تبليغاتX
Safava.:.صفاوا

به قول هاپر: وقتی کشتی در بندرگاه می ماند جایش امن است ولی کشتی برای ماندن در بندرگاه ساخته نشده است :::::::: اگر فکر کرده اید قدرت انجام کاری را دارید درست فکر کرده اید و اگر فکر کردید که از پس آن بر نمی آیید باز هم درست فکر کرده اید :::::: اگر راه های کسب درآمد آسان بود همه مردم پولدار بودند اما موضوع این است که شما مثل بقیه مردم نیستند و برای شما که انگیزه دارید هر مانعی از سر راه برداشته می شود

زبان انگلیسی (مقدماتی)

آزمون زبان انگلیسی مقدماتی شامل درک مفاهیم، گرامر و لغات در دو بخش عمومی و تخصصی مالی و در سطح کارشناسی خواهد بود.

آمار و ریاضیات - مقدماتی

1) آمار توصیفی

  • صدک‌های بالایی و پایینی
  • پارامترهای مرکزی (میانگین حسابی، میانگین وزنی، میانگین هندسی، میانگین همساز، میانگین درجه دوم، میانه، مد، نما)
  • ضریب تغییرات، ضریب چولگی، ضریب کشیدگی

2) پارامترهای پراکندگی (دامنه، انحراف از میانگین، انحراف معیار و واریانس)

3) احتمال شرطی

4) قضیه بیز

5) توزیع‌های مهم گسسته و پیوسته

6) امید ریاضی

7) گشتاورها

8) توزیع‌های نمونه‌ای،

  • توزیع میانگین نمونه‌ای در جامعة نرمال وقتی که واریانس نامعلوم است.
  • توزیع میانگین نمونه‌ای در جامعه نرمال وقتی که واریانس معلوم است.
  • توزیع تفاضل دو میانگین نمونه‌ای در جوامع نرمال

9) برآوردهای نقطه‌ای

  • برآورد کارا
  • برآورد بسنده (sufficient statistic)

10) برآوردهای فاصله‌ای

  • فاصله اطمینان برای میانگین در جامعة با توزیع نرمال
  • فاصله اطمینان برای تفاضل میانگین‌ها در دو جامعه با توزیع‌های نرمال که واریانس‌های یکسان دارند.
  • فاصله اطمینان تقریبی برای نسبت در جامعة با توزیع دو جمله‌ای
  • فاصله اطمینان تقریبی برای تفاضل دو نسبت در دو جامعه با توزیع‌های دو‌جمله‌ای

11) آزمون فرضیه

  • آشنایی با آزمون‌های یک طرفه و دو طرفه
  • آزمون فرضیه برای نمونه‌های جفت شده
  • آزمون تساوی نسبت‌ها در جوامع مختلف

12) رگرسیون

13) نسبت همبستگی

14) بهرة ساده

15) بهرة مرکب و نرخ بهرة مؤثر

16) نرخ بهرة پیوسته

17) ارزش‌های حال و آتی یک سری از جریان نقدی

18) قیمت بازخرید اوراق قرضه

19) نرخ بهرة اسمی

20) تعیین روابط دقیق و تقریبی بین نرخ بهره اسمی و نرخ بهره واقعی

21) نرخ‌های اسمی و مؤثر تنزیل

22) ارزش آتی

23) ارزش فعلی

24) انواع نرخ‌های بازده (نرخ بازدة داخلی و...) – ارزیابی پروژه‌های سرمایه‌گذاری توسط نرخ بازده

25) مسائل مستمری‌ و وام‌

26) مفهوم آربیتراژ در مدل‌های گسسته

27) بازدهی کل

28) مسایل مربوط به دیرش یک ورقة قرضه (چه پرداخت‌ها مساوی باشند چه نامساوی)

29) محاسبة بازده تا سررسید (چه دوره‌های پرداخت مساوی باشند چه نباشند)

30) نامساوی‌ها و بسط‌های دو جمله‌ای و چند جمله‌ای و ترکیبات مختلف از آنها

31) اتحادهای مثلثاتی

32) توابع قدر مطلق و جزء صحیح و ترکیبات مختلف از آنها

33) حد و پیوستگی

34) دیفرانسیل و مشتق توابع یک متغیره

35) بهینه‌سازی توابع یک متغیره و مفهوم نقطه بحرانی

36) مفاهیم تقعر و نقطه عطف

37) توابع لگاریتمی و نمایی (رسم نمودار، مشتقگیری، پیوستگی، حدگیری از آنها و...)

39) انتگرال‌های یک متغیره

40) حل دستگاه‌های خطی

41) دترمینان و معکوس یک ماتریس

42) روش کرامر (Cramer)

مدیریت مالی مقدماتی

¦ بخش اول) کلیات

-          قلمرو مدیریت مالی

-          اهداف و وظایف مدیریت مالی

-          نرخ بهره و ساختار زمانی نرخ بهره

-          مفهوم ارزش زمانی پول و محاسبة ارزش فعلی و ارزش آتی جریانات نقدی

¦ بخش دوم) تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی

-          آشنایی با صورت‌های مالی اساسی و محتویات هر یک

-          تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی

-          مفاهیم و انواع اهرم‌ها و نقاط سربه سر و تحلیل آنها

-          مفاهیم جریان نقدی آزاد و ارزش افزوده اقتصادی

¦ بخش سوم) بودجه‌بندی سرمایه‌ای

-          فرآیند بودجه‌بندی سرمایه‌ای (مفاهیم، روش‌های ارزیابی پروژه‌های سرمایه‌گذاری)

-          تصمیم‌گیری در شرایط اطمینان، ریسک و عدم اطمینان

-          تصمیم‌گیری در شرایط سهمیه‌بندی سرمایه‌ای

¦ بخش چهارم) هزینة سرمایه

-     مفهوم هزینة متوسط سرمایه و اجزای تشکیل‌دهندة هزینة متوسط سرمایه (هزینة بدهی، سهام ممتاز، هزینة سرمایة صاحبان، هزینة سود تقسیم نشده و هزینة سهام عادی جدیدالانتشار)

-          رابطه بین هزینة سرمایه و بازدهی مورد انتظار

-          محاسبة هزینة سرمایه از منابع مختلف

-          هزینة نهایی سرمایه

-          کاربرد هزینة سرمایه در بودجه‌بندی سرمایه‌ای

¦ بخش پنجم) ساختار سرمایه

-     ساختار سرمایه و ساختار سرمایة بهینه (نظرات سود خالص، NOI، فرضیات اول و دوم مودیلیانی و میلر، کنارگذاشتن مفروضات MM، دیدگاه جاری)

¦ بخش ششم) تقسیم سود

-     خط‌مشی تقسیم سود سهام (سود سهام در مقابل سود سرمایه‌ای، نظریه‌های تقسیم سود، تعیین سیاست تقسیم سود در عمل، مدل سود سهام باقیمانده، رویه‌های پرداخت سود، تغییر سیاست‌های تقسیم سود، عوامل مؤثر بر تقسیم سود، مفاهیم و روابط نظری سود سهمی، تجزیة سهام و بازخرید سهام)

¦ بخش هفتم) مدیریت دارایی‌ها و بدهی‌های کوتاه‌مدت

-          مدیریت دارایی‌های جاری (مدیریت اوراق بهادار قابل فروش، مدیریت حساب‌های دریافتنی، مدیریت موجودی کالا)

-          مدیریت بدهی‌های جاری (روش‌ها و منابع تامین مالی کوتاه مدت)

-          مدیریت سرمایه در گردش (ماهیت سرمایه در گردش، استراتژی‌های گوناگون)

 ¦ بخش هشتم) تأمین مالی بلندمدت

-          ویژگی‌های بدهی بلندمدت

-          تأمین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام (سهام، حق تقدم خرید سهام، ماهیت هر کدام، مزایا و معایب، روابط نظری)

-          تأمین مالی از طریق اوراق بهادار با درآمد ثابت (انواع اوراق قرضه و سهام ممتاز، مزایا و معایب و روابط نظری)

-          وام‌های مدت‌دار (ویژگی‌ها، شرایط، هزینه)

-          تأمین مالی از طریق اجارة بلندمدت (انواع اجاره - اجارة دارایی در مقابل خرید دارایی)

-          حق خرید سهام (وارانت) و اوراق بهادار قابل تبدیل

اقتصاد خرد و کلان

اقتصاد خرد

1-        مفاهیم و تعاریف مربوط به تخصیص منابع و علم اقتصاد

2-        عرضه و تقاضا، تعادل، منحنی‌های عرضه و تقاضا، جدول تقاضا

3-        کشش‌های عرضه و تقاضا، منحنی‌های درآمد مصرف، منحنی انگل و منحنی قیمت مصرف

4-        مفاهیم مطلوبیت: مطلوبیت کل، مطلوبیت نهایی، نرخ نهایی جانشین، منحنی‌های بی‌تفاوتی

5-        تابع مطلوبیت سرمایه‌گذاری، قضیة ارزش انتظاری و تابع مطلوبیت فون نیومن – مورگنشترن

6-        ریسک و بازده در فضای بی‌تفاوتی

7-        انتخاب بهینة سرمایه‌گذار در فضای مطلوبیت

8-        تولید، تابع تولید و منحنی‌های هم‌مقداری تولید

9-        تعادل تولیدکننده، نرخ نهایی جانشین فنی و مسیر توسعه

10-    بازارهای رقابتی، تعادل بنگاه، قیمت‌گذاری در بازارهای رقابتی و مفاهیم مرتبط

11-    بازارهای انحصار کامل، انحصار چندجانبه و رقابت انحصاری، قیمت‌گذاری در بازارهای انحصاری

12-    اقتصاد اطلاعات و حراج در بازارهای مالی

اقتصاد کلان

1-        حسابداری درآمد ملی

2-        مفاهیم و متغیرهای کلان؛ تورم، نرخ بهره، نرخ ارز، شاخص‌های قیمت، تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی

3-        تابع مصرف و اقتصاد دوبخشی و چندبخشی

4-        تعادل در اقتصاد چهاربخشی

5-        الگوهای IS و LM و تعادل در بازارهای پول و کالا

6-        سیاست‌های پولی و مالی در چارچوب IS و LM

7-        سرمایه‌گذاری و نرخ بهره

8-        اقتصاد کلان در بازارهای مالی؛ شاخص‌های اثرگذار بر بازار سهام، نرخ بهره و رابطة آن با بازار سهام

9-        اقتصاد کلان بین‌الملل و مالیه بین‌الملل

10-    موازنه سبد دارایی و ارتباط بین بازارهای مالی مختلف

11-    نظریة مقداری پول و نظریة انتظارات عقلایی

12-    تئوری حباب و بازارهای مالی

13-    بازار ارز و عوامل مؤثر بر این بازار

 مدیریت سرمایه‌گذاری مقدماتی

بخش اول: مفاهیم پایه

Ö   مفهوم سرمایه‌گذاری

Ö   مفاهیم ریسک و بازده و رابطه بین آنها

Ö   منابع ریسک، انواع ریسک

Ö   اندازه‌گیری ریسک و بازده

Ö   ویژگی‌های ریسک و بازده انواع اوراق بهادار

بخش دوم: بازارها، ابزارها و نهادهای مالی

Ö   بازارهای مالی (در بازار پول و سرمایه) و ویژگی‌های آنها و رتبه‌بندی اعتباری اوراق قرضه

Ö   انواع طبقه‌بندی بازارهای مالی و روندهای جهانی شدن بازارها

Ö  نقش واسطه‌های مالی و انواع آنها (شرکت‌ها و صندوق‌های سرمایه‌گذاری، کارگزاری‌ها، شرکت‌های تامین سرمایه، شرکت‌های سپرده‌گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویة وجوه، مؤسسات رتبه‌بندی اوراق بهادار)

Ö   سازوکار بازار اولیه (با تأکید بر نقش شرکت‌های تأمین سرمایه (Investment Banks))

Ö  ساختار و سازوکار بازار ثانویه (سازوکار بورس‌ها، شرکتی‌شدن بورس، حجم مبنا و حد نوسان قیمت، انواع سفارش‌های خرید و فروش اوراق بهادار، حساب‌های اعتباری و فروش استقراضی (Short sell))

