين طبقه بندي نيازهاي مازلو است كه در عملكرد تيم شش سيگما كاربرد دارد:
الف- نيازهاي روانشناسي ، امنيت و نيازهاي اجتماعي اعضاي تيم در رابطه با شش سيگما

ب- نيازهاي مربوط به كار و تلاش

ج- نيازهاي مربوط به كمال و خود شكوفائي

توجه به اين سه دسته منتخب از نيازهاي مازلو در مورد افراد تيم در شش سيگما ، و برطرف كردن آنها مي تواند در بهبود عملكرد تيمهاي شش سيگما بسيار مثمر ثمر باشد.


4-5-2- ارزيابي سطح تيم در شش سيگما

ارزيابي سطح تيم بايد بر اساس بازتاب همكاري و يا ميزان رسيدن و دستيابي به اهداف سطوح بالاي سازمان ، و در رابطه با عوامل علت و معلولي كه بر تمايلات و نتايج تاثير مي گذارند، انجام گيرد. دو نوع ارزيابي مهم عبارتند از: رضايت كاركنان ، عملكرد كاركنان. چنانچه ذكر شد ، توانايي و مهارت كمربند مشكي ها در نگهداري ، حمايت و كمك به اعضاي تيم در رسيدن به خود شكوفائي و كمال ، همچنين در بررسي و كنترل عوامل ارزيابي عملكردشان در موفقيت و حصول تيم به اهداف مورد نظر در شش سيگما نقش حياتي دارد چراكه با داشتن يك تيم مناسب ، مي توان به نتايج سودمندتر ، در كنار كاركنان و اعضاي سالمتر و بهره ورتر دست يافت.


4-6- مشخصات تيمهاي كارا و اثر بخش در شش سيگما

به طور كلي مي توان گفت تيم هاي كارا و موثر در شش سيگما بايد دريافت روشني از هدف خود داشته باشند و بر اين باور باشند كه هدفشان نتايج مهم و با ارزشي در پي دارد كه بايد به آن برسند. در تيم هاي كاري اثر بخش ، اعضا نسبت به اهداف تيم متعهدند. مي داند كه چه چيزي را بايد به انجام برسانند ، و درك مي كنند كه چگونه بايد با هم كار كنند تا به اين اهداف برسند. همين افراد قادرند مهارتهاي كاري خود را تعالي بخشند تا نيازهاي تيم را برآورده سازند. همچنين اعضاي تيم بايد از مهارت در مذاكره برخوردار باشند ، چرا كه مسائل و ارتباطات در تيم به طور مستمر در حال تغيير بوده و افراد بايد قادر باشند با تغييرات و تفاوتها در آشتي باشند. نهايتا اينكه يكي ديگر از شرطهاي تيم هاي اثر بخش ايجاد فضاي حمايتي از نظر دروني و بيروني است.از نظر دروني ، بايستي زير ساخت آموزشي ، ارزيابي عملكرد ، سيستم پاداش و... فراهم شود و از نظر بيروني نيز مديريت بايد منابع مورد نياز را جهت انجام وظايف تيم ، تامين كند. رهبران تيم هاي شش سيگما بايد دقت نمايند تا مطمئن شوند اعضاي تيم حداقل داراي خصوصيات زير مي باشند:

1- خلاق ، روشنفكر و باهوش باشند.

2- بتوانند نقاط بحراني مسئله را تشخيص داده و در بوروكراسي گم نشوند.

3- بازيگران خوب تيم باشند.

4- هم به ذينفعان و هم ديگر رهبران كسب و كار احترام بگذارند.

5- توانايي ايجاد اعتماد بين اعضا را داشته باشند.

6- مسئوليت پذير بوده و داراي احساس تعهد نسبت به موفقيت تيم باشند.


5- تحولات تيمي در شش سيگما

چنانچه در تعريف تيم ذكر شد ، يك تيم عبارت است از تعداد دو يا بيشتر از افراد منفرد كه در يك فعاليت مشترك همكاري و ايفاي نقش مي كنند. در جهان تجارت ، اين فعاليتهاي مرتبط بايد داراي تعدادي از نتايج و دستاوردهاي هدفمند باشند. بيشتر تيمهايي كه فعاليت و عملكرد آنها تجاري يا صنعتي مي باشند از تيم فقط جمع شدن به عنوان يك گروه را دارا مي باشند. در فرآيند شش سيگما براي يك مسئول تيم بسيار اهميت دارد كه بتواند اهداف كيفي مربوط به صنعت و پروژه مورد بحث را در قالب تكنولوژي DMAIC و از طريق كار تيمي مربوط به آن و با استفاده از گزينه هاي كارآمد در اين بخشها برآورده سازد. بسياري از گروههاي شش سيگما در استفاده از اين متدولوژي با شكست مواجه مي شوند.

يكي از مواردي كه بايد عملكرد تيم را به افراد ترجيح داد اين است كه عملكرد تيم در مجموع هميشه بهتر و كامل تر از عملكرد يك فرد است. اما يكي از مواردي كه در اين زمينه حائز اهميت است اين است كه اگر چه تيمها به نتايج عالي هم دست مي يابند اما توجه به تحولات تيمي و انعطاف پذيري و پويايي در آنها ضعيف است. اين امر بخصوص در مشاهدات زيرين در شكست تيمهاي شش سيگما مشاهده مي شود. اين دلايل به قرار زير است:


" آنها ممكن است يك رهبر و وظيفه او را كاملا تعيين نكرده باشند.

" آنها ممكن است نقشها و مسئوليتها را به درستي پايه ريزي و مشخص نكرده باشند و در مورد اينكه هر يك از اعضا چه دستاوردي را براي تيم به همراه مي آورد به بحث نمي پردازند.

" آنها ممكن است مجموعه اي از اهداف و آرمانها را به درستي پايه ريزي و طرح ريزي نكرده باشند.

" آنها حتي يك صورت جلسه يا دستورالعمل مشخص براي مديريت تيم يك جلسه مثلا 90 دقيقه اي در هنگام تصميم گيريهاي مورد نياز تيم ، ندارند.

" قوانين و اصول و ضوابط ممكن است براي پيشبرد اين جلسات به درستي مشخص نشده باشند.

" ممكن است از ابزارهاي كيفي مناسب به درستي استفاده نشده باشد.

" اعضاي تيم ممكن است براي عوامل بدون نتيجه در پروژه شش سيگما ، رفتارهاي بيمارگونه اي از خود بروز دهند.

" اعضاي تيم معمولا زمان زيادي را براي شروع و آغاز يك جلسه تلف مي كنند.

شايد يكي از مهمترين موارد در بهبود عملكرد يك تيم در پروژه شش سيگما و كلا بهبود عملكرد اعضاي هر تيمي متقاعد كردن اعضاي تيم در بهبود عملكرد ايشان در قالب كار تيمي در برابر عملكرد فردي هريك از آنها مي باشد. بهتر است اين امر توسط فردي كه مورد قبول اعضاي تيم است و از اهداف پروژه نيز اطلاع كامل دارد و داراي تجربه كافي در عملكرد تيمي نيز مي باشد در طول جلسه توجيهي به افراد پروژه گوشزد شود. در اين زمينه بهتر است براي اعضاي تيم مثالهايي نيز در مورد موفقيت قابل توجه در بهبود عملكرد بعضي تيمها در مقايسه با كار فردي ذكر شود.

اگر ما بخواهيم توفيق كار تيمي را در برابر كار انفرادي مورد بررسي قرار دهيم، بايد يك بازخوردي از عملكرد تيمها با توجه به مشاهداتي كه در بالا عنوان شد ، داشته باشيم. با بررسي اين مشاهدات و چگونگي آن در فرآيند شش سيگما ، ما مي توانيم بعضي از رفتارها ي بيمارگونه را كه از پيشرفت تيمها جلوگيري مي كنند شناسايي و از روند رو به رشد اين رفتارها جلوگيري نمائيم. به عبارت ديگر بايد به نكات زير توجه داشت :

تيمهاي شش سيگما نيز مانند همه تيمها بايد داراي رهبر باشند. نقشها و مسئوليت هريك از اعضاي تيم پروژه و اينكه هريك از آنها چه دستاوردي براي تيم به ارمغان مي آورد بايد مشخص گردد. همچنين بايد اهداف تيمهاي شش سيگما كاملا تعيين و شناسايي شود . قبل از هرگونه تصميم گيري در تيم راجع به موضوع مورد بحث ، بايد روشهاي درست تصميم گيري و همچنين شخص تصمصم گيرنده را با توجه به چگونگي تصميم مورد نظر و توافق همه اعضاي گروه يا تيم تعيين نمود. بعلاوه هنگامي كه اعضاي تيم با هم در يك جلسه كاري ملاقات مي كنند ، بايد يك مجموعه از اصول و استانداردهايي را براي اينكه چگونه با هم رفتار كرده و در تعامل با هم باشند ، بكار گيرند. در اين زمينه از كليه ابزارهاي كيفي مي توان براي بهبود درستي عملكرد تيمها و ارزيابي اين عملكردها در پروژه مربوطه استفاده كرد. بايد از رفتارهاي بيمار گونه و بدون نتيجه در تيم جلوگيري بعمل آيد. تيم بايد بياموزد كه چگونه اين رفتارها را شناسايي كرده و چه راه هايي را انتخاب و مطابق آنها عمل كند تا به سرعت به هدف و مقصود خود در پيشرفت موثر و كارا در پروژه برسد. همچنين در مورد تيم هاي شش سيگما كه يك فرآيند پيچيده را دربر دارد بايد از تلف شدن زمان براي شروع و آغاز به كار پروژه جلوگيري نمود.