بخش سوم: شاخص‌های بازار اوراق بهادار

Ö   انواع شاخص‌های قیمت سهام و اوراق قرضه

Ö   شیوة محاسبه شاخص‌ها

Ö   کاربرد شاخص‌ها

Ö   شاخص‌های سهام در بورس اوراق بهادار تهران

بخش چهارم: مفاهیم ارزشیابی

-  ارزش‌یابی سهام عادی و سهام ممتاز (انواع ارزش، فرمول‌های محاسباتی برای ارزش‌یابی، مفهوم نسبت قیمت به سود)

-  ارزشیابی اوراق قرضه (انواع ارزش، فرمول محاسباتی برای ارزشیابی اوراق قرضه، مفاهیم دیرش و تحدب)

-  شیوه‌های ارزیابی و انتخاب سهام (تجزیه و تحلیل بنیادی و تکنیکی)

بخش پنجم: نظریة نوین سبد اوراق بهادار و مدل‌های قیمت‌گذاری

Ö   ریسک و بازده مورد انتظار سبد

Ö   تعیین سبد کارای اوراق بهادار - مدل مارکوویتز

Ö   انتخاب سبد بهینة اوراق بهادار

Ö   نظریة بازار سرمایه

Ö   قضیة جداسازی (تفکیک) و مرز کارآ

Ö   خط بازار سرمایه (SML) و خط بازار اوراق بهادار (CML)

Ö   مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM)

بخش ششم: مفاهیم و آزمون‌های کارایی بازار سرمایه

Ö   نظریة بازار کارای سرمایه (کارایی اطلاعاتی، کارایی تخصیصی، کارایی عملیاتی)

Ö   مفهوم گونه‌های سه‌گانه کارایی اطلاعاتی بازار سرمایه (شکل ضعیف، شکل نیمه قوی، شکل قوی)

Ö   کاربرد نتایج حاصل از آزمون‌های کارایی بازارهای سرمایه

بخش هفتم: اوراق مشتقه

Ö   قرارداد آتی (Futures) و پیمان‌آتی (Forwards) شامل تعاریف، انواع و کاربردها

Ö   قرارداد اختیار معامله (تعاریف، انواع، کاربردها)

قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار – مقدماتی

برای مشاهدۀ متن قوانین و مقررات به سایت سازمان بورس و اوراق بهادار به نشانی http://seo.ir ، سایت شرکت بورس کالای ایران به نشانیhttp://www.tme.ir و سایت مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار به نشانیhttp://www.rdis.ir مراجعه فرمایید

فصل اول: قوانين

1-      قانون بازار اوراق بهادار جمهوري اسلامي ايران (مصوب آذرماه 1384 مجلس شوراي اسلامي)

2-      قانون نحوة انتشار اوراق مشاركت (مصوب 30/6/1376 مجلس شوراي اسلامي)

3-      اصلاحیة قانون تجارت، مبحث اول بخش‌های 1، 2، 5، 6، 8 و 10

فصل دوم: آيين‌نامه‌هاي اجرايي و تشكيلات سازمان بورس و اوراق بهادار

1-      آيين‌نامه اجرايي قانون بازار اوراق بهادار (مصوب 3/4/86 هيئت وزيران)

فصل سوم: مصوبات و مقررات مربوط به شركت‌ها و بازار اوليه

1-      دستورالعمل ثبت و عرضه عمومي اوراق بهادار (مصوب 25/10/1385 شوراي‌عالي بورس)

2-      دستورالعمل اجرایی توقف نماد معاملاتی اوراق بهادار (مصوب 16/7/1384 هیئت مدیرة سازمان کارگزاران)

فصل چهارم: مصوبات و مقررات مربوط به معاملات، بورس‌ها و بازارها

1-      دستورالعمل رفع گره‌های معاملاتی (مصوب 14/6/1386 هیئت مدیره)

2-   دستورالعمل نحوة انجام معاملات عمدة سازمان خصوصی‌سازی در کلیة واگذاری‌های سهام توسط آن سازمان در معاملات عمده (مصوب 3/5/1386 هیئت مدیره)

3-      مصوبة ضرورت اخذ تضمین در معاملات عمده (مصوب 9/10/1386 هیئت مدیره)

4-      آئین‌نامة معاملات در شرکت بورس اوراق بهادار تهران (مصوب سال 1385 شورای عالی بورس و اوراق بهادار)

5-      دستورالعمل اجرایی معاملات عمدة نوع اول و دوم (مصوب 25/11/1382 هیئت مدیرة سازمان کارگزاران)

فصل پنجم: مصوبات مربوط به پذيرش اوراق بهادار و كالا

1-      دستورالعمل پذيرش اوراق بهادار در بورس اوراق بهادار  (مصوب 1/10/1386 هيئت‌مديره)

فصل ششم: مصوبات و مقررات مربوط به نهادهاي مالي و كانون‌ها

1-      آيين‌نامة اعطاي مجوز و فعاليت كارگزار (در قالب شخصيت حقوقي) (مصوب 16/9/83 شوراي‌عالي بورس)

2-      دستورالعمل وظايف و اختيارات شركت بورس اوراق بهادار درخصوص كارگزاري‌هاي عضو (مصوب 3/5/86 هيئت‌مديره)

3-      دستورالعمل صدور مجوز تأسيس و فعاليت كارگزاري در بورس (مصوب 31/6/86 هيئت‌مديره)

4-      آيين‌نامه ارایة خدمات مشاوره و سبدگرداني اوراق بهادار (مصوب 4/8/83 شوراي بورس)

5-      دستورالعمل اجرايي سبدگرداني (مصوب 17/10/85 هيئت‌مديره) به انضمام قرارداد نمونه آن

6-دستورالعمل فعاليت بازارگرداني در بورس اوراق بهادار تهران (مصوب 22/4/87 هیئت‌مدیره       سازمان بورس و اوراق بهادار)

7 -ضوابط مربوط به مسئولين شعب كارگزاري (مصوب 25/6/82 شوراي‌عالي بورس)

فصل هفتم: مصوبات و مقررات مربوط به تخلفات، اختلافات و جرائم

1-      دستورالعمل رسيدگي به تخلفات اشخاص موضوع مادة ‌35 قانون بازار اوراق بهادار (مصوب 20/1/87 هيئت‌مديره)

فصل دهم: اساسنامه‌ها

1-      اساسنامة نمونة شرکت‌های کارگزاری (سهامی خاص) (مصوب 30/10/1386 هیئت مدیره)

2-      اساسنامة نمونة کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار (مصوب 20/12/1385 هیئت مدیره)

 

 

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1387/06/28 و ساعت 15:0 |

به نام خدا

سازمان بورس و اوراق بهادار

اداره گواهی‌نامه های حرفه‌ای

اطلاعیة برگزاری آزمون اصول مقدماتی و تحلیل‌گری بازار سرمایه و آزمون معامله‌گر قراردادهای آتی-آبان 87

سازمان بورس و اوراق بهادار برای صدور گواهینامه‌های حرفه‌ای در بازار سرمایه، درنظر دارد در روز جمعه مورخ 10/08/87 آزمون‌های اصول مقدماتی و تحلیل‌گری بازار سرمایه را در دو سطح اوراق بهادار و کالا برگزار نماید.

مزایای دریافت گواهینامه‌های حرفه‌ای در بازار سرمایه

1- هم‌اکنون برای تصدی برخی از سمت‌ها در کارگزاری‌های فعال در بورس اوراق بهادار و بورس کالایی، داشتن یکی از گواهینامه‌های مذکور شرط لازم محسوب می‌شود. همچنین اعطای برخی مجوزهای فعالیت خاص به کارگزاری‌ها، منوط به استخدام و معرفی تعداد مشخصی از دارندگان گواهینامه‌های مذکور توسط کارگزاری متقاضی می‌باشد. با توجه به اینکه براساس قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب آذرماه سال 1384، کلیة نهادهای مالی اعم از شرکت‌های سرمایه‌گذاری، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، سبدگردان‌ها، صندوق‌های بازنشستگی، شرکت‌های مادر (هلدینگ)، شرکت‌های تأمین سرمایه، مؤسسات رتبه‌بندی، شرکت‌های پردازش اطلاعات مالی و شرکت‌های مشاور سرمایه‌گذاری تحت نظر سازمان بورس و اوراق بهادار فعالیت می‌کنند، در آینده تصدی برخی از سمت‌ها در این نهادهای مالی و اعطای مجوز برخی از فعالیت‌ها به این نهادها، منوط به داشتن گواهینامه‌های حرفه‌ای در بازار سرمایه یا استخدام تعداد کافی از دارندگان این گواهینامه‌ها خواهد بود.

2- براي تصدي برخي از سمت‌ها در کارگزاري‌هاي فعال در بورس کالایی، داشتن گواهينامه معامله‌گر قراردادهای آتی شرط لازم محسوب مي‌شود. همچنين اعطاي برخي مجوزهاي فعاليت خاص به کارگزاري‌ها، منوط به استخدام و معرفي تعداد مشخصي از دارندگان گواهينامه‌هاي مذکور توسط کارگزاري متقاضي مي‌باشد.اشخاصی که واجد شرایط این آزمون بوده و بتوانند این آزمون را با موفقیت بگذرانند و در آموزش های تئوری و عملی پس از آن شرکت نمایند، مجوز معامله قراردادآتی اعطاء خواهد شد. شرکت های کارگزاری برای انجام معاملات قراردادهای آتی صرفاً باید از اشخاصی که دارای این مجوز هستند بعنوان نمایندۀ خود استفاده نمایند.

3- فارغ‌التحصیلان رشته‌های مدیریت مالی، حسابداری، اقتصاد، مدیریت، بانکداری و حقوق که در این آزمون موفق به کسب نمرات قابل قبولی شوند، به ترتیب نمرات اکتسابی با انجام مصاحبه در اولویت استخدام سازمان بورس و اوراق بهادار قرار خواهند گرفت.

نحوة درج اطلاعیه‌های بعدی آزمون

اطلاعیه‌های بعدی راجع به آزمون‌های فوق در سایت‌های اینترنتی زیر منتشر می‌شود.

1-http://reg.seo.ir

2- www.seo.ir

3- www.sena.ir

تاریخ ثبت‌نام و برگزاری آزمون

1-دورة ثبت‌نام: ثبت‌نام از روز دوشنبه مورخ 18/06/1387 شروع شده و در پایان روز جمعه مورخ 12/07/1387 خاتمه می‌یابد. لازم به توضیح است که ثبت نام بصورت اینترنتی بوده و به هیچ وجه به درخواست­هایی که به غیر از این طریق ارسال شود، رسیدگی نخواهد شد. همچنین لازم به ذکر است که زمان ثبت­نام تمدید نخواهد شد.

2-تاریخ برگزاری آزمون: آزمون در روز جمعه مورخ 10/08/87 در حوزه‌های امتحانی مربوطه برگزار خواهد شد. آزمونهای اصول مقدماتی و تحلیلگری بازار سرمایه (بورس اوراق بهادار و بورس کالا) بصورت همزمان در صبح و آزمون معامله گرقراردادهای آتی در عصر روز جمعه مورخ 10/08/87 برگزار خواهد گردید.هر داوطلب صرفاً می تواند در یکی از آزمونهای صبح و در صورت داشتن شرایط آزمون معامله گر قراردادهای آتی، در آزمون عصر نیز شرکت نماید. قابل ذکر است که حضور داوطلب در هر آزمون، منوط به تکمیل فرم ثبتنام آن آزمون و احراز سایر شرایط مندرج در این اطلاعیه می باشد.

تاریخ توزیع کارت ورود به جلسه: کارت ورود به جلسة آزمون بشرح ذیل آمادۀ تحویل به داوطلبان می‌باشد.

1-حوزۀ تهران: روز پنج‌شنبه مورخ 09/08/87 از ساعت 8 صبح الی 16 عصر و در روز جمعه مورخ 10/08/87 از ساعت 7 صبح تا 8 صبح در محل برگزاری آزمون

2-حوزه‌های شهرستانی : در تاریخ 10/08/87 از ساعت 7 الی 8 صبح در محل برگزاری آزمون.

توجه: برای دریافت کارت ورود به جلسه، ارائة کارت شناسایی معتبر عکسدار (شناسنامه، گواهینامه، گذرنامه یا کارت ملی) الزامی است.

حوزه‌های امتحانی:

1- آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه در شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، کرمان، ساری، رشت، اهواز، کرمانشاه، زاهدان، زنجان، بندرعباس،ارومیه، اردبیل، همدان و یزد به نشانی که متعاقباً اعلام می‌گردد برگزار می شود، مشروط به اینکه تعداد داوطلبین در هر حوزه امتحانی به حدنصاب لازم برسد. نشانی برگزاری این آزمون در شهر تهران و شهرستان‌ها متعاقباً اعلام خواهد شد.

2- آزمون تحلیل‌گری بازار سرمایه و آزمون معامله گر قراردادهای آتی  در تهران برگزار می‌شود و نشانی محل برگزاری این آزمون ها متعاقباً اعلام می‌گردد.

حوزه‌ امتحانی توسط داوطلب انتخاب می‌شود و داوطلب نمی‌تواند حوزة امتحانی خود را تغییر دهد.

هزینة ثبت‌نام

هزینة ثبت‌نام و شرکت در آزمون برای آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه و آزمون معامله‌‌گر قراردادهای آتی مبلغ 150.000 ریال و برای آزمون تحلیل‌گری بازار سرمایه مبلغ 250.000 ریال است که داوطلب باید به حساب سیبا شمارة 0102092309007 بانک ملی به نام سازمان بورس و اوراق بهادار (قابل واریز در کلیة شعب بانک ملی در سراسر ایران) واریز نماید و اصل فیش واریزی را که بنام داوطلب است، نزد خود نگه دارد. مبلغ واریز شده به هیچ عنوان، حتی در صورت انصراف داوطلب از شرکت در آزمون، عودت نمی‌گردد.

شرایط شرکت در آزمون

1- آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه: داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی مورد تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران در کلیة رشته‌ها.

2- آزمون تحلیل‌گری بازار سرمایه: داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی مورد تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران در کلیة رشته‌ها و داشتن گواهینامة اصول مقدماتی بازار سرمایه در بورس مربوطه.

3-آزمون معامله‌گر قراردادهای آتی: داشتن مدرک اصول مقدماتی بازار سرمایه (اعم از بورس اوراق بهادار و بورس کالا).

نحوه تکمیل فرم ثبت نام

متقاضی با ورود به منوی «ثبت نام» واقع در سایت «اداره امور گواهی نامه های حرفه ای » ابتدا فرم ثبت‌نام را کلیک نموده و پس از مطالعه راهنمای ثبت‌نام و همچنین راهنمای فرم ثبت‌نام،آزمون مورد درخواست را انتخاب و فرم ثبت‌نام آن آزمون را بصورت کامل و دقیق تکمیل نماید. خصوصا لازم است نکات ذیل را مدنظر داشته باشند.

1- متقاضی باید قبلا مبلغ هزینة ثبت‌نام را به حساب مشخص شده، واریز نماید و سپس شماره فیش مربوطه را در فرم ثبت­نام وارد نماید. بدیهی است که ثبت­نام داوطلبان، پس از تایید فیش واریزی قطعی خواهد شد.

2-  هر یک از داوطلبان باید یک قطعه عکس 4×3 تمام رخ با زمینة روشن را به همراه مدرک کارشناسی تحصیلی (یا آخرین مدرک تحصیلی خود) را اسکن و به فرم ثبت نام پیوست نماید.

لازم به ذکر است که بدلیل ثبت نام اینترنتی، به مدارک یا هر گونه درخواست­هایی که به غیر از روش فوق به این اداره ارسال شود، رسیدگی نخواهد شد.

ملاک قبولی در آزمون:

 1-آزمون اصول مقدماتی و تحلیل گری بازار سرمایه: با عنایت به مصوبۀ کمیتۀ امتحانات مورخ 23/03/86، ملاک قبولی هر یک از داوطلبین گروه‌های اصول مقدماتی و تحلیل‌گری بازار سرمایه بشرح ذیل می‌باشد:

« داوطلبینی در این آزمون پذیرفته می‌شوند که نمرۀ کل هر داوطلب بزرگتر یا مساوی میانگین نمرات کل تمام داوطلبان به‌اضافۀ یک انحراف معیار باشد، مشروط براینکه نمرۀ آنها در هر درس برابر یا بزرگتر از نصف میانگین نمرات داوطلبان در آن درس باشد»

2-آزمون معامله گر قراردادهای آتی:

« داوطلبینی در این آزمون پذیرفته می‌شوند که نمرۀ کل هر داوطلب بزرگتر یا مساوی میانگین نمرات کل تمام داوطلبان باشد، مشروط براینکه نمرۀ آنها در هر درس برابر یا بزرگتر از نصف میانگین نمرات داوطلبان در آن درس باشد»

مواد آزمون

مواد آزمون‌های چهارگانه بشرح جدول‌های ذیل ارائه گردیده است

الف:مواد آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه-اوراق بهادار

ردیف

عنوان درس

تعداد سؤالات

ضریب

1

زبان انگلیسی (مقدماتی)

20

2

2

آمار و ریاضیات (مقدماتی)

30

2

3

مدیریت مالی (مقدماتی)

30

3

4

اقتصاد خرد و کلان

30

2

5

مدیریت سرمایه‌گذاری (مقدماتی)

30

4

6

قوانین، مقررات و امور عملیاتی بورس اوراق بهادارمقدماتی

30

4

ب:مواد آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه-کالا

ردیف

عنوان درس

تعداد سؤالات

ضریب

1

زبان انگلیسی (مقدماتی)

20

2

2

آمار و ریاضیات (مقدماتی)

30

2

3

مدیریت مالی (مقدماتی)

30

3

4

اقتصاد خرد و کلان

30

2

5

اقتصاد کالایی (مقدماتی)

30

4

6

قوانین، مقررات و امور عملیاتی بورس کالایی مقدماتی

30

4

 

 

 ج:مواد آزمون تحلیل‌گری بازار سرمایه-اوراق بهادار

ردیف

عنوان درس

تعداد سؤالات

ضریب

1

زبان انگلیسی (پیشرفته)

20

2

2

آمار و ریاضیات (پیشرفته)

30

2

3

مدیریت مالی (پیشرفته)

30

3

4

سیاست‌های پولی و مالی

20

2

5

مدیریت سرمایه‌گذاری (پیشرفته)

30

4

6

قوانین، مقررات و امور عملیاتی بورس اوراق بهادار پیشرفته

30

4

د:مواد آزمون تحلیل‌گری بازار سرمایه-کالا

ردیف

عنوان درس

تعداد سؤالات

ضریب

1

زبان انگلیسی (پیشرفته)

20

2

2

آمار و ریاضیات (پیشرفته)

30

2

3

مدیریت مالی (پیشرفته)

30

3

4

سیاست‌های پولی و مالی

20

2

5

اقتصاد کالایی (پیشرفته)

30

4

6

قوانین، مقررات و امور عملیاتی بورس‌های کالایی پیشرفته

30

4

 د:مواد آزمون معامله‌گر قراردادهای آتی

ردیف

عنوان درس

تعداد سؤالات

ضریب

1

مباحث حوقی و مقرراتی قراردادهای آتی

20

1

2

مبانی قراردادهای آتی

30

1


توضیح: سؤالات آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه (اعم از بورس اوراق بهادار و بورس کالا) در سطح کارشناسی و آزمون‌های تحلیل‌گری و معامله‌گر قراردادهای آتی در سطح کارشناسی ارشد می­باشد.

توجه:جهت اطلاع از سرفصل دروس امتحانی به قسمت مفاد آزمون واقع در سایت ادارۀ امور گواهی‌نامه‌های حرفه‌ای به نشانی http://reg.seo.ir مراجعه شود.

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در پنجشنبه 1387/06/28 و ساعت 14:54 |

  بنام خدا

هوش مصنوعی

تهیه  : بی بی الهام فلاح

دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار دانشگاه پیام نور اردکان


* چكيده

* مقدمه

* هوش مصنوعي چيست؟

* هوش مصنوعي و هوش انساني

* شاخه‌هاي هوش مصنوعي

* سيستم‌هاي خبره

* مزاياي سيستم‌هاي خبره


 چكيده‌:

ـ هدف‌ از اين‌ مقاله‌ آشنائي‌ با هوش‌ مصنوعي‌ به‌ عنوان‌ سمبل‌ و نماد دوران‌ فراصنعتي‌ و نقش‌ و كاربرد آن‌ در صنايع‌ و مؤسسات ‌توليدي‌ مي‌باشد. بدين‌ منظور، اين‌ موضوع‌ در قالب‌ دو مقاله‌ جداگانه‌ و يا دو بخش‌ ارائه‌ مي‌شود. در (بخش‌ اول‌) هوش‌ مصنوعي‌ مورد مطالعه‌ قرار مي‌گيرد و سئوالاتي‌ نظير اين‌ كه‌ هوش‌ مصنوعي ‌چيست‌؟ تفاوت‌ هوش‌مصنوعي‌ و هوش‌ (طبيعي‌ (انساني درچيست‌؟ شاخه‌هاي‌ عمده‌ هوش‌ مصنوعي‌ كدامند؟ و نهايتأ، اجزاي‌ هوش‌ مصنوعي‌ نيز تشريح‌ مي‌شود. در بخش‌ دوم‌،كاربردهاي‌ هوش‌ مصنوعي ‌در صنايع‌ و مؤسسات‌ توليدي‌، بخصوص‌ در زمينه ‌سيستم‌هاي‌ خبره‌ و آدمواره‌ها مورد مطالعه وتجزيه‌ و تحليل‌ قرارمي‌گيرد.

مقدمه‌:

دهه‌هاي‌ آغازين‌ سده‌ بيستم‌ ميلادي‌، دوران‌ پيشرفت‌ شگرف‌صنعتي‌ بود ‌.

به‌ نظر مي‌رسد كه‌ سمبل‌ دوران‌ فراصنعتي‌ و نماد فرآورده‌هاي‌بي‌همتاي‌ قرن‌ آينده‌«هوش‌ مصنوعي‌»(1) است‌. امروزه‌ موضوع‌هوش‌ مصنوعي‌ داغ‌ترين‌ بحث‌ ميان‌ كارشناسان‌ دانش‌ رايانه‌ واطلاعات‌ و ديگر دانشمندان‌ و تصميم‌گيرندگان‌ است‌. در سراسرتاريخ‌ تا به‌ امروز انسان از جنبه‌ تن‌ و روان‌، مركز و محور بحث‌ها و پژوهش‌ها بوده‌ است‌. ولي‌ اكنون‌ موجودي‌ با رتبه‌اي‌ پائين‌تر،بي‌جان‌ و ساختگي‌ مي‌خواهد جانشين‌ او شود، امري‌ كه‌ بدون‌ شك‌ مي‌توان‌ ادعا نمود بيشتر انسان‌ها با آن‌ مخالفند.
هوش‌ مصنوعي‌ چنانچه‌ به‌ هدف‌هاي‌ والاي‌ خود برسد، جهش‌بزرگي‌ در راه‌ دستيابي‌ بشر به‌ رفاه‌ بيشتر و حتي‌ ثروت‌ افزون‌ترخواهد بود. هم‌ اكنون‌ نمونه‌هاي‌ خوب‌ و پذيرفتن‌ از هوش‌ مصنوعي‌در دنياي‌ واقعي‌ ما به‌ كار افتاده‌ است‌. چنين‌ دستاوردهايي‌، صرف‌منابع‌ لازم‌ در آينده‌ را همچنان‌ توجيه‌ خواهد كرد.

از سوي‌ ديگر، منتقدين‌ هوش‌ مصنوعي‌ چنين‌ استدلال‌ مي‌كنندكه‌ صرف‌ زمان‌ و منابع‌ ارزشمندديگر در راه‌ ساخت‌ فراورده‌اي‌ كه‌پر از نقص‌ و كاستي‌ ودست‌آوردهاي‌ مثبت‌ اندكي‌ است‌، مايه‌ بدنام‌ كردن‌ و زير پا گذاشتن‌توانمندي‌ها و هوشمندي‌هاي‌انسان‌ مي‌باشد. تلخ‌ترين‌ انتقادهابر اين‌ باور است‌ كه‌ هوش‌مصنوعي‌، توهين‌ آشكار به‌ گوهر طبيعت‌ و نقش‌ انسان‌ است‌.