6- مدل
GRPI و ارائه يك چارچوب مناسب براي پروژه هاي شش سيگما

از ميان چالشهايي كه كمربند مشكي ها و سبزها ، با آن دست به گريبان هستند ، توانايي و قاطعيت ايجاد چارچوبي از پروژه ، در راستاي يك برنامه عملياتي مشخص مي باشد. يك ابزار براي كسب موفقيت در اين چالش ها استفاده از مدل يا الگوي GRPI براي ارائه يك چارچوب مناسب از يك پروژه مي باشد.

در مدل GRPI ، G اول كلمه Goals به معني اهداف ، R اول كلمه Roles به معني نقشها ، P اول كلمه Process به معني فرآيندها ، I اول كلمه Intrrpersonal به معني تعاملات شخصي مي باشد

1- اهداف : بخش مربوط به اهداف براي چارچوب بندي يك پروژه بر پايه يك هسته و بخش برنامه ريزي شده و ماموريت پروژه تيم ايجاد مي شود. مشابه با هر هدف مناسبي ، يك آرمان بايد مشخص و ويژه باشد ، قابل اندازه گيري باشد ، قابل دسترسي باشد ، مرتبط و زمانبندي شده باشد.

2- نقشها : بخش مربوط به نقش افراد در تيمهاي شش سيگما در قالب بيان مسئوليتها ، و وظايف اعضاي تيم است. اين مرحله به طور مستقيم از بخش اهداف پروژه حاصل مي شوند .

3- فرآيندها : بخش فرآيند در مدل GRPI وظايف تيمي از قبيل موارد ، تصميم گيري ، مديريت برخورد ، حل مسئله و ارتباطات را به عهده دارد

4- تعاملات شخصي : بخش مربوط به تعاملات انساني در مدل هم مربوط به تراكنشها و تعاملات افراد مختلف تيم شش سيگما در اجراي پروژه مي باشد. كه به صورت يك سيكل در قالب تكنولوژي DMAIC افراد پروژه مطابق با نقشها و مسئوليتهاي ذكر شده كه در بخش Roles مورد بررسي قرار گرفت براي تحقق اهداف پروژه با هم به تعامل مي پردازند.

اهميت اين مدل در اين است كه تمام كساني كه درگير تيم هستند در تشخيص اهدافي كه ممكن است بدرستي قابل تشخيص نباشد كمك مي كنند.. اين امر به تيم كمك مي كند زودتر به اهداف تعيين شده دست پيدا كند.


7- تيمهاي يادگيرنده يك الگو مناسب براي تيمهاي شش سيگما

يك الگوي مناسب براي تيم هاي شش سيگما تيم هاي يادگيرنده مي باشند. تيمهاي شش سيگما بايد دائما در حال آموختن باشند و قابليت هاي خود را توسعه دهند تا بتوانند به سرعت نسبت به تغييرات واكنش نشان داده با متدولوژي هاي جديد حل مسئله آشنا شده ، چگونگي كار با ابزارهاي جديد را ياد گرفته و نسبت به حل مسئله با توجه به اين تغييرات اقدام نمايند. ايده يادگيرنده بودن را دكتر پيتر سنگه با ارائه ايده سازمانهاي ياد گيرنده مطرح ساخت. ما مي توانيم با بسط موضوع سازمانهاي يادگيرنده به تيمهاي يادگيرنده يك الگويي مناسب براي تيم هاي شش سيگما ارائه نمائيم. چرا كه ساختار سازمانهاي امروزي را با توجه به ساختار فرآيندي ، تيمها تشكيل مي دهند. پس مي توانيم بگوييم تيم يادگيرنده تيمي است متشكل از افرادي توانا، متعهد به حقيقت، و با انگيزه و آرمان مشترك كه از رهگذر فرآيند يادگيري تيمي، يعني از طريق بحث و گفتگوهاي سازنده و خلاق،‌ و بازكاوي مدلهاي ذهني خود و به نقد كشيدن مداوم آنها،‌ و در واقع با هرچه نزديكتر ساختن آن مدلها به حقيقت، سعي مي كنند تا با ديد واقع بينانه تري به محيط اطراف خود بنگرند و فرصتهاي دستيابي به مزاياي رقابتي جديد و تهديدها را براي از دست دادن مزاياي رقابتي موجود بهتر در يابند. آنها در تمام اين مسير توجه دارند كه اين همه،‌ جز با نگرشي كه تيم را نه به صورت مجموعه اي از اجزاء مستقل، بلكه به صورت يك كليت يكپارچه و موجوديتي متحد و زنده، كه كنش ها و واكنش هاي پيچيده و پنهاني ميان اجزاء مختلف آن برقرار است، مي ‏بينيد، ممكن نخواهد بود. نكته مهمي كه تيمهاي شش سيگما بايد به آن توجه كافي داشته باشند اين است كه امروزه سرعت يادگيري به اندازه خود يادگيري اهميت دارد. به عبارت ديگر نه تنها بايد يك تيم ياد گيرنده باشيم بلكه بايد بتوانيم سريعتر ياد بگيريم و روشهاي نو را بكار بنديم. چرا كه در غير اين صورت با توجه به سرعت زياد تغييرات، زماني كه ما در حال يادگرفتن يك روش يا چگونگي بكاربردن يك ابزار جديد هستيم، روش يا ابزار جديد ديگري توليد شده است. اما چگونه مي توان يك تيم يادگيرنده ساخت؟ "سنگه" ايده سازمانهاي يادگيرنده، را بر پنج اصل بنيان نهاده است كه عبارتند از: تفكر سيستمي ، قابليتهاي شخصي ، مدلهاي ذهني ، آرمان مشترك و يادگيري جمعي (تيمي)

همانگونه كه قبلا اشاره شد مسئله مهم ديگر براي تيمهاي يادگيرنده سرعت در يادگيري تيمي است. چالش امروزي مديريت تيمي منحصر به اجراي موثر و كارآمد فرآيندهاي موجود نيست ، بلكه اجراي هرچه سريع تر فرآيندهاي جديد است. بنابراين تيمهاي موفق ، تيمهايي هستند كه سريعتر ياد بگيرند. تيمهايي كه به يادگيري لحظه اي از فرآيند در جريان كار عادت كرده و آن را سرلوحه كار خود قرار داده اند. موفقيت تيم در يادگيري تابع چگونگي به هم برآمدن تيم و نحوه به كارگيري تجربياتشان و به بيان ديگر ، نحوه طراحي و مديريت تيم است. سريعترين تيمها در امر يادگيري تيم هايي هستند كه داراي سه خصوصيت زير باشند:

اول اينكه به منظور يادگيري طراحي شده باشند. دوم اينكه رهبران انگيزه قدرتمندي جهت يادگيري اعضاي تيم به وجود آورند. و سوم اينكه رهبران تيمها بتوانند چنان شرايط ايمني و روانشناختي ايجاد نمايند تا بدينوسيله تعامل اعضاي تيم و نوآوري آنها تقويت گردد.

بنظر مي رسد تيمهاي شش سيگما بايد همواره در حال يادگيري باشند و پتانسيل خود را براي مواجهه با مسائل پيچيده و غير منتظره افزايش دهند. اگر سازمانهاي امروزي بايد يادگيرنده باشند و اگر امروزه براي حل مسائل از روشهاي فرآيندي استفاده مي شود كه در آن تيمها نقش اساسي را دارند بنابراين بايد بحث يادگيرندگي را در كليه تيمها ، مخصوصا تيمهاي شش سيگما تقويت نمود و به يادگيري همراه با عمل و سرعت يادگيري توجه ويژه مبذول داشت.


8- نتيجه گيري

تيمها در فرآيند اجراي شش سيگما نقش اساسي را به عهده دارند . با توجه به اينكه تيمهاي شش سيگما درگير حل مسائل و مشكلات سازمان مي شوند جهت بهبود عملكرد نياز به هماهنگي و همكاري تيمي زيادي دارند. برخلاف نظر منتقدين متدولوژي شش سيگما كه آن را يك فرآيند تكراري اما پيچيده تر از آنچه كه قبلا وجود داشته است مي دانند و شكستهاي شش سيگما را از فرآيند و روش آن مي دانند ، اين متدولوژي يكي از بهترين روشهاي بهبود عملكرد مي باشد و اكثر اين شكستها نه به دليل فرآيند شش سيگما بلكه به دليل عدم انتخاب درست افراد تيمهاي شش سيگما و عدم توجه به عملكردها ، موارد و تحولاتي است كه در بحث تيمهاي شش سيگما مورد بحث واقع شدند ، مي باشد. بنابراين بايد در انتخاب اعضاي تيم نهايت دقت را به عمل آورد. مخصوصا در انتخاب كمربند مشكي ها و كمربند سبزها كه بار اصلي اجراي شش سيگما را به دوش مي كشند. از مهمترين مسائلي كه بايد در انتخاب افراد تيم هاي شش سيگما مد نظر قرار گيرد تجربه همكاري تيمي و داشتن توانايي هاي مديريتي و رهبري علاوه بر صلاحيتهاي فني مي باشد. بعد از انتخاب افراد و تشكيل تيم بايد توجه رهبران تيمهاي شش سيگما به تضادهاي درون تيم كه مي توان برآنها مديريت نمود ، اندازه گيري عملكرد تيم و اعضاي تيم جهت بهبود عملكرد ، تحولات تيمي و يادگيري مستمر اعضاي تيم معطوف گردد.