هوش‌ مصنوعي‌ چيست‌؟

تلاش‌ در راه‌ برخوردار نمودن‌ رايانه‌ از توانائيهاي‌ شناخت‌ وتقليد جنبه‌هاي‌ هوشي‌ انسان‌ از دهه‌ 1950 ميلادي‌ آغاز شده‌ است‌.در سال‌ 1956 ميلادي‌، گروهي‌ از دانشمندان‌ از جمله‌ ماروين‌مينسكي‌(2) (از دانشگاه‌ فني‌ ماساچوست‌)، كلود شانن(3) (ازآزمايشگاه‌ نامدار بل‌) و جان‌ مك‌كارتي‌(4) (از دانشگاه‌ دارت‌موت‌(همايش‌ در دارت‌ موت‌ (5)كانادا برگزار نمودند تا در اين‌زمينه‌ به‌ گفتگو بپردازند. جان‌ مك‌ كارتي‌ دانشيار كرسي‌ رياضي‌دانشگاه‌ و ميزبان‌ همايش‌، عنوان‌ هوش‌ مصنوعي‌) را بر اين‌ نشست‌نهاد.از آن‌ زمان‌ تاكنون‌ ميان‌ دانشمندان‌ و خبرگان‌ آگاه‌ همچنان‌بحث‌ در مفهوم‌ هوش‌ مصنوعي‌ جريان‌ دارد.

هوش‌ مصنوعي‌ را كوششهايي‌ تعريف‌ مي‌كنند كه‌ در پي‌ ساختن‌نظامهاي‌ رايانه‌اي‌ )سخت‌افزار و نرم‌افزار) است‌ كه‌ رفتاري‌ انسان‌ وارداشته‌ باشند. چنين‌ نظامهايي‌ توان‌ يادگيري‌ زبانهاي‌ طبيعي‌، انجام‌وظيفه‌هاي‌ انساني‌ به‌ صورت‌ آدمواره‌ (ربات‌) و رقابت‌ با خبرگي‌ و توان‌تصميم‌گيري‌ انسان‌ را دارند.
يك‌ سيستم‌ هوش‌ مصنوعي‌ به‌ راستي‌ (نه‌ مصنوعي‌ (و )نه‌هوشمند (است‌. بلكه‌ دستگاهي‌ است‌ هدف‌گرا كه‌ مشكل‌ را به‌ روش‌ مصنوعي‌ حل‌مي‌كند اين‌ سيستم‌ها بر پايه‌ دانش‌، تجربه‌ و الگوهاي‌ استدلايي‌ انسان‌بوجود آمده‌اند.

سيستم‌هاي‌ هوش‌ مصنوعي‌ مانند كتاب‌ با ديگر آثار فكري‌ انسان‌مي‌باشند، تا زماني‌ كه‌ نوشته‌ نشوند معلوماتي‌ در خود ندارند. پس‌ از آماده‌شدن‌ نيز نمي‌توانند چيزي‌ تازه‌ بسازند و يا راه‌حل‌ نويني‌ ابداع‌ كنند.سيستم‌هاي‌ هوشمند، تنها و توانايي‌هاي‌ كارشناسان‌ را بالا مي‌برند وهرگز نمي‌توانند جانشين‌ آنها شوند. اين‌ سيستم‌ها فاقد عقل‌ سليم‌ هستند.

هوش‌ مصنوعي‌ و هوش‌ انساني‌:

براي‌ شناخت‌ هوش‌ مصنوعي‌ شايسته‌ است‌ تا تفاوت‌ آن‌ را با هوش‌انساني‌ به‌ خوبي‌ بدانيم‌. مغز انسان‌ از ميلياردها سلول‌ يا رشته‌ عصبي‌درست‌ شده‌ است‌ و اين‌ سلول‌ها به‌ صورت‌ پيچيده‌اي‌ به‌ يكديگرمتصل‌اند. شبيه‌سازي‌ مغز انسان‌ مي‌تواند از طريق‌ سخت‌افزار يا نرم‌افزارانجام‌ گيرد. تحقيقات‌ اوليه‌ نشان‌ داده‌ است‌ شبيه‌سازي‌ مغز، كاري‌مكانيكي‌ و ساده‌ مي‌باشد. براي‌ مثال‌، يك‌ كرم‌ داراي‌ چند شبكه‌ عصبي‌است‌. يك‌ حشره‌ حدود يك‌ ميليون‌ رشته‌ عصبي‌ دارد و مغز انسان‌ ازهزار ميليارد رشته‌ عصبي‌ درست‌ شده‌ است‌. با تمركز و اتصال‌ رشته‌هاي‌عصبي‌ مصنوعي‌ مي‌توان‌ واحد هوش‌ مصنوعي‌رادرست‌كرد.

هوش‌ انساني‌ بسيار پيچيده‌تر و گسترده‌تر از سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌است‌ و توانمنديهاي‌ برجسته‌اي‌ مانند: استدلال‌، رفتار، مقايسه‌، آفرينش‌و بكار بستن‌ مفهومها را دارد.

هوش‌ انساني‌ توان‌ ايجاد ارتباط ميان‌ موضوع‌ها و قياس‌ ونمونه‌ سازيهاي‌ تازه‌ را دارد. انسان‌ همواره‌ قانون‌هاي‌ تازه‌اي‌ مي‌سازد و ياقانون‌ پيشين‌ را در موارد تازه‌ بكار مي‌گيرد. توانايي‌ بشر در ايجادمفهوم‌هاي‌ گوناگون‌ در دنياي‌ پيرامون‌ خود، از ويژگي‌هاي‌ ديگر اوست‌.مفهوم‌هاي‌ گسترده‌اي‌ همچون‌ روابط علت‌ و معلولي‌، رمان‌ و يامفهوم‌هاي‌ ساده‌تري‌ مانند گزينش‌ وعده‌هاي‌ خوراك‌ (صبحانه‌، ناهار وشام) را انسان‌ ايجاد كرده‌ است‌. انديشيدن‌ در اين‌ مفهوم‌ها و بكاربستن‌آنها، ويژه‌ رفتار هوشمندانه‌ انسان‌ است‌.
هوش‌ مصنوعي‌ در پي‌ ساخت‌ دستگاههايي‌ است‌ كه‌ بتوانندتوانمندهاي‌ ياد شده‌ (استدلال‌، رفتار، مقايسه‌ و مفهوم‌ آفريني‌) را از خودبروز دهند. آنچه‌ تاكنون‌ ساخته‌ شده‌ نتوانسته‌ است‌ خود را به‌ اين‌ پايه‌برساند، هر چند سودمندي‌هاي‌ فراواني‌ به‌ بار آورده‌ است‌.

يكي‌ از علل‌ رويارويي‌ با مقوله‌ هوش‌ مصنوعي‌،ناشي‌ از نام‌گذاري‌ نامناسب‌ آن‌ مي‌باشد. چنانچه‌ جان‌ مك‌كارتي‌ در سال‌1956 ميلادي‌ آن‌ را چيزي‌ مانند «برنامه‌ريزي‌ پيشرفته‌» ناميده‌ بود شايد جنگ‌ و جدلي‌ در پيرامون‌ آن‌ رخ‌ نمي‌داد.

 شاخه‌هاي‌هوش‌مصنوعي‌:

هوش‌ مصنوعي‌ به‌ تعدادي‌ ميدانهاي‌ فرعي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌ و سعي‌دارد تا سيستم‌ها و روشهايي‌ را ايجاد كند كه‌ بطور تقليدي‌ مانند هوش‌ ومنطق‌ تصميم‌گيرندگان‌ عمل‌ نمايد.

سه‌ شاخه‌ اصلي‌ هوش‌ مصنوعي‌ عبارتند از: سيستم‌هاي‌خبره‌(ES)، آدمواره‌‌ها و پردازش‌ زبان‌ طبيعي‌ كه‌ در زير به‌صورت‌ تصويري‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌.

گذری بر سیستم‌های خبره Expert Systems


اگر بخواهیم سیستم‌های خبره (Expert Systems) را در یک جمله توصیف کنیم باید بگوییم که این سیستم‌ها به‌طور کلی برنامه‌هایی هستند که قادرند همانند انسان مسایل خاصی را استدلال کنند. این سیستم‌ها برای استدلال، از الگوهای منطقی خاصی استفاده می‌کنند که مشابه همان کاری است که انسان در زمان حل یک مسئله عمل می‌کند. در واقع همان‌طور که انسان برای حل یک مسئله، تعقل یا اندیشه می‌کند، سیستم‌های خبره نیز برای این کار به الگوها و راه و روش‌هایی متوسل می‌شوند که انسان برای آن‌ها مشخص کرده است، بنابراین چون از منطق بشری استفاده می‌کنند می‌توان گفت که تا حدودی همانند انسان فکر می‌کنند. به همین دلیل همواره واژه دیگری نیز معادل سیستم‌های خبره در ادبیات مربوط به هوش مصنوعی آورده می‌شود که به آن سیستم‌های مبتنی بر دانش (KnowLedge Based System) گفته می‌شود. در واقع دلیل این نام‌گذاری، یکسان بودن معلومات مورد استفاده توسط این سیستم‌ها در حل مسایل با معلومات مورد استفاده یک انسان متبحر در یک رشته برای حل مسایل حوزه مربوطه است.

هرچند دو واژه سیستم‌های خبره و سیستم‌های مبتنی بر دانش در متون هوش مصنوعی همواره مترادف یکدیگر در نظر گرفته می‌شوند، اما در کنار هم قرار گرفتن این دو گسترده‌ترین کاربرد دنیای هوش مصنوعی را به خود اختصاص می‌دهد. در واقع سیستم‌های خبره‌ای که به دلیل استفاده از دانش بشری قادر به استدلال و حل مسایل باشند بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شاخه هوش مصنوعی به شمار می‌رود. یک واژه مهم دیگر در سیستم‌های خبره «دامنه وظیفه» یا همان Task Domain است. به این مفهوم که دامنه همان ناحیه یا گستره‌ای است که یک سیستم خبره در آن زمینه فعالیت می‌کند و وظیفه (Task) هدف یا کاری است که این سیستم خبره باید انجام دهد. مثلا علوم پزشکی، هوانوردی و معماری می‌توانند به‌عنوان دامنه‌های وظایفی چون تشخیص بیماری، زمان‌بندی پرواز و طراحی ساختمان مورد استفاده سیستم‌های خبره مربوطه قرار گیرند.

مهندسی دانش

یکی از مباحث اساسی و جالب توجه در حوزه سیستم‌های خبره، روشی است که برای ساختن این‌گونه سیستم‌ها به کار گرفته می‌شوند. به‌طور کلی به مراحل ساخت یک سیستم خبره، مهندسی دانش (KnowLedge Engineering) گفته می‌شود. چراکه سازنده یک سیستم خبره باید از وجود همه اطلاعات و علوم لازم در یک حوزه برای حل یک مسئله مربوط به آن حوزه اطمینان لازم را کسب کند. پس از مشخص کردن دامنه دانش مورد نیاز برای انتقال به یک کامپیوتر، سازنده سیستم خبره یا در اصطلاح همان مهندس دانش (KnowLedge Engineer) باید روش ثبت و نگهداری این علوم و اطلاعات را در کامپیوتر مشخص کند. به مرحله انتقال علوم جمع‌آوری شده در یک حوزه به کامپیوتر و نحوه چیدمان این علوم در آن‌جا «نمایش دانش» یا (KnowLedge Representation) گفته می‌شود. اما در مرحله بعد یعنی زمانی که یک کامپیوتر باید از اطلاعات و دانش ثبت شده در حافظه خود برای استدلال و حل یک مسئله استفاده کند، باید متد یا روشی وجود داشته باشد که بتواند مسئله مورد نظر را درک کرده و آن‌گاه از بین انبوه اطلاعات و علوم موجود و یا از ترکیب آن‌ها با یکدیگر راه‌حل مسئله را کشف کند. در این‌جا نقش سازنده یک سیستم خبره در معرفی روشی برای استفاده از معلومات ثبت شده برای حل مسایل بسیار مهم است. این روش به هر شکلی که باشد به‌عنوان «متد یا شیوه استدلال» (Reasoning Method) شناخته می‌شود.