9-  منابع و ماخذ

[1] Nancy page cooper, and pat Noonan, do Teams and six sigma Go together, Quality Progress, JUNE 2003

[2] Donald P.Lynch and Suzanne Bertoline and Elaine Cloutier, How To Scope DMAIC Projects (The importance of the right objective cannot be overestimated), Quality Progress , JUNE 2003

[3] Victor E.sower, and Michael J.SAVOIE, and Stephen Renick, B.S. , An introduction to Quality Management and Engineering. 1999

[4] corale A.Townsley /Resolving conflict in work teams/ CSWT papers

[5] Kjetil Viken / Team Measurement : some whys whats and hows /CSWT papers

[6] Kim Niles / maximize sixsigma team performance /CSWT papers

[7] stamatis, D.H, Six Sigma and Beyond, ST. Lucie Press

1- ل. رحمانپور، فرآيند تيم سازي در سازمانها ، تدبير 131

2- ك. رضايي، ص. غمامي، Six Sigma ، چاپ اول ، شركت مشاركتي RWTUV Iran ،تهران 1382

3- غ. خانقائي ، شتاب بخشي به يادگيري تيمي، گزيده مديريت 14

4- پ.سنگه ، مترجمين ح. كمال هدايت ، م. روشن ، پنجمين فرمان، خلق سازمان فراگير، چاپ سوم، سازمان مديريت صنعتي.، 1380

 

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در سه شنبه 1387/03/21 و ساعت 15:2 |

 

بررسي فعاليت‌هاي سازمان‌هاي اطلاعاتي

سازمان‌هاي اطلاعاتي شايد با ارزش‌ترين و با ثبات ترين سرمايه هر نظام اطلاعاتي باشند، جايي که بيشترين دانش بالقوه موجود جمع‌آوري ، تنظيم ، ذخيره و براي بازيابي آماده مي‌شود. کتابخانه‌ها – اعم از دانشگاهي ، تخصصي ، يا عمومي ـ مخازن مدارک و ساير مخازن اطلاعاتي اعم از مستقل يا وابسته به شبکه‌هاي اطلاعاتي ، از ارکان برجسته نظام اطلاعاتي موجود يا برنامه‌ريزي شده هستند.

 دسته‌بندي سازمانهاي اطلاع رساني

سازمان‌هاي اطلاعاتي به صورت‌هاي مختلف وجود دارند که هرکدام وظايف مخصوص به خود را عهده‌دار مي باشند از جمله مي‌توان به دسته‌بندي زير اشاره نمود:

1-     کتابخانه‌ها ، مراکز اسناد و آرشيوها. اين سازمان‌ها مخازن اصلي را تشکيل مي‌دهند که به گردآوري ، نمايه‌سازي ، ذخيره و آماده‌سازي اکثر مواد رسمي و غير رسمي (نوشته‌ها ، عکس‌ها ، نقشه‌ها و غيره) مي‌پردازند. نقش اين سازمان‌ها متفاوت است و بستگي به نوع سازماني دارند که به آن وابسته‌اند، برخي بيشتر در خدمت نيازهاي محلي هستند تا ملي ، و از اين حيث گروه‌هاي زير حائز اهميت است:

-      کتابخانه‌هاي دانشگاهي

-      کتابخانه‌هاي تخصصي

-      کتابخانه‌هاي ملي

-      آرشيوهاي ملي

-      آرشيو روزنامه

-      آرشيو مؤسسات

-      مجموعه‌هاي اسناد يا مراکز اسناد

2-     مراکز اطلاعات. مشخصات اين نوع سازمان اطلاعاتي با نوع قبلي متفاوت است. مراکز اطلاعات عمدتا وظيفه ارجاعي دارند ، ولي اغلب به گرآوري و اشاعه داده نيز مي‌پردازند و خدمات جستجو وکاوش گذشته‌نگر را ارائه مي‌دهند. انواع اصلي آنها بدين قرار است:

-       مراکز ملي اطلاعات با وظايف عمومي يا خاص

-       مراکز تخصصي اطلاعات ، وظيفه‌گرا يا رشته‌گرا[2]

-       مراکز يا خدمات اطلاعات صنعتي

-       مراکز تحليل اطلاعات

3-     منابع اطلاعات دولتي. بخش مهمي از زيربناي ملي اطلاعات به شکل مخازن داده‌ها در مراکز دولتي و عمومي، و همچنين در مراکز نيمه دولتي و حتي بين‌المللي قرار گرفته است. داده‌هاي آماري اداري و مديريتي ، اطلاعات قانون‌گذاري ،‌گزارشات برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌ها بررسي گزارشات متخصصين و غيره را در بخش‌هاي زير مي‌توان يافت:

-    واحدهاي مختلف اداري دولت

-    قوه قانون‌گذاري و قضايي

-    واحدهاي اداري محلي و منطقه‌اي

-    سازمان‌هاي بين‌المللي و سفارتخانه‌ها

4-     انجمن‌ها. انواع مختلف مؤسسات ،‌اصولا به دليل مطالب تخصصي که اعضايشان مي‌توانند تهيه کنند، و همچنين خدمات گوناگوني که اغلب ارائه مي‌دهند ، منابع اطلاعاتي محسوب مي‌شوند. انواع اصلي و قابل ملاحضه آنها بدين قرار است:

-        انجمن‌هاي حرفه‌اي مانند شيميدان‌ها

-        موسسات علمي و فرهنگي مانند فرهنگستان علوم

-        انجمن‌هاي بشر دوستانه

-        انجمن‌هاي فني

-        انجمن‌هاي اقتصادي مانند بانکها

-        اتحاديه‌هاي صنفي و سازمان‌هاي کارگري

5-     صنعت چاپ و نشر . صنعت چاپ و نشر ، خواه انتفاعي و خواه با هر هدف ديگر ، نوعي منبع اطلاعاتي و وسيله مهم ارتباطي بشمار مي‌آيد که در اينجا فقط به ذکر نام آن اکتفا مي‌کنيم.

 

واحدهاي مختلف سازماني که وظيفه اطلاع رساني را انجام مي‌دهند

در اين قسمت به انواع مختلف واحدهاي سازماني که وظايف اطلاع رساني را انجام مي‌دهند اشاره مي‌شود. در اينجا تاکيد بر شرح سازمان‌ها ، وظايف و خدمات اين واحدهاست تا بر گروهي که خدمات به آنها ارائه مي گردد. برقراي تمايز بين واحدهاي زير حائز اهميت فراوان است:

  • واحدي که به منظور تامين خدمات براي گروه مشخصي تأسيس شده است.
  • واحدي که مستقل است و خدمات قابل گسترشي براي کل جامعه دارد
  • واحدي که خدمات را هم براي کاربران داخلي و هم خارجي تأمين مي‌کند.

1- مراکز دايره المعارفي[3]

امروزه در بسياري از نقاط جهان ، تلاشهايي هرچند محدود براي فراهم آوردن خدمات اطلاع رساني جامع در کار است تا تمام اطلاعات اساسي درباره موضوع خاصي گردآوري و عرضه شود. به عنوان مثال "گنجينه هند" مثالي  از يک مرکز دايره‌المعارفي شامل اطلاعات مربوط به هند است.

کتابخانه‌هاي ملي يکي از انواع مراکز دايره‌المعارفي هستند که وظيفه اصلي آنها تهيه، ذخيره و عرضه گنجينه‌اي دائمي از تمام مواد منتشره در کشور و معمولاً مواد منتشره درباره آن کشور در هرکجا و در هر زمان است. چنين کتابخانه‌اي مي‌تواند خدمات کتاب‌شناختي را براي اعلام و ثبت اين دارايي‌ها به صورت کتاب‌شناسي ملي تأمين کند. بايگاني‌هاي ملي معمولاً به طور جداگانه تهيه مي شوند اما در تأمين خدمات کتاب‌شناسي ملي بين آنها همکاري و هماهنگي وجود دارد. گردآوري اين منابع فرهنگي ملي عموما با قوانين حق طبع و مقررات قانوني ذخيره سازي ، ارتباط دارد. بر طبق قانون اخير تعداد مشخصي از نسخه‌هاي موادي که در داخل کشور توليد مي‌شود بايد توسط ناشر و به طور رايگان به کتابخانه ملي و غالبا کتابخانه خاص ديگري تحويل داده شود.

به طور خلاصه، مراکز دايره‌المعارفي وظايف زير را مي‌توانند انجام دهند:

1-گردآوري و ذخيره‌سازي تمام مواردي که در حيطه ، فعاليت اعلام شده آنها اعم از جغرافيايي، قومي يا موضوعي قرار مي‌گيرد.

2-ارائه خدمات به عنوان مخزن دائمي چنين موادي.

3-ارائه خدمات کتاب‌شناختي مرتبط با اين مجموعه در صورت تقاضاي مراجعه کنندگان و تحت شرايطي خاص

4-انتشار اطلاعات کتاب‌شناختي درباره اين مجموعه، براي مثال فهرست نشريات وارده، کاتالوگ‌ها، کتاب‌شناسي‌هاي موضوعي و گزينشي

5-برقراري احتمالي يک نظام ذخيره سازي غير متمرکز از اين مواد به منظور تسهيل دستيابي سريع‌تر و بهتر.

2-  واحدهاي مناطق و موضوعات خاص

بخش‌هاي زير انواع مختلف خدماتي را توضيح مي‌دهند که در سطوح ملي و سازماني انجام مي‌گيرد و هدف آن برآوردن نيازهاي کاربران و استفاده‌کنندگان صنعتي و کارشناسان است.

¤    واحدهاي کتابخانه‌اي و اطلاعاتي در شرکتهاي صنعتي و بازرگاني

واحد کتابخانه‌اي و اطلاعاتي که يک شرکت براي خدمت به کارکنانش تأسيس مي‌کند مي‌تواند چند نوع خدمات انجام دهد. به طور کلي براي ارائه خدمت بايد کارکنان بخش‌هايي مانند مديريت عالي، بازاريابي و توزيع، توليد فني، طراحي، تحقيق و گسترش، مالي و روابط پرسنلي و صنعتي را در نظر داشت.

وظايف اين واحد را مي‌توان در گردآوري، تحليل و ترکيب داده‌ها و اطلاعات به منظور منطبق ساختن آن با نيازهاي شرکت خلاصه کرد. عمده فعاليت‌هاي اين واحد عبارت است از:

·    گردآوري منابع و ديگر اطلاعات داراي موادي مربوط به تکنولوژي ، محصولات بازارها و ديگر نيازهاي شرکت. چنين موادي عبارتند از کتاب‌هاي مرجع ، کتاب‌هاي راهنما ، کتاب‌هاي درسي ، گزارش‌ها ، منابع مربوط به بازرگاني ، پروانه‌هاي نوآوري استانداردها ، طرح‌ها ، اسلايدها

·        تحليل ، فهرست نويسي و نمايه‌سازي اطلاعاتي که در اين مواد وجود دارد.

·    ارائه اطلاعات جاري ، به محض دريافت آن، به گروه‌هاي مورد نظر از طريق فهرست مواد وارده، چکيده نامه‌ها، فتوکپي، امانت دهي و توزيع

·    ارائه خدمات آگاهي رساني و نشريات بررسي وضعيت موجود بر اساس مواد اطلاعاتي تهيه شده در اين واحد مانند نمايه‌ها و همچنين نمايه‌هاي مهندسي و کتابهاي راهنماي خريداري شده.

·    گردآوري گزارشهايي به منظور مبنا قرار دادن بار تصميم گيري‌هاي شرکت، اطلاعات در مورد بازار، محصولات رقابتي، قدت رقابت، تکنولوژي موجود و در حال تکوين.

¤    مرکز اطلاعات و مدارک

تفاوت ميان کتابخانه و مرکز اطلاعات و مدارک کاملا روشن است:

کتابخانه در واقع منابع اوليه اطلاعات علمي و فني به صورت کتاب ، نشريات ادواري ، نقشه و امثال آنها را گردآوري ، فهرست و قفسه بندي مي‌کند و آنها را امانت مي‌دهد. از کتابخانه‌ها معمولاً انتظار مي‌رود اطلاعات خاص مورد نياز يا اطلاعاتي را که ممکن است مورد نياز باشد بر طبق ابتکار خود ارائه کنند. منابع ثانوي مانند چکيده نامه‌ها ، نمايه‌ها و کتاب‌شناسي‌ها جمع آوري مي‌شوند و براي برآوردن هدف مزبور در دسترس مراجعه کنندگان قرار مي‌گيرند.

از طرف ديگر ، مرکز تخصصي اطلاعات و مدارک ، منابع اوليه و ثانويه ، اطلاعات علمي و فني را به دقت بررسي و ارزيابي مي‌کند. اين مرکز اسناد ، و مدارک منتشره بازرگاني و تجاري را به دقت بررسي و ارزيابي مي‌کند. اين مرکز همچنين اسناد و مدارک منتشره بازرگاني و تجاري را نيز که معمولاً کتابداران از گردآوري آنها غفلت مي کنند در بر دارد. نتايج بازيابي مرکز اسناد و مدارک در پاسخگويي به سؤالات بسيار خاص پژوهش‌گران و دانشمندان يا در اشاعه اطلاعات ويژه‌اي در قالب انتشار نمايه‌ها ،‌چکيده نامه‌ها ، گزارشهاي منابع و غيره مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مرکز اسناد و مدارک علمي و فني در اجراي نقش خود به عنوان عامل تلخيص منابع اوليه اطلاعات علمي و فني در قالبي که مورد استفاده مستقيم مراجعه کننده به آن مرکز باشد ، حتي ترجمه يا تکثير منابع اصلي را نيز انجام مي‌دهد.

سازمان مراکز اطلاعات و مدارک ، علاوه بر بخش خدمات اداري آن از سه بخش تشکيل مي‌شود:

-       بخش کتابخانه

-       بخش اطلاعات و مدارک

-       بخش انتشارات

بخش کتابخانه از تمام مجموعه‌هاي مرکز اطلاعات و مدارک (منابع فراهم آمده ، فهرست نويسي، مخزن و نگهداري) تشکيل مي‌شود.

بخش اطلاعات و مدارک منابع گردآمده فوق را در صورت تقاضاي مراجعه کننده يا بر طبق ابتکار خود تحليل و پردازش مي‌کند و در اين کار نيازهاي کوتاه مدت و دراز مدت اطلاعات و اسناد و مدارک علمي و فني کشور را در نظر مي‌گيرد.

بخش انتشارات وسايل تأليف ، ويرايش و تکثير را از طريق چاپ ، فتوکپي ، نسخه برداري ، يا شيوه‌هاي ديگر در هر تيراژ لازم در اختيار دارد تا آنها را در اختيار دانشمندان قرار دهد يا در سراسر کشور توزيع کند و با مراکز اطلاعات و مدارک خارجي مبادله کند.

برخي از خدمات مراکز اسناد و مدارک به منظور پاسخگويي به تقاضاهاي شخصي دانشمندان و محققان و با مراجعه کنندگان معتبر صورت مي‌گيرد. اين خدمات را عموما خدمات پاسخگويي[4] مي گويند و علاوه بر اين ، شامل موارد زير نيز مي‌شود که از مسائل اساسي کشورهاي در حال توسعه است:

-   خدمات تأليف کتاب‌شناسي‌ها با هدف کمک به دانشمندان و پژوهش‌گران در امر يافتن منابعي که در نقاط ديگر جهان درباره موضوع مورد نظر آنها منتشر شده است.

-   خدمات تأمين اطلاعات و مدارک به منظور فراهم آوردن صورت ميکروفيلم ، ميکروفيش ، فتوکپي يا چاپ شده هرگونه مقاله علمي منتشره خاصي که ممکن است دانشمندان و پژوهش‌گران در کار خود بدانها نياز داشته باشند.

-   خدمات ترجمه اي براي کمک به پژوهش‌گران و دانشمندان در هنگامي که اطلاعات علمي و فني به زباني منتشر شده است که با آن آشنا نيستند.

-   خدمات ترجمه اي براي کمک به پژوهش‌گران و دانشمندان در هنگامي که اطلاعات علمي و فني به زباني منتشر شده است که با آن آشنا نيستند.

ساختار سازماني چنين مرکزي معمولاً در راستاي وظايف بخشهاي آن (کتابخانه ،‌اسناد و مدارک، انتشارات) ‌است. عموما مرکز اطلاعات و مدارک واحدي دولتي و وابسته به وزارت علوم و آموزش عالي است و مانند مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران به طور مستقيم زير نظر مؤسسه تحقيقات و برنامه ريزي علمي و آموزشي فعاليت مي‌کند.

¤    مراکز تحليل اطلاعات

مرکز تحليل اطلاعات[5] يا IAC اساسا از گروهي از دانشمندان يا کارشناسان تکنولوژي تشکيل مي‌شود که مسئوليتهاي زير را به عهده دارد:

-        گردآوري هرگونه اطلاعات درباره يک موضوع تخصصي تعريف شده ويژه

-        تحليل و ارزيابي اين اطلاعات

-    تلخيص و ذخيره سازي اين اطلاعات در بايگاني ، برگه‌هاي داده‌ها و بررسي‌ها و توزيع و ابلاغ آنها به ديگران از طريق خدمات آگاهي رساني جاري ، نشريات و پسخ به درخواستها و سؤالها.

فعاليت مؤثر و مفيد مرکز تحليل اطلاعات به کيفيت ارائه سريع، اقتصادي و معتبر اطلاعات به مراجعه کنندگان آن بستگي دارد. فعاليت‌ها و محصولات چنين مراکزي در جدول (2-2) به صورت خلاصه ذکر شده است. لازم به ذکر است فعاليت‌هاي انتهايي جدول در کمتر مراکز تحليل اطلاعات انجام مي‌شود ولي مي‌توان از فعاليت‌هاي چنين مراکزي به حساب آيند. اين جدول را وايزمن هنگام بررسي حدود 90 مرکز تحليل اطلاعات در آمريکا فهرست کرده است.