اجزای سازنده
با توجه به مطالب فوق، یک سیستم خبره حداقل از دو قسمت اساسی تشکیل شده که یکی مبنا و هسته علمی آن یا همان KnowLedge Base (KB) است و دیگری، ماژول استدلال که Reasoning Engine نام دارد. برای اینکه یک سیستم خبره بتواند توانایی استدلال خوبی داشته باشد باید از مبنای علمی (KB) جامعی بهره‌مند باشد. یک KB جامع قاعدتا باید شامل دو دسته اطلاعات علمی در یک زمینه باشد. دسته اول شامل اطلاعاتی است که صد درصد پشتوانه علمی تئوری مرتبط با آن موضوع داشته و شامل اصول یا جزئیات مکتوب، رسمی و شناخته شده آن علم است که در بسیاری از منابع آن حوزه علمی مثل کتاب‌ها، دانشگاه‌ها و... مورد تایید قرار گرفته است. به این دسته از اطلاعات علمی، دانش مستند (Factual KnowLedge) گفته می‌شود. اما دسته دوم، آن‌هایی هستند که کمتر خاصیت مستند علمی داشته و بیشتر دارای پشتوانه تجربی (Experimental) منحصر به‌یک شخص یا گروه خاص یا طبق یک تئوری یا تشخیص غیررسمی است که به آن (Heuristic KnowLedge) گفته می‌شود.
به شیوه سامان‌دهی و چیدمان اطلاعات علمی در یک سیستم خبره، نمایش (Representation) گفته می‌شود. یکی از روش‌های معمول این نمایش روشی است به نام قاعده تولید (Production Rule) که دارای زنجیره‌ای از دستورات شرطی با ساختار آشنای برنامه‌نویسان یعنی IF-THEN است. در این روش اطلاعات مربوط به یک حوزه به‌صورت یک ساختار درختی که دارای یک سری دستورات IF-THEN ساده یا ترکیبی است در سیستم قرار داده می‌شود.
به سیستم‌های خبره‌ای که علوم مربوط به خود را به این روش نگهداری می‌کنند سیستم‌های مبتنی بر قاعده (Rule Based System) می‌گویند. اما یکی دیگر از انواع پرکاربرد نمایش اطلاعات در سیستم‌های خبره روشی است که در آن علوم به‌صورت یک موجودیت (Entity) که دارای نام، خواص و روابط با موجودیت‌های دیگر است نمایش داده می‌شود. در این روش علوم موجود در یک موضوع خاص می‌توانند در یک موجودیت مشخص قرار گرفته و از درون خود موجودیت‌های کوچک‌تر دیگری را که می‌توانند مشمول خود کنند، تشکیل دهند. به‌عنوان مثال در یک سیستم تشخیص پزشکی شاید بتوان هر یک از اعضای بدن را در یک موجودیت جداگانه با نام و خواص معلوم قرار داده و آن‌گاه هرچند موجودیت را به یک موجودیت سطح بالاتر مثل دستگاه عصبی، گوارش و... و یا چند موجودیت سطح پایین‌تر مثل اعضای تشکیل‌دهنده مانند (بافت، رگ، عصب و...) تقسیم‌بندی و به یکدیگر متصل کرد.
به هر یک از این موجودیت‌ها در ساختار علمی یک سیستم خبره، واحد (Unit) گفته می‌شود.

اما همان‌طور که گفتیم جزء اساسی دوم یک سیستم خبره، موتور استدلال یا مدل حل مسئله (Problem Solving Model) یا پارادایم (Paradigm) آن سیستم است که وظیفه سامان‌دهی و کنترل مراحل حل مسئله را به عهده دارد. یکی از متدهای بسیار معمول و ساده پیاده‌سازی یک پارادایم یا موتور استدلال روشی است همانند روش مبتنی بر قاعده (Rule Based) در ماژول مربوط به نگهداری اطلاعات علمی در آن سیستم خبره.
بدین معنی که زنجیره‌ای از دستورات IF-THEN در پارادایم وجود دارد که با بررسی و انطباق اصول و جزئیات صورت‌مسئله با اصول و جزئیات علمی موجود در KnowLedge Base در قسمت IF می‌تواند راه‌حل یک مسئله را در قسمت THEN آن زنجیره پیدا کند.
به این روش استدلال و یافتن راه‌حل مسئله در یک سیستم خبره، زنجیره کردن مستقیم دستورات IF-THEN (forward Chaining) گفته می‌شود. البته در برخی سیستم‌های خبره امروزی خاصیتی عکس زنجیره کردن مستقیم و در واقع استدلال معکوس نیز وجود دارد، بدین معنی که این سیستم خبره قادر است با دریافت راه‌حل و جواب یک مسئله صورت آن را پیدا کند. به‌‌عنوان مثال در یک سیستم خبره تشخیص بیماری، استدلال معکوس می‌تواند به‌صورت دریافت نوع بیماری و بیان علایم مربوط به آن عمل کند. به این قابلیت استدلال معکوس، Backward Chaining گفته می‌شود.
سیستم‌های خبره در یک نگاه
حال که با مفهوم و چگونگی ساختار سیستم‌های خبره آشنا شدیم بد نیست نگاهی اجمالی به برخی ویژگی‌های این سیستم‌ها بیندازیم که تفصیل هر کدام از آن‌ها از ظرفیت تنها یک مقاله خارج است.
کاربرد: اصولا یک سیستم خبره را برای رسیدن به دو منظور می‌سازند: اول اینکه این سیستم باید بتواند به یک شخص حرفه‌ای در یک زمینه برای رسیدن به هدفش کمک برساند و در مواقع مهم در تصمیم‌گیری یا تشخیص به وی کمک کند که در این صورت به آنSupport Decision گفته می‌شود مثل همان سیستم‌های خبره‌ای که در امور پزشکی طراحی شده‌اند.
دوم اینکه این سیستم باید بتواند در یک زمینه خاص، خود تصمیم‌گیری و به آن عمل کند. در واقع در این روش، یک سیستم خبره به یک شخص مبتدی یا غیرحرفه‌ای می‌گوید که چه کاری باید انجام دهد (Decision Making). سیستم‌های خبره‌ای که در زمینه‌های صنعتی وجود دارند نمونه خوبی از این نوع به حساب می‌آیند.
 هدف: با استفاده از یک سیستم خبره می‌توان اطلاعات علمی و حرفه‌ای مربوط به یک رشته تخصصی را ثبت و در مجامع مربوطه به آن توزیع کرد، کیفیت انجام کارهای حرفه‌ای را با اطمینان از عدم اشتباه سیستم افزایش داد و در نهایت توانایی افراد مبتدی را به‌تدریج در اثر کار با یک سیستم خبره افزایش داده و آن‌ها را به تبحر حرفه‌ای خود نزدیک‌تر کرد.
توانایی
به‌طور کلی توانایی محسوس یا نامحسوس یک سیستم خبره را می‌توان به عناوین زیر خلاصه کرد:

)   -1تشخیص مشکل (صورت‌مسئله

2-  تشخیص راه‌حل‌ها و انتخاب از بین آن‌‌ها

3- توصیف و استدلال راه‌حل انتخاب شده

4- تعامل با اطلاعات ناقص برای کسب یا یافتن اطلاعات کامل‌تر

5- امکان ثبت و بازسازی همه مراحل حل یک مسئله

سیستم‌های خبره، دیروز و امروز

دهه 1950 و 1960 را می‌توان آغازی بر به‌وجود آمدن برنامه‌های کامپیوتری هوشمند (بر اساس هوش مصنوعی) به حساب آورد.
در طی همین سال‌ها بود که تئوری جدیدی به نام Heuristics که بعدا به سیستم‌های خبره تغییر هویت داد، مطرح شد. این تئوری در واقع روشی بود برای یافتن یک راه‌حل از بین چند راه‌حل موجود برای یک مسئله بخصوص.
پس از چندی نیز خبر از به‌وجود آمدن یک زبان برنامه‌نویسی جدید به نام LISP (LIST Processing) به میان آمد. این زبان برنامه‌نویسی قابلیت بسیار مناسبی در پردازش انواع ساختارهای اطلاعاتی (Data Structures) به‌خصوص ساختار Link List داشت و از همین‌رو قادر بود تا برنامه‌هایی که بر اساس پردازش زنجیره‌ای و سلسله‌مراتبی اطلاعات کار می‌کنند (مثل برنامه‌های هوش مصنوعی و سیستم‌های خبره) را بسازد.
اما در دهه هفتاد تحقیقات و دستاوردهای هوش مصنوعی به‌سمت مسایل علمی‌تر و به‌خصوص شاخه‌هایی از علم که تاثیر بیشتری در زندگی عامیانه مردم داشت گرایش یافت. به‌عنوان مثال در این ایام برنامه‌ای با نام Dendral (دندرال) نوشته شد که می‌توانست ساختار مولکولی ترکیبات شیمیایی را مشخص کند. پس از آن برنامه دیگری به‌نام Macsyma (ماکسیما) ابداع شد که می‌توانست مسایل ریاضی را حل کند. به‌طور کلی برنامه‌هایی که در این دهه در زمینه هوش مصنوعی با گرایش سیستم‌های خبره نوشته شد، مبتنی بر فناوری و روش‌های جست‌وجو (Search Technique) بود، بنابراین اثر کمتری از متد استدلال علمی و حل مسایل بر اساس مبنای علمی آن‌ها (KnowLedge Base) دیده می‌شد. در این دوران خبر از پیدایش یک زبان برنامه‌نویسی به نام PROLOG (Programming Logic) به میان آمد که علاوه بر دارا بودن قابلیت‌های زبان LISP، به دلیل مشابه بودن دستورات و ساختار آن با زبان انگلیسی، از محبوبیت زیادی در ساخت برنامه‌های هوش مصنوعی برخوردار شد.

اما دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد میلادی را می‌توان سرآغازی بر سیستم‌های خبره مدرن امروزی به حساب آورد. در این دوره بود که سیستم‌هایی بر اساس آنالیز دانش روز بشر ابداع شد. به‌عنوان مثال در این ایام بود که Mycin یک برنامه کامپیوتری برای کمک به پزشکان در تشخیص آزمایش خون و بیماری افراد کمک کرده و نسخه پیشنهادی مناسب با آن را ارایه می‌کرد یا مثلا R1 نام سیستم خبره دیگری بود که توسط کمپانی Digital Equipment Co نوشته شد و وظیفه آن جمع‌آوری اطلاعات مربوط به نیاز مشتریان و ارایه بهترین سیستم کامپیوتری و لوازم جانبی آن، منطبق با نیاز هر مشتری بود. در حال حاضر نیز کاربرد سیستم‌های خبره در بسیاری از شاخه‌های صنعت به وضوح دیده می‌شود. در بسیاری از سیستم‌های تشخیص خطا و بحران در سیستم‌های صنعتی، برخی سیستم‌های مربوط به تعمیر نگهداری و برنامه‌ریزی در صنایع هوایی، سیستم‌های مربوط به تحقیقات در مواد شیمیایی و دارویی، پزشکی و مالی، نرم‌افزارهای ویژه طراحی مهندسی صنعتی و هر برنامه‌ای که مبتنی بر دانش بشری در هر یک از شاخه‌های علوم باشد، به نوعی استفاده از الگوریتم‌ها و روش‌های یک سیستم خبره به وضوح مشاهده می‌شود.

سيستم‌هاي‌خبره‌:

سيستم‌هاي‌ خبره‌، برنامه‌هاي‌ كاميپوتري‌ هوشمندي‌ هستند كه‌ دانش‌و روشهاي‌ استنباط و استنتاج‌ را بكار مي‌گيرند تا مسائلي‌ را حل‌ كنند كه‌براي‌ حل‌ آن‌ها به‌ مهارت‌ انساني‌ نياز است‌.