 

رديف

فعاليت‌ها

تعداد  مراکز

1

گردآوري ، حفظ ، ذخيره و بازيابي اطلاعات و داده‌ها

90

2

پاسخگويي به سؤالات

68

3

تحلي ، ترکيب و ارزيابي اطلاعات و داده‌ها

49

4

تهيه کتاب‌شناسيها و کتابهاي مرجع

49

5

تهيه گزارشهاي وضع موجود

43

6

تهيه مجموعه‌ها و گزيده‌هاي انتقادي

30

7

تهيه فهرست نشريات وارده و آگاهينامه‌ها ، خبرها ، ملخص‌ها يا راهنماها

28

8

تهيه بررسي‌هاي انتقادي ، تک نگاريها (منوگرافها) گزارشها

24

9

ارائه خدمات مشورتي

23

10

ارائه داده‌ها ، اسناد يا اطلاعات

20

11

فراهم آوردن جست جوي منابع

19

12

ارائه آخرين اطلاعات

17

13

اشاعه اطلاعات گزينشي

15

14

تهيه چکيده‌ها ، نمايه‌ها ، گزيده‌ها

12

15

برگزاري سمينارها ، کارگاهها ، نمايشگاه‌ها

10

16

تکثير نسخه‌ها (زيراکس يا ميکروفيلم)

9

17

پژوهش يا همکاري در پژوهشها و برنامه‌هاي توسعه

8

18

ارائه اطلاعات داده‌ها بر روي کارتهاي پانچ شده ،‌نوارهاي مغناطيسي و نوارهاي کاغذي

8

19

تهيه نقشه‌ها ، نمودارها يا ديگر موارد تصويري

7

20

تهيه کتابهاي راهنما و دستنامه‌ها

6

21

انتشار مجموعه مقالات سمينارها

6

22

ثبت تحقيقات در رشته‌هاي خاص

5

23

تهيه تسهيلاتي براي کارکنان مهمان

5

24

قبول مسئوليت در زمينه‌هاي خاص پژوهشي

5

25

خدمات ترجمه اي

4

26

تهيه استانداردها و معيارها در رشته‌هاي خاص

3

27

انتشار نشريات ادواري

3

28

تشويق تحقيقات

3

29

ارائه اطلاعات از طريق تجسس در زمينه‌هاي خاص

3

30

آموزش

3

31

خدمات ارجاعي

3

32

تحقيقات پشتيباني

2

33

تهيه فيلم

1

34

تهيه خدمات کتابخانه‌اي

1

 

خدمات و محصولات مراکز تحليل اطلاعات(IAC)

 

¤    مراکز داده‌ها

مرکز داده‌ها سازماني است که داده‌هاي خام يا جزئا پردازش شده يا نتايج تا حدودي نهايي را عرضه مي‌کند. اين مراکز معمولاً به پديده‌هايي عظيم مانند اطلاعات مربوط به مطالعات اقيانوس نگاري ، اتمسفر فوقاني و يا کيهان‌ها مي‌پردازد. همچنين ممکن است شامل داده‌هاي آماري در مورد انسان‌، کالاها و مواد باشد. اين اصطلاح همچنين براي مراکز تحليل اطلاعاتي که کلاً يا جزئاً با داده‌ها سروکار دارند، بکار مي رود.

معمولاً براي فراهم آوردن داده‌ها سه نوع فعاليت لازم است:

1-     خدمات ارزيابي و گردآوري و گزيده پردازي داده‌ها

2-     خدمات اشاعه داده‌ها

3-     خدمات ارجاعي

در صورتي که سازماني توانايي فني لازم و منابع مالي و انساني کافي داشته باشد مي‌تواند هر يک از اين فعاليت‌ها را انجام دهد. به هر حال در اغلب موارد انجام وظيفه اشاعه و ارزيابي توسط گروهي واحد مطلوب تر بوده است.

3-  واحدهاي خدمات تخصصي

اين  واحدهاي خدمات اطلاع رساني گاهي با مخاطب خاص و گاهي با مخاطب همگاني سرو کار دارند. از مهمترين اين واحدها عبارتند از :

¤    خدمات ارجاعي

وظايف بخش خدمات ارجاعي عبارتند از:

-        گردآوري اطلاعات و داده‌ها و منابع اطلاعاتي در رشته يا موضوع خاص در سطح جهاني

-    تهيه گنجينه جامعي از انواع داده‌ها و اطلاعات و خدمات موجود در اين منابع، در يک نمايه موضوعي مفصل به منظور دستيابي مراجعه کنندگان.

-        راهنمايي مراجعه کنندگان و استفاده‌کنندگان به منابع صحيح اطلاعات يا داده‌هاي مورد نياز

به منظور تسهيل عمل ارجاع بايد بايگاني‌هايي با عناوين زير تهيه شود:

-    مطالعات پژوهشي ،‌پايان نامه‌ها ، گزارش‌هاي کارشناسي ، از جمله کتاب‌شناسي‌ها، بررسي‌هاي کلي، ارزيابي پژوهش‌ها و ديگر اسناد بالقوه مورد لزوم

-        طرح‌هاي توسعه بين المللي ، دولتي يا خصوصي در يک منطقه خاص

-        کارشناساني براي تهيه گزارش‌هاي کارشناسي ، خدمت به عنوان مشاور يا کمک به طرح‌ها

-    افراد معتبر و صاحب نام ، سازمان‌ها ، مؤسسات يا نهادهايي که به فعاليت‌هايي در رشته مورد نظر کمک مي کنند يا خود مشغول اين گونه فعاليت‌ها هستند.

-        تماسهايي با کشورهاي ذينفع

-        رويدادهايي مانند کنفرانس‌ها ، سمينارها و نمايشگاه‌ها که به طور مستقيم يا غير مستقيم به رشد کشور ارتباط دارند.

-        داده‌هايي در مورد برنامه‌هاي آموزشي براي کارشناسان ، داوطلبان و دانشجويان بالا تر از ليسانس

¤    مرکز مبادله اطلاعات

مرکز مبادله اطلاعات در نقش خدمات پيوندي اطلاعاتي ، متداول و معمول شده است. نام آن ، عمليات انتقالي را مي‌رساند که از طريق ارجاع به منابع مناسب و مطلوب و انجام فعاليت به عنوان سازمان گردآورنده انواع خاص اسناد به منظور توزيع مجدد آنها ، در صورت درخواست استفاده‌کنندگان ، دستيابي به اطلاعات را فراهم مي سازد. فهرست‌گانهاي معمول و فهرستگان‌هاي ويژه اي براي برآوردن اين هدف خاص تأليف مي‌شود.

¤    خدمات جنبي (خدمات واسطه اي و مشورتي)

در اين روش تأکيد بيشتر بر خدمات شخصي است که مي‌تواند استفاده کننده را خواهان ديگر شکل‌هاي انتقال اطلاعات سازد. خدمات جنبي ، واسطه‌اي و مشورتي بويژه در کشاورزي مؤثر است ، اما در بسياري از کشورها به صنعت و خدمات عمومي هم گسترش يافته است.

در سالهاي اخير بازديدهاي شخصي از شرکتهاي صنعتي و مراکز پژوهشي ، کنفرانس‌ها و دوره‌هاي فني براي کاربرد و استفاده اطلاعات فني در درون يک شرکت به فعاليتي مهم تبديل شده است. اين فعاليت‌ها تحت عنوان خدمات جنبي ، واسطه اي و مشورتي بررسي مي شوند.

¤    خدمات چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي

امروزه تعداد مجله‌هاي علمي و فني آنقدر زياد است که هر کتابخانه نمي‌تواند تمام آنها را تهيه و نمايه‌سازي نمايد. اين کار به وظيفه "انتشارات ثانوي يا جنبي"[6] يعني خدمات چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي (A&I) تبديل شده است. گرچه روابط بين کتابخانه‌ها و خدمات چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي از موردي به مورد ديگر متفاوت است، اما اين رابطه نزديک‌تر از آن است که در تصور اغلب کتابداران و توليد کنندگان خدمات مي‌گنجد. خدمات چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي هدف اصلي کتابخانه ـ يعني ارائه يا اسناد و مدارک به مراجعه کنندگان – را از طريق دادن اطلاع به مراجعه کنندگان درباره منابع موجود گسترش مي‌دهد.

انتشارات ثانوي به ندرت در نقش جانشين منابع اصلي قرار مي‌گيرند. چکيده‌نامه‌ها ، سرشناسه‌هاي نمايه‌اي ، فهرست عنوان‌ها و ديگر شکل‌هاي ارائه مجدد اسناد و مدارک در واقع راهنماي مفصل و بسيار نظام دار براي هدايت مراجعه کنندگان به منابع اصلي هستندکه انتظار مي رود کتابخانه‌ها و مراکز اطلاعات و مدارک در اختيار داشته باشند. اين نوع کتابهاي مرجع به مراجعه کنندگان کمک مي‌کنند تا اعتبار منابع موجود ، ارتباط اين منابع با موضوع مورد علاقه آنها و نياز آنها را به منابع اصلي ارزيابي کنند. خدمات چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي بسياري از وظايف اصلي کتابخانه‌ها را انجام مي‌دهند و در عوض ، حمايت‌هاي فراواني را از کتابخانه‌هايي که به آنها خدمت مي‌نمايند دريافت مي‌کنند. کتابخانه‌ها از راه مشترک شدن نشريات خدمات چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي بخش معتنابهي از درآمدهاي آنها را تأمين مي‌کنند ، و همچنينن به عنوان مشترکين نشريات خدمات چکيده‌نويسي و نمايه‌سازي از خريداران عمده اطلاعات موجود در آنها هستند.

¤    مراکز اشاعه اطلاعات گزينشي

اشاعه در متون اطلاع رساني به معناي توزيع گسترده اطلاعات ، اسناد و مدارک يا منابع بر اساس ابتکار فرستنده است. اين امر با ارائه اطلاعات و اسناد مدارک در صورت درخواست مصرف کننده که عمده‌ترين نقش کتابخانه‌هاست تفاوت دارد. مرکز خدمات اشاعه اطلاعات گزينشي براي آن دسته از واحدهاي سازماني بکار مي رود که خدمات آگاهي رساني جاري را که اختصاصا براي هر استفاده کننده يا مشترک تهيه شده است ارائه مي‌دهد. اين مرکز اغلب در نقش "واسطه" بين استفاده‌کنندگان و توليد کنندگان مراجع کتاب‌شناختي عمل مي کنند. آنها پايگاه‌هاي اطلاعات کتاب‌شناختي  از توليد کنندگان مختلف به منظور ارزيابي منابع جديد و يافتن مواد مورد نياز مشترکين خود گردآوري و پردازش مي کنند.

4- شبکه‌هاي اطلاع رساني[7] ملي و بين‌المللي

در حال حاضر منابع و خدمات اطلاعاتي در سازمان‌هاي مولد اطلاعات و مراکز اطلاعات و مدارک بي شماري پراکنده شده که دستيابي به آنها مشکل و بغرنج است. براي مثال تنها در سال 1970 در برزيل 808 کتابخانه تخصص وجود داشته است. اين پراکندگي همکاري در قالب شبکه‌ها يا نظام‌هاي برنامه‌ريزي ملي يا بين‌المللي را ايجاب مي‌کند.

استفاده از مفهوم شبکه براي پشتيباني از خدمات اطلاع رساني انديشه‌اي قديمي است که دو نمونه از آن يعني امانت بين کتابخانه‌اي و فهرست نويسي مرکزي ، در سراسر جهان يافت مي‌شود. رشد گسترده و همگاني علاقه به بهبود فعاليت‌ها از طريق ارتباط متقابل نظام‌ها و خدمات و نيز فعاليت‌هاي کتابخانه‌اي انديشه‌اي جديد است.

اين شبکه عموما به چند کتابخانه و مرکز اطلاع رساني است که از رهگذر داد و ستد مداوم ، اغلب در جهت پشتيباني وظايف يا خدمات مشترک ، ارتباط متقابلي با هم پيدا مي کنند. اين انديشه به خاطر توانايي بالقوه آن در بهبود خدمات و کاهش زياد هزينه مورد استقبال قرار گرفته است.

 

 

منبع : کتاب مباني نظامها و خدمات اطلاعاتي نوشته پاولين آترتون



[1] - Total delivery system

[2] - mission - or subject - oriented

[3] - Eneyclopaedie centres

[4] - Responsive Services

[5] - Information Analysis Centre (IAC)

[6] - Secondary Publication

[7] - Information network

+ تأييد شده توسط صفاوا در یکشنبه 1387/03/19 و ساعت 9:0 |

ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت

دبیر کنفرانس

دكتر علينقی مشايخی
استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شريف

تاریخ برگزاری كنفرانس ششم

30 آذر لغايت 2دی ماه 1387
تهران-ايران

زمانبندی ارائه "مقالات" و "تجارب مديريتي"

مهلت ارسال: از تاريخ 17 فروردین 1387 لغایت 15 تیر ماه 1387
اعلام نتایج داوری:30 مهر‌ماه 1387

 

محورهای تخصصی کنفرانس:

مديريت كيفيت، بهره وري و تعالي سازماني
رهبري و رفتار سازماني
مديريت توليد، فرايند و عمليات
مديريت مالي
مديريت دانش و اطلاعات
برنامه‌ريزي، كنترل و سازماندهي
مديريت منابع انساني
مديريت تكنولوژي، تحقيق و توسعه
مديريت بازار
حكمراني
اخلاق و مسئوليت اجتماعي بنگاه
افقهاي نوين در مديريت

 

مخاطبین:

مدیران سازمان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی
مشاوران مدیریت و سیستم
اعضاي هيات علمي دانشكده‌هاي مديريت و مهندسي
دانشجویان رشته‌های مدیریت و مهندسی صنایع
انجمن‌های علمی- تخصصی مرتبط
کارآفرینان و سرمایه‌گذاران
 

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1387/03/16 و ساعت 13:11 |
پنجمین کنفرانس نگهداری و تعمریات (نت ۵) برگزار می شود

زمان برگزاري: 7 و 8 آبان ماه 1387

محل برگزاري : تهران - مركز همايشهاي رازي

پايان مهلت ارسال مقالات و آغاز فرآيند ارزيابي مقالات: 1/6/87

اعلام نتايج ارزيابي مقالات : 1/7/87

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت کنفرانس مراجعه نمایید

سایت کنفرانس نت 5

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1387/03/10 و ساعت 12:11 |

چکيده

تا کنون تدابير و تمهيدات گوناگونی جهت تسهيل مديريت پروژه انديشيده و ابداع شده است که هر يک برای پاسخگويی به گروه خاصی از نيازهای مديريتی تعريف شده است. پيشرفت روز افزون فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه های مختلف مديريت از جمله مديريت پروژه، سبب شده است تا اين فناوری به عنوان ابزاری مناسب شناخته شود و مورد استفاده مديران قرار گيرد. در اين عرصه پورتال به عنوان يکی از گونه های نوين فناوری اطلاعات و ارتباطات با کاربرد گسترده در سطوح سازمانی، توانسته است در جوامع مربوطه به جايگاه شايان توجهی دست يابد. در اين مقاله ضمن معرفی فناوری پورتال و ويژگی های آن، با برشمردن توانمندی پورتال های سازمانی به تبيين کاربرد اين فناوری در مديريت پروژه پرداخته شده است. 

 

کليد واژه ها

مديريت پروژه – فناوری اطلاعات و ارتباطات – پورتال – پورتال های سازمانی

برای مشاهده ی متن اینجا را کلیک کنید

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1387/03/09 و ساعت 14:4 |

خصيصه‌هاي دانش در عصر اطلاعات

 

جامعه اطلاعاتي امروز

جامعه اطلاعاتي امروز به سه دسته عمده تقسم مي‌شود:

الف- اطلاع‌سازها : به گروهي از سازمان‌ها، مؤسسات، مراكز، نهادها، پژوهش‌گران، پايگاه‌ها و شبكه‌هاي اطلاعاتي كه وظيفه، رويكرد و علاقه‌مندي سازماني و شخصي آنها در زمينه توليد اطلاعات است گفته مي‌شود. گستره اطلاعات توليدي بسيار متنوع و گوناگون است. اين اطلاعات مي‌تواند طيف وسيعي از داده‌هاي خام و اطلاعات پردازش شده را دربر بگيرد. ازجمله اين موارد مي‌توان به اطلاعات فردي، نظامي، سياسي، علمي، صنفي، فناوري، هنري، ادبي، تجاري، و ... اشاره كرد.

ب- اطلاع‌پردازها : به گروهي از سازمان‌ها، مؤسسات، مراكز، نهادها، پايگاه‌ها و شبكه‌هاي رايانه‌اي كه وظيفه و رويكرد سازماني آن پردازش داده‌ها و اطلاعات است اطلاع‌پرداز گفته مي‌شود. اين گروه به بازشناسي، گزينش، انتخاب، مجموعه‌سازي، سازماندهي و پردازش داده‌ها و اطلاعات مي‌پردازند. فرآيند وظيفه‌مندي‌هاي اين گروه مي‌تواند از تهيه فهرست‌هاي موضوعي، ايجاد امكان كاوش‌هاي موضوعي و منطقي، به روز كردن اطلاعات، سازماندهي، رده‌بندي، آمايش، گزينش تا اشاعه اطلاعات متفاوت باشد.

ج- اطلاع‌خواه‌ها: به گروهي از سازمان‌ها، مراكز، نهادها، مؤسسات، پژوهش‌گران و ... كه به منظور رفع نيازهاي پژوهشي، آموزشي، تجاري، صنعتي، فناوري، علايق و ... خود به اطلاعات مراجعه مي‌كنند اطلاع‌خواه گفته مي‌شود. اين گروه را اصطلاحاً "بهره‌گيران نهايي" مي‌نامند.

 

نيازهاي جامعه اطلاعاتي

هر جامعه اطلاعتي با توجه به خصيصه اصلي آن كه "اطلاعات" است داراي نيازمندي‌هاي ويژه‌اي است، كه محور اصلي همه اين نيازها اطلاعات است. عمده‌ترين محورهاي اين نيازها در سرفصل‌هاي زير خلاصه مي‌شود.

1-      اطلاعات فناوري و صنعت

2-      اطلاعات مربوط به تحقيق و توسعه R & D

3-      اطلاعات پايه پزشكي و پيراپزشكي

4-      اطلاعات نظامي و استراتژيك

5-      اطلاعات‌ انساني (جمعيت‌شناختي، مردم‌شناختي، بوم‌شناختي و ...)

6-      اطلاعات فرهنگي، ادبي، هنري و اقناعي

7-      اطلاعات علمي

 

رويكردهاي اطلاعاتي و خصايص اطلاعات در عصر حاضر

1- حركت به سوي تخصصي شدن

اين روند در جنبه‌هاي مختلف از جمله موارد زير قابل مشاهده است:

الف- "مقولات موضوعي" با سرعت خيره‌كننده‌اي به سمت تخصصي شدن و شناخته شدن به عنوان

يك موجوديت موضوعي جديد حركت مي‌كنند.

ب- پژوهش‌گران بنا به نيازها، ضرورت‌ها و علايق خود يا "پرسش‌مدار" يا‌"مساله‌مدار" و يا‌"پروژه‌مدار" هستند.
ج- ابزارهاي توليد، مصرف و اشاعه اطلاعات نيز با توجه به حركت اطلاعات و رويكرد عمومي به سمت اخص‌گرائي خصيصه اخص‌گرائي را يافته‌اند. رشد روزافزون شبكه‌ها، پايگاه‌ها و بانك‌هاي اطلاعاتي، تخصصي شدن نشريات علمي، شبكه دانشگاه مجازي[1]، برگزاري مجامع و همايش‌هاي تخصصي، ايجاد مراكز و مؤسسات تخصصي و ... همه و همه نمايانگر اين رويكرد است.

2-  خودكارسازي[2]

بنا به مقتضيات زمان و اهميت آن، راهكارهاي سنتي و دستي جوابگوي سرعت مورد نظر توليد، مصرف و اشاعه اطلاعات در عصر حاضر نبوده و نياز به خودكارسازي خدمات ابزار و راهكارهاي اشاعه اطلاعات است. گسترش روزافزون شبكه‌ها، پايگاه‌ها و بانك‌هاي اطلاعاتي، كاربرد رايانه و ساير افزارگان[3] جانبي حاصل چنين رويكردي است.