سيستم‌هاي‌ خبره‌ كاربر را قادر به‌ مشاوره‌ با سيستم‌هاي‌ كامپيوتري‌در مورد يك‌ مسئله‌ و يافتن‌ دلايل‌ بروز مسئله‌ و راه‌حل‌هاي‌ آن‌ مي‌كند.در اين‌ حالات‌ مجموعه‌ سخت‌افزار و نرم‌افزار تشكيل‌ دهنده‌ سيستم‌خبره‌، مانند فرد خبره‌ اقدام‌ به‌ طرح‌ سئوالات‌ مختلف‌ و دريافت‌پاسخ‌هاي‌ كاربر، مراجعه‌ به‌ پايگاه‌ دانش‌ (تجربيات‌ قبلي‌) و استفاده‌ ازيك‌ روش‌ منطقي‌ براي‌ نتيجه‌گيري‌ و نهايتا ارائه‌ راه‌حل‌ مي‌نمايد.همچنين‌ سيستم‌ خبره‌ قادر به‌ شرح‌ مراحل‌ نتيجه‌گيري‌ خود تا رسيدن‌ به‌هدف‌)چگونگي‌ نتيجه‌گيري‌(و دليل‌ مطرح‌ شدن‌ يك‌ سئوال‌ اجرايي‌)روش‌ حركت‌ تا رسيدن‌ به‌ هدف‌(خواهد بود.

سيستم‌هاي‌ خبره‌ برخلاف‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ كه‌ بر روي‌ داده‌ها(Data) عمل‌ مي‌كنند، بر دانش‌ (Knowledge) متمركز شده‌ است‌. همچنين‌ دريك‌ فرآيند نتيجه‌گيري‌، قادر به‌ استفاده‌ از انواع‌ مختلف‌ داده‌ها )عددي‌Digital، نمادي‌ Symbolic و مقايسه‌اي‌ Analoge( مي‌باشند. يكي‌ ديگر ازمشخصات‌ اين‌ سيستم‌ها استفاده‌ از روشهاي‌ ابتكاري‌ (Heuristic) به‌ جاي‌روشهاي‌ الگوريتمي‌ مي‌باشد. اين‌ توانايي‌ باعث‌ قرار گرفتن‌ محدودوسيعي‌ از كاربردها در برد عملياتي‌ سيستم‌هاي‌ خبره‌ مي‌شود. فرآيندنتيجه‌گيري‌ در سيستم‌هاي‌ خبره‌ بر روشهاي‌ استقرايي‌ و قياسي‌ پايه‌گذاري‌شده‌ است‌. از طرف‌ ديگر اين‌ سيستم‌ها مي‌توانند دلايل‌ خود در رسيدن‌به‌ يك‌ نتيجه‌گيري‌ خاص‌ و يا جهت‌ و مسير حركت‌ خود به‌ سوي‌ هدف‌را شرح‌ دهند. با توجه‌ به‌ توانايي‌ اين‌ سيستم‌ها در كار در شرايط فقدان‌اطلاعات‌ كامل‌ و يا درجات‌ مختلف‌ اطمينان‌ در پاسخ‌ به‌ سئوالات‌ مطرح‌شده‌، سيستم‌هاي‌ خبره‌ نماد مناسبي‌ براي‌ كار در شرايط عدم‌ اطمينان‌(Uncertainty) و يا محيطهاي‌ چند وجهي‌ مي‌باشند.

 مزاياي‌سيستم‌هاي‌خبره:

مزاياي‌ سيستم‌هاي‌ خبره‌ را مي‌توان‌ به‌ صورت‌ زير دسته‌بندي‌ كرد:

1-افزايش قابليت‌ دسترسي‌: تجربيات‌ بسياري‌ از طريق‌ كامپيوتر دراختيار قرار مي‌گيرد و به‌ طور ساده‌تر مي‌توان‌ گفت‌ يك‌ سيستم‌ خبره‌،توليد انبوه‌ تجربيات‌ است‌.

2-كاهش‌هزينه‌:هزينه‌كسب‌تبه‌براي‌كاربربه‌طورزيادي‌كاهش‌مي‌يابد.

3-
كاهش‌ خطر: سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند در محيطهايي‌ كه‌ ممكن‌ است‌براي‌ انسان‌ سخت‌ و خطرناك‌ باشد نيز بكار رود.

4-دائمي‌ بودن‌: سيستم‌هاي‌ خبره‌ دائمي‌ و پايدار هستند. بعبارتي‌ مانندانسان‌ها نمي‌ميرند و فنا ناپذيرند.

5-تجربيات‌ چندگانه‌: يك‌ سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند مجموع‌ تجربيات‌ وآگاهي‌هاي‌ چندين‌ فرد خبره‌ باشد.

6-افزايش‌ قابليت‌ اطمينان‌: سيستم‌هاي‌ خبره‌ هيچ‌ وقت‌ خسته‌ وبيمار نمي‌شوند، اعتصاب‌ نمي‌كنند و يا عليه‌ مديرشان‌ توطئه‌ نمي‌كنند، درصورتي‌ كه‌ اغلب‌ در افراد خبره‌ چنين‌ حالاتي‌ پديد مي‌آيد.

7-قدرت‌ تبيين‌ (Explanation): يك‌ سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند مسير و مراحل‌استدلالي‌ منتهي‌ شده‌ به‌ نتيجه‌گيري‌ را تشريح‌ نمايد. اما افراد خبره‌ اغلب‌اوقات‌ بدلايل‌ مختلف‌ (خستگي‌، عدم‌ تمايل‌ و…) نمي‌توانند اين‌ عمل‌ رادر زمانهاي‌ تصميم‌گيري‌ انجام‌ دهند. اين‌ قابليت‌، اطمينان‌ شما را در موردصحيح‌ بودن‌ تصميم‌گيري‌ افزايش‌ مي‌دهد.

8-پاسخ‌دهي‌سريع‌:سيستم‌ها ي‌خبره‌،سريع‌ودراسرع‌وقت‌جواب‌مي‌دهند.

9-پاسخ‌دهي‌ در همه‌ حالات‌: در مواقع‌ اضطراري‌ و مورد نياز،ممكن‌ است‌ يك‌ فرد خبره‌ بخاطر فشار روحي‌ و يا عوامل‌ ديگر، صحيح‌تصميم‌گيري‌ نكند ولي‌ سيستم‌ خبره‌ اين‌ معايب‌ را ندارد.

10-پايگاه‌ تجربه‌: سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند همانند يك‌ پايگاه‌ تجربه‌عمل‌ كند وانبوهي‌ از تجربيات‌ را در دسترس‌ قرار دهد.

11-آموزش‌ كاربر: سيستم‌ خبره‌ مي‌تواند همانند يك‌ خودآموز هوش‌(Intelligent Tutor) عمل‌ كند. بدين‌ صورت‌ كه‌ مثالهايي‌ را به‌ سيستم‌ خبره‌مي‌دهند و روش‌ استدلال‌ سيستم‌ را از آن‌ مي‌خواهند.

12-
سهولت‌ انتقال‌ دانش‌: يكي‌ از مهمترين‌ مزاياي‌ سيستم‌ خبره‌،سهولت‌ انتقال‌ آن‌ به‌ مكان‌هاي‌ جغرافيايي‌ گوناگون‌ است‌. اين‌ امر براي‌توسعه‌كشورهايي‌كه‌ استطاعت‌ خريد دانش‌ متخصصان‌راندارند،مهم‌است ‌.


 « هوش مصنوعی، دانش ساختن ماشين‌‌ ها يا برنامه‌های هوشمند است. »

   همانگونه كه از تعريف فوق-كه توسط يكی از بنيانگذاران هوش مصنوعی ارائه شده است- برمی‌آيد،حداقل به دو سؤال بايد پاسخ داد:
1ـ هوشمندی چيست؟
2ـ برنامه‌های هوشمند، چه نوعی از برنامه‌ها هستند؟

تعريف ديگری كه از هوش مصنوعی می‌توان ارائه داد به قرار زير است:
« هوش مصنوعی، شاخه‌ايست از علم سكامپيوتر كه ملزومات محاسباتی       اعمالی همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و   يادگيری(learning) را بررسی كرده و سيستمی جهت انجام چنين اعمالی    ارائه می‌دهد

و در نهايت تعريف سوم هوش مصنوعی از قرار زير است:
   «هوش مصنوعی، مطالعه روش‌هايی است برای تبديل كامپيوتر به ماشينی كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.»

   به اين ترتيب می‌توان ديد كه دو تعريف آخر كاملاً دو چيز را در تعريف نخست واضح كرده‌اند.
1ـ منظور از موجود يا ماشين هوشمند چيزی است شبيه انسان.
2ـ ابزار يا ماشينی كه قرار است محمل هوشمندی باشد يا به انسان شبيه شود، كامپيوتر است.

   هر دوی اين نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آيا تنها اين نكته كه هوشمندترين موجودی كه می‌شناسيم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهيم؟ حداقل اين نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبه‌های ادراك انسان همچون ديدن و شنيدن كاملاً ضعيف‌تر از موجودات ديگر است.

   علاوه بر اين، كامپيوترهای امروزی با روش‌هايی كاملاً مكانيكی(منطقی) توانسته‌اند در برخی جنبه‌های استدلال، فراتر از توانايی‌های انسان عمل كنند.

   بدين ترتيب، آيا می‌توان در همين نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعی تنها نوعی دغدغه علمی يا كنجكاوی دانشمندانه است و قابليت تعمق مهندسی ندارد؟(زيرا اگر مهندسی، يافتن روش‌های بهينه انجام امور باشد، به هيچ رو مشخص نيست كه انسان اعمال خويش را به گونه‌ای بهينه انجام می‌دهد). به اين نكته نيز باز خواهيم گشت.

   اما همين سؤال را می‌توان از سويی ديگر نيز مطرح ساخت، چگونه می‌توان يقين حاصل كرد كه كامپيوترهای امروزين، بهترين ابزارهای پياده‌سازی هوشمندی هستند؟

   رؤيای طراحان اوليه كامپيوتر از بابيج تا تورينگ، ساختن ماشينی بود كه قادر به حل تمامی  مسائل باشد، البته ماشينی كه در نهايت ساخته شد(كامپيوتر) به جز دسته ای خاص از مسائل قادر به حل تمامی مسائل بود. اما نكته در اينجاست كه اين «تمامی مسائل» چيست؟ طبيعتاً چون طراحان اوليه كامپيوتر، منطق‌دانان و رياضيدانان بودند، منظورشان تمامی مسائل منطقی يا محاسباتی بود. بدين ترتيب عجيب نيست، هنگامی كه فون‌نيومانسازنده اولين كامپيوتر، در حال طراحی اين ماشين بود، كماكان اعتقاد داشت برای داشتن هوشمندی شبيه به انسان، كليد اصلی، منطق(از نوع به كار رفته در كامپيوتر) نيست، بلكه احتمالاً چيزی خواهد بود شبيه ترموديناميك!

       به هرحال، كامپيوتر تا به حال به چنان درجه‌ای از پيشرفت رسيده و چنان سرمايه‌گذاری عظيمی برروی اين ماشين انجام شده است كه به فرض اين كه بهترين انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترين و ارزان‌ترين و عمومی‌ترين انتخاب برای پياده‌سازی هوشمنديست.

   بنابراين ظاهراً به نظر می‌رسد به جای سرمايه‌گذاری برای ساخت ماشين‌های ديگر هوشمند، می‌توان از كامپيوترهای موجود برای پياده‌سازی برنامه‌های هوشمند استفاده كرد و اگر چنين شود، بايد گفت كه طبيعت هوشمندی ايجاد شده حداقل از لحاظ پياده‌سازی، كاملاً با طبيعت هوشمندی انسانی متناسب خواهد بود، زيرا هوشمندی انسانی، نوعی هوشمندی بيولوژيك است كه با استفاده از مكانيسم‌های طبيعی ايجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهای منطقی.

   در برابر تمامی استدلالات فوق می توان اين نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندی طبيعی تا بدان جايی كه ما سراغ داريم، تنها برمحمل طبيعی و با استفاده از روش های طبيعت ايجاد شده است. طرفداران اين ديدگاه تا بدانجا پيش رفته‌اند كه حتی ماده ايجاد كننده هوشمندی را مورد پرسش قرار داده اند، كامپيوتر از سيليكون استفاده می كند، در حالی كه طبيعت همه جا از كربن سود برده است.

   مهم تر از همه، اين نكته است كه در كامپيوتر، يك واحد كاملاً پيچيده مسئوليت انجام كليه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالی كه طبيعت در سمت و سويی كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسيار زيادی از واحدهای كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورون‌های شبكه عصبی) با عملكرد همزمان خود (موازی) رفتار هوشمند را سبب می شوند. بنابراين تقابل هوشمندی مصنوعی و هوشمندی طبيعی حداقل در حال حاضر تقابل پيچيدگی فوق العاده و سادگی فوق العاده است. اين مساُله هم اكنون كاملاً به صورت يك جنجال(debate) علمی در جريان است.

   در هر حال حتی اگر بپذيريم كه كامپيوتر در نهايت ماشين هوشمند مورد نظر ما نيست، مجبوريم برای شبيه‌سازی هر روش يا ماشين ديگری از آن سود بجوييم.

تاريخ هوش مصنوعی

   هوش مصنوعی به خودی خود علمی است كاملاً جوان. در واقع بسياری شروع هوش مصنوعی را 1950 می‌ دانند زمانی كه آلن تورينگ مقاله دوران‌ساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشين هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورينگ مشهور شد) تورينگ درآن مقاله يك روش را برای تشخيص هوشمندی پيشنهاد می‌كرد. اين روش بيشتر به يك بازی شبيه بود.

  فرض كنيد شما در يك سمت يك ديوار (پرده يا هر مانع ديگر) هستيد و به صورت تله تايپ باآن سوی ديوار ارتباط داريد و  شخصی از آن سوی ديوار از اين طريق با شما در تماس است. طبيعتاً يك مكالمه بين شما و شخص آن سوی ديوار می‌تواند صورت پذيرد. حال اگر پس از پايان اين مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوی ديوار نه يك شخص بلكه (شما كاملاً از هويت شخص آن سوی ديوار بی‌خبريد) يك ماشين بوده كه پاسخ شما را می‌داده، آن ماشين يك ماشين هوشمند خواهد بود، در غير اين صورت(يعنی در صورتی كه شما در وسط مكالمه به مصنوعی بودن پاسخ پی ببريد) ماشين آن سوی ديوار هوشمند نيست و موفق به گذراندن تست تورينگ نشده است.

   بايد دقت كرد كه تورينگ به دو دليل كاملاً مهم اين نوع از ارتباط(ارتباط متنی به جای صوت) را انتخاب كرد. اول اين كه موضوع ادراكی صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و اين تست هوشمندی را درگير مباحث مربوط به دريافت و پردازش صوت نكند و دوم اين كه بر جهت ديگری هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان طبيعی تاكيد كند.

   در هر حال هر چند تاكنون تلاش‌های متعددی در جهت پياده سازی تست تورينگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و يا  AIML   (زبانی برای نوشتن برنامه‌‌‌‌هايی كه قادر به chat كردن اتوماتيك باشند) اما هنوز هيچ ماشينی موفق به گذر از چنين تستی نشده است.

   همانگونه كه مشخص است، اين تست نيز كماكان دو پيش فرض اساسی را در بردارد:
1ـ نمونه كامل هوشمندی انسان است.
2ـ مهمترين مشخصه هوشمندی توانايی پردازش و درك زبان طبيعی است.

   درباره نكته اول به تفصيل تا بدين جا سخن گفته ايم؛ اما نكته دوم نيز به خودی خود بايد مورد بررسی قرارگيرد. اين كه توانايی درك زبان نشانه هوشمندی است تاريخی به قدمت تاريخ فلسفه دارد. از نخستين روزهايی كه به فلسفه(Epistemology) پرداخته شده زبان هميشه در جايگاه نخست فعاليت‌های شناختی قرار داشته است. از يونانيان باستان كه لوگوس را به عنوان زبان و حقيقت يكجا به كار می‌بردند تا فيلسوفان امروزين كه يا زبان را خانه وجود می‌دانند، يا آن را ريشه مسائل فلسفی می‌خوانند؛ زبان، همواره شاُن خود را به عنوان ممتازترين توانايی هوشمندترين موجودات حفظ كرده است.

   با اين ملاحظات می‌توان درك كرد كه چرا آلن تورينگ تنها گذر از اين تست متظاهرانه زبانی را شرط دست‌يابی به هوشمندی می‌داند.

   تست تورينگ اندكی كمتر از نيم‌قرن هوش مصنوعی را تحت تاُثير قرار داد اما شايد تنها در اواخر قرن گذشته بود كه اين مسئله بيش از هر زمان ديگری آشكار شد كه متخصصين هوش مصنوعی به جای حل اين مسئله باشكوه ابتدا بايد مسائل كم‌اهميت‌تری همچون درك تصوير (بينايی ماشين) درك صوت و… را حل كنند.

به اين ترتيب با به محاق رفتن آن هدف اوليه، اينك گرايش‌های جديدتری در هوش مصنوعی ايجاد شده‌اند.

   در سال‌های آغازين AI تمركز كاملاً برروی توسعه سيستم‌هايی بود كه بتوانند فعاليت‌های هوشمندانه(البته به زعم آن روز) انسان را مدل كنند، و چون چنين فعاليت‌هايی را در زمينه‌های كاملاً خاصی مانند بازی‌های فكری، انجام فعاليت‌های تخصصی حرف‌های، درك زبان طبيعی، و…. می‌دانستند طبيعتاً به چنين زمينه‌هايی بيشتر پرداخته شد.

   در زمينه توسعه بازی‌ها، تا حدی به بازی شطرنج پرداخته شد كه غالباً عده‌ای هوش مصنوعی را با شطرنج همزمان به خاطر می‌آورند. مك‌كارتی كه پيشتر اشاره شد، از بنيان‌گذاران هوش مصنوعی است اين روند را آنقدر اغراق‌آميز می‌داند كه می‌گويد:
   «محدود كردن هوش مصنوعی به شطرنج مانند اين است كه علم ژنتيك را از زمان داروين تا كنون تنها محدود به پرورش لوبيا كنيم.» به هر حال دستاورد تلاش مهندسين و دانشمندان در طی دهه‌های نخست را می‌توان توسعه تعداد بسيار زيادی سيستم‌های خبره در زمينه‌های مختلف مانند پزشكی عمومی، اورژانس، دندانپزشكی، تعميرات ماشين،….. توسعه بازی‌های هوشمند، ايجاد مدل‌های شناختی ذهن انسان، توسعه سيستمهای يادگيری،…. دانست. دستاوردی كه به نظر می‌رسد برای علمی با كمتر از نيم قرن سابقه قابل قبول به نظر می‌رسد.

افق‌های هوش مصنوعی

   در 1943، Mcclutch  (روانشناس، فيلسوف و شاعر) و Pitts (رياضيدان) طی مقاله‌ای، ديده‌های آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسی عصبی را تركيب كردند. ايده اصلی آن مقاله چگونگی انجام اعمال منطقی به وسيله اجزای ساده شبكه عصبی بود. اجزای بسيار ساده (نورون‌ها) اين شبكه فقط از اين طريق سيگنال های تحريك ( exitory) و توقيف (inhibitory) با هم درتماس بودند. اين همان چيزی بود كه بعدها دانشمندان كامپيوتر آن را مدارهای (And) و (OR) ناميدند و طراحی اولين كامپيوتر در 1947 توسط فون نيومان عميقاً از آن الهام می‌گرفت.

    امروز پس از گذشته نيم‌قرن از كار  Mcclutch و Pitts شايد بتوان گفت كه اين كار الهام بخش گرايشی كاملاً پويا و نوين در هوش مصنوعی است.

   پيوندگرايی (Connectionism) هوشمندی را تنها حاصل كار موازی و هم‌زمان و در عين حال تعامل تعداد بسيار زيادی اجزای كاملاً ساده به هم مرتبط می‌داند.

   شبكه‌های عصبی كه از مدل شبكه عصبی ذهن انسان الهام گرفته‌اند امروزه دارای كاربردهای كاملاً علمی و گسترده تكنولوژيك شده‌اند و كاربرد آن در زمينه‌های متنوعی مانند سيستم‌های كنترلی، رباتيك، تشخيص متون، پردازش تصوير،… مورد بررسی قرار گرفته است.

   علاوه بر اين كار بر روی توسعه سيستم‌های هوشمند با الهام از طبيعت (هوشمندی‌های ـ غير از هوشمندی انسان) اكنون از زمينه‌های كاملاً پرطرفدار در هوش مصنوعی است.

   الگوريتم ژنيتك كه با استفاده از ايده تكامل داروينی و انتخاب طبيعی پيشنهاد شده روش بسيار خوبی برای يافتن پاسخ به مسائل بهينه سازيست. به همين ترتيب روش‌های ديگری نيز مانند استراتژی‌های تكاملی نيز (Evolutionary Algorithms) در اين زمينه پيشنهاد شده اند.

    دراين زمينه هر گوشه‌ای از سازو كار طبيعت كه پاسخ بهينه‌ای را برای مسائل يافته است مورد پژوهش قرار می‌گيرد. زمينه‌هايی چون سيستم امنيتی بدن انسان (Immun System) كه در آن بيشمار الگوی ويروس‌های مهاجم به صورتی هوشمندانه ذخيره می‌شوند و يا روش پيدا كردن كوتاه‌ترين راه به منابع غذا توسط مورچگان (Ant Colony) همگی بيانگر گوشه‌هايی از هوشمندی بيولوژيك هستند.

   گرايش ديگر هوش مصنوعی بيشتر بر مدل سازی اعمال شناختی تاُكيد دارد (مدل سازی نمادين يا سمبوليك) اين گرايش چندان خود را به قابليت تعمق بيولوژيك سيستم‌های ارائه شده مقيد نمی‌كند.

   CASE-BASED REASONING يكی از گرايش‌های فعال در اين شاخه می‌باشد. بعنوان مثال روند استدلال توسط يك پزشك هنگام تشخيص يك بيماری كاملاً شبيه به CBR است به اين ترتيب كه پزشك در ذهن خود تعداد بسيار زيادی از شواهد بيماری‌های شناخته شده را دارد و تنها بايد مشاهدات خود را با نمونه‌های موجود در ذهن خويش تطبيق داده، شبيه‌ترين نمونه را به عنوان بيماری بيابد.

   به اين ترتيب مشخصات، نيازمندی‌ها و توانايی‌های CBR به عنوان يك چارچوب كلی پژوهش در هوش مصنوعی مورد توجه قرارگرفته است.

   البته هنگامی كه از گرايش‌های آينده سخن می‌گوييم، هرگز نبايد از گرايش‌های تركيبی غفلت كنيم. گرايش‌هايی كه خود را به حركت در چارچوب شناختی يا بيولوژيك يا منطقی محدود نكرده و به تركيبی از آنها می‌انديشند. شايد بتوان پيش‌بينی كرد كه چنين گرايش‌هايی فرا ساختارهای (Meta –Structure) روانی را براساس عناصر ساده بيولوژيك بنا خواهند كرد.

منابع:

۱- هوش مصنوعي از سايت P30World

۲- گذری بر سیستم‌های خبره Expert Systems  از سايت پايگاه تخصصي نرم افزار ايران

۳- علیرضا قمی - هوشمصنوعی چیست؟ سایت دنیای کامپیوتر و ارتباطات

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در چهارشنبه 1387/06/27 و ساعت 1:26 |

نقش فناوری اطلاعات در مهندسی مجدد

تهیه و تنظیم: علی فرقانی

دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار دانشگاه پیام نور اردکان

منبع: سایتها و وبلاگهای اینترنتی

      مقدمه:

فرآیند، معرف یک یا دسته ای از فعل و انفعالات است که به منظور تبدیل داده ها به باز داده ها انجام می گیرد. به عنوان مثال در مدرسه، تمام داده ها مانند دانش آموز، آموزگار، بودجه و تجهیزات به خاطر عمل آموزش به کار می‌رود. فرآیند همان تغییراتی است که در دانش آموزان انجام می شود و به موجب آن، آن چه را که قبلاً نمی‌دانستند یاد می گیرند.

فرآيندها ، شريانهاي حياتي سازمانها به شمار مي روند. بنابراين نحوه جاري شدن آنها بطورمستقيم بر عملكرد سازمان مربوطه تاثيرگذارخواهد بود.