 

 

3-  كيفيت‌گرائي

كيفيت‌گرائي اساس حركت از شيوه‌هاي عمومي گزينش و توزيع اطلاعات، به سمت شيوه‌ها و راهكارهاي ويژه اشاعه اطلاعات است. تفاوت عمده كيفيت در اطلاعات و كميت ارائه مناسب‌ترين پاسخ‌ها با حداقل ريزش كاذب و با جامعيت[4] و مانعيت[5] مناسب به صاحبان پرونده‌هاي پژوهشي است. "كيفيت" بنيان حركت به سمت خدمات ويژه در عصر اطلاعات است.

4- اطلاعات ناب

اطلاعات در مفهوم فيزيكي خود در كنار دو منبع اصلي حيات يعني "ماده" و "انرژي" عامل سوم و مهمي را تشكيل مي‌دهد كه اهميت به مراتب بيشتر از آنها داشته، ضمن آن كه تفاوتي بنياني نيز با آن دو دارد. ماده و انرژي بر اثر كنش‌ها و برهم‌كنش‌ها دچار تغييرات فيزيكي-شيميايي شده و به همديگر تبديل مي‌شوند اما مقدار آنها هميشه در طبيعت ثابت است. اما اطلاعات در طي فرآيند پردازش (كنش و برهم‌كنش) دچار افزوني مي‌شود. اطلاعات برخلاف طلا و ساير منابع ثروت با انباشت و گردآوري هر چه بيشتر داراي ارزش نشده و ذاتاً به عنوان يك ثروت محسوب نمي‌شود. اطلاعات زماني داراي ارزش بوده و مي‌توان از آن به عنوان ثروت ياد كرد كه "پردازش[6]" شده‌ باشد. اطلاعات در اين صورت به عنوان ‌يكي ‌از بازوهاي ‌اصلي ‌"مديريت"‌و ‌ابزار ‌"تصميم‌گيري" است و مي‌توان آن را عامل "قدرت" دانست. در اين وضعيت اطلاعات ناب به اطلاعاتي‌گفته مي‌شود كه‌"عصاره و چكيده" اطلاعات موجود باشد و عمل گزينشِ آگاهانه و پردازش، بر روي آن صورت گرفته باشد. اين گزينش و پردازش با نگرش تام به سمت و سوي پرسش، مساله، و يا پروژه پژوهشي ويژه و نيازهاي اطلاعاتي آن است.

5-  جلوگيري از ريزش كاذب

كليه راهكارهاي ويژه‌ي اشاعه اطلاعات در عصر حاضر در راستاي حركت به سمت جلوگيري از ريزش كاذبِ اطلاعات ناخواسته است. كه بنا به دلايل مختلفي از جمله عدم دقت در ارائه كليدواژه‌هاي موضوعي، عدم ارائه مترادفات، واژه‌هاي هم معني، متضادها، اسامي علمي، تجاري يك واژه، نگاه كلي‌تر نسبت به يك پرسش، مساله و يا پروژه و يا نگاه اخص نسبت به آنها، طراحي سيستم نامناسب اطلاعاتي، بهره‌گيري از ابزارهاي نامناسب و ... اتفاق مي‌افتد. حاصل عمده ريزش كاذب اتلاف وقت پژوهش‌گران، شبكه‌ها، پايگاه‌ها و بانك‌هاي اطلاعاتي، اتلاف هزينه و ايجاد اختلال (پارازيت) در روند اشاعه و مصرف اطلاعات است.

6-  اطلاع رساني گزينشي

سرجمع تمام خصايص فوق در مفهوم"اطلاع ‌رساني گزينشي[7]" (جدول اطلاع رساني‌ گزينشي) متبلور مي‌شود. اطلاع رساني گزينشي حركتي تاريخ‌مند، با هدف و كاربرمدار است كه با به كارگيري بهترين روش‌ها، راهكارها و شيوه‌هاي گزينشي و اشاعه اطلاعات در جهت ارائه ناب‌ترين اطلاعات در زمان مناسب با محوريت پرسش‌ها، مسايل و پروژه‌هاي پژوهشي موجود به پژوهش‌گران و نيازمندان اطلاعات است. اين حركت تاريخي با توجه به نيازها و مقتضيات زمان شكل گرفته، ابزارسازي كرده و تفكر مورد نياز خود را پرورده است. هدف اصلي آن پاسخگويي ويژه و دقيق با توجه به نيازهاي كاربران اطلاعات است. قواعد دست نامريي در بازار ايجاب مي‌كند كه علاوه بر شيوه‌هاي نوين توليد و مصرف اطلاعات، توزيع يا اشاعه اطلاعات نيز تابع قوانين خاص خود باشد.

امروزه از ضروري‌ترين الزامات اشاعه اطلاعات، به حداقل رساندن مصرف سرانه زمان براي پژوهش‌گران است. ديگر نمي‌توانيم پژوهش‌گران را تنها در ميان انبوهه‌اي وحشت‌آور از كميت اطلاعاتي توليد شده رها كنيم و موجب سرگرداني و اطلاعات‌زدگي‌ آنها شويم؛ اخلاقاً نيز از تعيين تكليف يك‌سو نگرانه و نگاه كلي‌تر و يا جزئي‌تر به پرسش، مساله و پروژه معذور مي‌باشيم. در سيستم اطلاع رساني گزينشي، محتوا و اساس گزينش بر پايه خواست و نياز پرسش، مسأله و پروژه پژوهش‌گر و نه گزينش‌گر بنا نهاده شده است. بدين منظور نيازمند تركيب‌بندي مناسب پرونده‌هاي‌ پژوهشي ‌براي‌ پژوهش‌گران‌ مي‌باشيم.

تركيب‌بندي پرونده پژوهشي در سيستم‌هاي اشاعه اطلاعات به ما كمك مي‌كند تا به ياري يك فرآيند تعاملي[8] به‌گزيني مناسبي، از انبوهه اطلاعات، انجام دهيم و به صورت واسطي تعاملي، رابطه بين پرسش‌گر و اطلاعات را كامل نماييم و اين به معناي حركت به سمت كيفيت در اطلاعات در سده‌اي است كه كميت آن غيرقابل كنترل مي‌نمايد.

ويژگي اطلاعات

مشكلات جامعه استفاده كننده

راه‌حل‌هاي ويژه نظام اطلاع رساني

اطلاعات پراكندگي جغرافيايي دارد

(تنوع مكاني)

- دسترسي به اطلاعات ممكن نيست.

- آگاهي از وجود اطلاعات اندك است.

- هزينه‌هاي دسترسي بالا است.

- زيرساخت‌هاي اطلاعاتي جامعه ضعيف است.

- مسايل فرهنگي و سياسي مانع دسترسي است.

-خدمات آگاهي رساني جاري (سي.اي.اس)

- خدمات فهرست مندرجات (سي.سي)

- اشاعه گزينشي اطلاعات (سي.دي.آي)

- شبكه‌هاي اطلاع رساني

- خدمات تحويل مدرك (دي.دي)

- خدمات تحويل مدرك الكترونيكي

 (اي.دي.دي)

توليد انبوه اطلاعات

(ويژگي حجم اطلاعات)

- حجم اطلاعات توليد شده زياد است.

- نياز به گزينش دارد.

- سردرگمي مي‌آورد.

- اتلاف زمان زياد است.

- زايش حوزه‌هاي تخصصي جديد بين رشته‌اي‌

-خدمات آگاهي رساني جاري (سي.اي.اس)

- - خدمات فهرست مندرجات (سي.سي)

- اشاعه گزينشي اطلاعات (سي.دي.آي)

- خدمات نمايه‌سازي

- خدمات چكيده‌نويسي

سرعت توليد اطلاعات

(ويژگي روزآمدي)

- دسترسي سريع به اطلاعات ممكن نيست.

- سرعت روزآمدي اندك است.

- شكل توليد اطلاعات متحول شده است.

- فناوري دسترسي به اطلاعات در حال

 دگرگوني است.

 

-خدمات آگاهي رساني جاري (سي.اي.اس)

- - خدمات فهرست مندرجات (سي.سي)

- اشاعه گزينشي اطلاعات (سي.دي.آي)

- خدمات نمايه‌سازي

- خدمات چكيده‌نويسي

- شبكه‌هاي اطلاع رساني

- خدمات از راه دور

تنوع موضوعي و اطلاعات بين ‌رشته‌اي (درجه اخص‌گرايي)

عدم تخصص و احاطه بر حوزه‌هاي گوناگون و متنوع دانش بشري

- نمايه‌سازي بين‌رشته‌اي

- توليد بانك‌هاي اطلاعاتي بين‌رشته‌اي

- اشاعه گزينشي اطلاعات از محتواي بند‌1 و 2

تنوع زباني

(مسايل مربوط به زبان اطلاعات)

- عدم تسلط بر زبانها

- تخصصي و علمي شدن زبان‌ها

- عدم فرصت و توان كافي براي يادگيري همه زبان‌ها

- خدمات ترجمه

- چكيده‌نويسي فرازباني

- اولويت‌بندي زبآنهاي فراگير

 اطلاعات، ويژگي‌ها، مشكلات و راه‌حل‌هاي اشاعه اطلاعات



[1] - Invisible University

[2] - Automation.

[3] -. Harware

[4] - Recall

[5]- Precision

[6] - Process

[7] - Selective Information

[8] - Interactive

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1387/03/09 و ساعت 13:37 |

مدیر یک دقیقه ای در چند خط

چكيده‌اي از كتاب مدير يك دقيقه‌اي نوشته دكتر اسپنسر جانسون

(ترجمه غلامحسين اعرابي)

كاري از خانم طاهره شاكر دانشجوي رشته مهندسي فناوري اطلاعات

دانشگاه پيام نور اردكان

ازدیدگاه شخصیت ماجرا جوی این داستان مدیران دوگروه ا ند :

1.       مدیران مستبد که دربند نتیجه هستند

2.       مدیران دمکرات که علاقه مند به مردمند

این مدیران تاحدودی موفق اند (نیمه مدیر)

هدف او در این جستجوها پیدا کردن مدیری است که خود وافراد را که با او کار می کنند چنان اداره کند که هم سازمان وهم افراد از حضور او نفع می برند(مدیر موثر و کارآمد)

باتلاش هایی که در این رابطه می کند بالاخره به نتیجه رسیده ومدیر دلخواه را پیدا می‌کند و از او می‌خواهد که تجربیاتش را به او منتقل کند

یکی از مشخصه های این مدیر این است که وقت زیادی دارد وتنها هفته ای یک بار با زیر دستان ملاقات دارد

در این ملاقات ها کار مندان آنچه که در هفته قبل انجام داده‌اند و مشکلاتی که داشته‌اند و آنچه را که باید انجام داده شود مرور وتجزیه تحلیل می‌کنند ومدیر گوش می دهد سپس برنامه‌های لازم برای هفته‌ی بعد را تنظیم می کنند

این مدیر هم به افراد هم به نتایج اهمیت میدهد وبه نظر او اینها در موازات هم‌اند

کمک به دیگران در کسب احساس رضایت از خودشان کلید کسب دستاوردهایبیشتر این مدیر است

بهترین راه برای کسب هم کیفیت هم کمیت از طریق افراد میباشد

این مدیر خود را یک دقیقه‌ای می خواند زیرا برای او وقت کمی لازم است تا نتایج بزرگ را از افرادش بدست آورد

او برای دیگران تصمیم نمی گیرد

اسرار سه گانه ی مدیر یک دقیقه ای:

1.       تنظیم اهداف یک دقیقه ای

·         توافق بر روی اهداف

·         تعیین اینکه رفتار خوب چگونه باید باشد

·         نوشتن هر هدفی برروی یک ورق کاغذ در کمتر از 250 کلمه

·         خواندن ودوباره خواندن هرهدف

·         هر چند گاه یک بار صرف یک دقیقه برای مرور عملکرد خود

·         دقت در این که‌ آیا اهدافتان با رفتارتان یکسان است یا خیر

 در صورتی مي‌توان گفت مسئله ای وجود دارد که بین آنچه که درحال رخ دادن است و آنچه که

می خواهی رخ بدهد تفاوتی وجود داشته باشد

2.       تشویق یک دقیقه ای

·         با لمس کردن کارکنان (صمیمانه وصادقانه) وقتی لمس می کنید چیزی نمی گیرید  به کارکنان چیزی می دهید (حمایت – اطمینان خاطر- تشویق)

·         برای تماس جسمی ابتدا باید او را خوب بشناسیم وبه این با ور برسیم که به موفقیت آنان علاقه مندیم

·         غافلگیر کردن کارمندان در حین انجام کار صحیح

 

3.       سرزنش یک دقیقه ای

·         اگر شما کاری رابرای مدتی انجام دهید وخوب می دانید که چگونه باید آن راخوب و صحیح انجام دهید در آن صورت وقتی مرتکب اشتباهی بشوید با واکنش سریع مدیر یک دقیقه ای مواجه می شوید

·         تنبیه زمانی که در مورد یک شخص فاقد اعتماد به نفس یا نا مطمئن به دلیل عدم تجربه کافی اعمال شود هیچ فایده ای ندارد

·         تنبیه باید متناسب با خطا باشد به عبارت ديگر به رخ کشیدن نباشد

·         در تنبیه یک دقیقه‌ای اعتبار شخص مورد حمله قرار نمی گیرد

·         هیچگاه نمی توانید بر اساس «چنین گفته‌اند» سرزنش یا توبیخ کنید

نیرو وقدرت مدیریت یک دقیقه ای از دوست داشتن  دیگران واهمیت قائل شدن برایشان سرچشمه می‌گیرد

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1387/03/03 و ساعت 16:57 |

خصيصه‌هاي دانش در عصر اطلاعات

"زمان" تاكنون براي كسي از حركت باز نايستاده است و براي ما نيز نخواهد ايستاد. در اين ميان تنها كاري كه از عهده ما برمي‌آيد "مديريت زمان" است. در گذشته‌اي نه چندان دور براي دسترسي به دانش توليد شده در يك حوزهء موضوعي خاص، يك پژوهش‌گر نيازمند دسترسي به امكانات و تجهيزات ويژه‌اي مانند امروز نبود. حداكثر، دسترسي به منابع يك مجموعه، بهره‌گيري از دانش يك متخصص، نياز وي را مرتفع مي‌ساخته است. اما امروز دانش داراي ويژگي‌هايي است كه مواجهه با آن را براي پژوهش‌گران مشكل نموده و ابزار ويژه‌اي را مي‌طلبد. عمده‌ترين خصيصه‌هاي دانش در دنياي امروز يا "عصر اطلاعات" كه يكي از شايع‌ترين اسامي اين عصر است شامل موارد زير است:

1- پراكندگي جغرافيايي اطلاعات

اطلاعات در اقصي نقاط دنيا در حال توليد است، كشورهاي مختلف، مراكز گوناگون تخصصي، كتابخانه‌هاي بي‌شمار، پژوهش‌گران بسيار و سازمان‌هاي زيادي در حال فعاليت و توليد اطلاعات مي‌باشند كه هر كدام در حيطه‌ي جغرافيايي خاصي قرار دارند. آگاهي و دسترسي به اين اطلاعات از جنبه‌هاي مختلف مشكل است. براي دسترسي به تمامي اين دانش، بدون ابزارهاي امروزين اشاعه‌ي اطلاعات ، حتماً مي‌بايستي به محل نگهداري و وجود اثر مراجعه كنيم.

2- انبوهي اطلاعات

هر روزه به طور غيرقابل تصوري بر كميت توليد اطلاعات افزوده مي‌شود. اين كميت روزافزون در حوزه‌هاي گوناگون علمي، كميّتي عظيم و غيرقابل كنترلي را به نمايش مي‌گذارد. به طوري كه شايد هيچ‌گاه يك متخصص نتواند جز به وجود اندكي از تمام توليدات و مستندات علمي حوزه‌ي موضوعي خود آگاهي پيدا كرده و اقّلي از آنها را مطالعه نمايد. اين كميت باعث سردرگمي پژوهش‌گران در ميان انبوه اطلاعات كه هزينه، زمان و كارمايه[1] زيادي را تلف مي‌كند ، خواهد شد.

3- سرعت روزآمدي[2]

اطلاعات توليد شده به سرعت كهنه مي‌شوند. نظريه‌هاي توليد شده ديروز، ديگر امروز كارآئي و روايي نخواهند داشت. مباحث امروزي نيز براي فردا داراي اعتبار و روايي نخواهند بود. يك دستورالعمل، فناوري، فرمول، نظريه، راه‌كار، راهبرد و ساير گونه‌هاي موجود علمي و فكري توليد شده به سرعت جاي خود را به مشابه جديدتر خود مي‌دهند و يك پژوهش‌گر هميشه نگران آن است كه قبل از پايان تحقيقات يا چاپ كتاب، مقاله و يا خلاصه‌ي دستاوردهاي پژوهشي، پيش فرض‌ها و نتايج حاصله اثر در دست تحقيق‌اش از درجه‌ي اعتبار ساقط شود.

4- تنوع موضوعي و بين رشته‌اي

به طور روزافزوني مباحث جديدي در دنياي دانش مطرح مي‌شود. حوزه‌هاي قديمي‌تر جاي خود را به چند حوزه‌ي جديدتر مي‌دهند. از دل هر موضوع، حوزه‌هاي نويي زاده مي‌شود. رشته‌هاي نوين هر روز متنوع‌تر و زيادتر مي‌شوند. عدم توان كافي براي تسلط به تمامي حوزه‌ها امكان استفاده‌ي بهينه‌تر و مناسب‌تر از تمامي اين دانش جديد را از بين مي‌برد. چه بسا يك حوزه‌ي كوچك كه زماني پرسشي بيش نبوده اينك خود يك حوزه‌ي موضوعي با سئوالات بي‌شمار است.

5- تنوع زباني

ويژه‌گي ديگر دانش در دنياي امروز تنوع زباني داده‌ها و اطلاعات است. محققان به تمامي زبان‌هاي دنيا در حال توليد اطلاعات، انجام پژوهش‌ها و پردازش آنها هستند. دسترسي به تمامي دانش نيازمند تسلط بر زبان مدارك اطلاعاتي است و اين براي تمام محققان امكان‌پذير نيست. چرا كه يادگيري زبان‌ها امروز خود دانشي گسترده است كه از توان افراد و براي همه زبآنها خارج است.

6- اخص‌گرائي

از سوئي ديگر دانش با سرعت فزآينده‌اي در حال حركت به سوي اخص‌گرائي است. برآيند اين اخص‌گرائي در زايش بين رشته‌اي‌هاي جديد متبلور است. به علت تنوع و عمق پژوهش‌ها، هر حوزه‌ي موضوعي داراي چنان عمق و گستردگي پيچيده‌اي شده است كه تسلط بر تمامي ابعاد يك حوزه‌ي موضوعي بسا دشوار مي‌نمايد. امروزه به وضوح حركت در راستاي اخص‌گرائي مشاهده مي‌شود. دانش‌هائي كه خاص بوده و دانش مداراني كه خاص‌اند.



[1]- Energy

[2] - Up-to-dating

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1387/03/02 و ساعت 16:27 |