در بازار متغیر کنوني هيچ سازمانی نميتواند با فرايند هاي تجاري ثابت ، در این بازار رقابتي باقي بماند. لذا هرچند كه فرآيندهاي تجاري در ابتدا مناسب طراحي شده باشند ، فرایندها نيازمند آن هستند که مورد بازنگری و تغییر  قرارگيرند تا سازمان همچنان مزيت رقابتي خود راحفظ نمايد. از طرفی دیگر نیز سازمانها دريافته‌اند كه دیگر تغييرات تدريجي و سطحی راهگشاي مشكلات آنان نيست و براي بقاي سازمان لازم است تغييراتي به صورتي اساسي و زيربنايي در سازمان ايجاد شود . امروزه در سراسر دنيا هرگاه اصلاح يا بهبود عملكرد به صورت بنیادین مطرح مي گردد، مفهوم مهندسي مجدد  به عنوان یک تغییر انقلابی در ابتداي صف قرار مي گيرد.

مهندسی مجدد اولین بار در سال 1991 توسط مایکل همر با انتشار مقاله  " اتوماسیون کار ساز نیست فعالیتهای زائد را خدف کنید" در مجله Review Harvard Business   مطرح گردید سپس مایکل هامر با همکاری جیمز چمپی در سال 1993 با چاپ کتابی تحت عنوان " مهندسی مجدد منشور انقلاب سازمانی " تئوری خود را در مقابل مدلهای آدام اسمیت و فردریک تیلور قرارداد و به سازمانها اعلام کرد که برای ماندن در این مسابقه باید بنای قدیمی سازمانهای خود را که بر مبنای این مدلهای قدیمی ( گروهبندی تخصصی افراد و سازمانهای سلسله مراتبی ) بر پا شده اند تخریب کرده و سازمانی با نگرشی جدید ، ایجاد نمایند.

این نوع نگرش در مهندسی مجدد ، یعنی ایجاد دگرگونی بنیادین باعث ایجاد تفاوتی بزرگ بین این نگرش با سایر نگرشها و رویکردهای مدیریتی شده است  به همین علت فرآیند مهندسی مجدد یک فراینده پیچیده و با درجه ریسک بالا شناخته شده که حدود 80% از شیفتگان خود را به کام شکست کشیده است

سازمانها با استفاده از فناوری اطلاعات قادرند که وظایفشان را ساده تر انجام دهند و روش کار خود را متحول سازند.

سازمانها با استفاده از فناوری اطلاعات کم کم به سمت مجازی شدن پیش می روند.

صرفه جویی در هزینه، اجتناب از خطاهای انسانی، بهبود بخشیدن کارآیی و اثربخشی سازمانی ازجمله امتیازهای استفاده از فناوری اطلاعات در سازمانهاست.

مهندسی مجدد کسب و کار روشی است که به ایجاد تغییر در سازمان کمک و فرایندهای جدید و شیوه های نوین انجام کار را معرفی می کند.

چهار عامل سازمان، مدیریت کیفیت فراگیر، منابع انسانی و فناوری اطلاعات روی فرایند مهندسی مجدد کسب و کار موثرند.

در سازمانی که در آن فرهنگ خشک حکمفرماست و همه چیز باید توسط یک سرپرست پیشنهاد شود، تغییرات فرایند بسیار سخت تر صورت می گیرد.

یکی از ویژگیهای محیط امروزی افزایش سطوح رقابت است. موسساتی که خواهان افزایش سهم بازار خود و کسب سود و منافع هستند باید خود را با تغییرات محیط موجود وفق دهند. از این رو، تغییرات بسیاری در روشهای کسب و کار درحال شکل گیری است. یکی از آنها، فرایند مهندسی مجدد کسب و کار (BUSINESS PROCESS REENGINEERING = BPR) است. که به عنوان بازاندیشی اساسی و طراحی دوباره بنیادی فرایندهای کسب و کار، به منظور بهبود چشمگیر معیارهای عملکرد امروزی، تعــریف شــده است. یکـی از زمینـه سازان بالقوه فرایند مهندسی مجدد کسب و کار، فناوری اطلاعات (INFORMATION TECHNOLOGY = IT) است. اگرچه فناوری اطلاعات امکان دستیابی به پیشرفتهایی را در زمینه فرایند مهندسی مجدد فراهم می سازد، اما به تنهایی کافی نیست.

این مقاله اهمیت فناوری اطلاعات را در یکی از مهمترین متدولوژی ها شرح خواهد داد. موسسات، با استفاده از این فناوری قادرند که وظایفشان را ساده تر، سازماندهی خود را طراحی مجدد، روش کار خود را متحول و بهبود چشم گیری را حاصل کنند.

اغلب موسسات، علی رغم نوع کسب و کار، میزان پیشرفتهای فناوری در محصولات و خدمات، و منشاء ملی شان یک منطق تیلوریسم را با سازماندهی خود همراه می کنند. آنها معمولاً فرایندها را به وظایف تقسیم می کنند، افراد متخصص را برمبنای تخصصی که دارند در وظایف مختلف قرار می دهند و یک سلسله مراتب سازمانی را براساس سطح تخصص آنها، آرایش می دهند. بنابراین آنها بر اساس نظریه تقسیم کار آدام اسمیت سازماندهی می شوند. هرچه شرکت بزرگتر باشد، کارها تخصصی تر و مراحل آن بیشتر خواهدشد. به همین علت، وظایف، بیشتر و بیشتر تقسیم می شوند. این گرایش سبب پیچیده تر شدن کل فرایند تولید و تحویل کالا یا خدمات، افزایش کارکنان در سطوح میانی سازمان و فاصله بیشتر بین مدیریت عالی با کارکنان اجرایی گردیده است.

به هرجهت، امــروزه این روشهــای کسب و کار در اکثر سازمانها و شرکتهایی مورداستفاده قرار نمی گیرند که هیچ چیز در آنها دارای ثبات و قابل پیش بینی نیست. محیطهای امروزی از سه ویژگی زیر برخوردارند:(۱)

۱ ) مشتریان کنترل را برعهده می گیرند: امروزه مشتریان به جای فروشندگان کنترل را دردست دارند؛ این مشتریــان هستنــد کــه بــه عـرضه کننـدگــان مـی گــویند چه چیزی می خواهند، چه موقع می خواهند و چه مقدار مایلند پول پرداخت کنند. آنها محصولات و خدماتی را تقاضا می کنند که براساس نیازهای خاص شــان طراحی شده باشد. مشتریان، بدین خاطر که می توانند به راحتی به اطلاعات بیشتری دسترسی پیدا کنند، از موقعیت بهتری نسبت به رقابت درحال افزایش است، در گذشته مهمتریــن متغیــر در فـروش، قیمت به شمار می رفت. ولی درحال حاضر محصولات مشابهی براساس مزیتهای رقابتی متفاوت از قبیل کیفیت و خدمات قبل و بعد از فروش، به فروش می رسد.

۲ ) تغییرات ادامه دارد: ماهیت اصلی تغییر، تغییریافته است. شرکتها بایستی به سرعت خود را با چنین تغییراتی تطبیق دهند که باعث نگه داشتن یا بهبود موضع رقابتی شرکت می شود. بدین ترتیب، روشی لازم است که به شرکتها اجازه دهد تا تغییراتی را به منظور بهبود هزینه، کیفیت، زمان و خدمات در خود ایجاد کنند.

در سالهای اخیر، یکی از غالب ترین نگرشها به ایجاد تغییرات در کسب و کار سازمانها، فرایند مهندسی مجدد کسب و کار بوده است که اساساً ایجاد تغییرات در فرایندهای کسب و کار را مورد توجه قرار می دهد. برای ایجاد این تغییرات و اصلاحات پیشنهادی، لازم است که از عناصری موسوم به »زمینه سازان«، استفاده کنیم. این عناصر باتوجه ویژه به فناوری اطلاعات سبب تسهیل در طراحی دوباره فرایندها می شوند. در این مقاله، سعی ما بر این است که اهمیت تکنولوژی اطلاعات را به عنوان یکی از زمینه سازان، نشان دهیم.

● مفهوم BPR

»همر« و »چمپی« مهندسی مجدد فرایند کسب و کار را این گونه تعریف می کنند: »بازاندیشی بنیادین، طراحی نو و ریشه ای فراینـدهــا بــرای دستیـابی به پیشرفتی شگفت انگیز دربحران باتوجه به معیارهایی نظیر هزینه، کیفیت، خدمات و سرعت«. واژگان کلیدی در این تعریف عبارتند از: (۱)

۱ ) بنیادین: شیوه اصلی کار شرکت چیست؟

۲ ) ریشه ای: تمامی روندهای کاری و ساختارهای موجود باید فراموش و شیوه های جدید کارکردن کشف شوند. تغییرات سطحی مفید نیستند و تغییر باید در ریشه عملی شود.

۳ ) شگفت انگیز: باید به تغییرات چشمگیر و خارق العاده دست یافت نه بهبودهای جزئی و اندک.

۴ ) فرایندها: طراحی مجدد باید بر فرایندها متمرکز باشد نه بر وظایف، شغلها، مردم یا ساختارها.

((شركت فورستر نتیجه تحقيقات خود در همين زمينه چنین اعلام كرده است :80% - 60% از تلاش هايي كه در زمينه اجراي پروژة BPR توسط شركتهاي مختلف صورت گرفته با شكست مواجه گرديده و اين شركتها به نتايج مورد نظر خود در اين مورد دست نيافته اند.))

البته شرکتهایی نیز وجود داردند که این مسیر را با موفقیت گذرانده اند به عنوان مثال شرکتهایی چون آي بي ام , ابزارآلات تگزاس , امريكن اكسپرس و جانسون اند جانسون , كرايسلر , فورد , شركت نفتي شل اشاره نمود که موفقيتهاي بزرگي در نتيجة اجرای مهندسی مجدد دست يافته اند

امروزه مهندسی مجدد با نامهای متفاوتی چون طراحي مجدد فرايندهاي اصلي (كالپان و مورداك) ، نوآوري فرايندي (داونپورت) ، طراحي مجدد فرايندهاي كسب‌وكار (داونپورت و شورت ، ابلنسكي) ، مهندسي مجدد سازمان (لوونتال ، هامر و چمپي) ، طراحي مجدد ريشه‌اي (جوهاتسون) و معماري مجدد سازمان (تالوار) معرفی میگردد.

تعریف مهندسی مجدد

در اوایل دهه 90 شیوه جدیدی برای تسهیم کار به وجود آمد که برخلاف شیوه قدیمی که تقسیم کار را بر اساس وظایف انجام می داد به تقسیم کار بر اساس فرآیندها تاکید داشت.

مطابق با تعریفی که در کتاب مهندسی مجدد نوشته نیک ابلنسکی آمده است مهندسی مجدد عبارتند است از: "مجموعه فعالیتها و کارهایی که یک سازمان در جهت ایجاد تغییر بنیادین در فرآیندهای (پردازشها و کنترلها) داخلی خود انجام میدهد تا از ساختار سنتی و سلسله مراتبی به ساختار مسطح و افقی برسد که نتیجه این تغییرات همگام شدن با تغییرات بازار و جلب افزایش رضایت مشتری برای بقا است ، مهندسي مجدد ، سازمان را از حالت وظيفه‌ایی به سوی فرایند گرایی و  فرايند‌محوري سوق میدهد و همين امر موجب سرعت بخشيدن به روند كسب‌وكار و كاهش هزينه‌ها و درنتيجه رقابتي‌تر شدن سازمان ميشود."

ميشل همر طي مقالة پر سر و صداي خود با عنوان (مهندسي مجدد كار يعني : اصلاح نكنيد , نابود نمائيد) مهندسی مجدد را اينگونه تعريف نموده است : " استفاده از تكنولوژي اطلاعات مدرن جهت طراحي مجدد فرآيندهاي كسب وكار بمنظور دستيابي به پيشرفتهاي شگرف در عمل."

مهندسي مجدد در پي آن نيست كه نظام موجود را بهبود ببخشد و نتيجه كار را بهتر كند  مهندسي مجدد به معناي ترك روشهاي كهنه و دستيابي به روشهاي نوینی است كه براي توليد كالا و خدمات و همچنین انتقال ارزش به مشتري لازم هستند. و در اینجاست که تفاوت طراحی مجدد فرآیندها با مهندسی مجدد آشکار میگردد

     مزایای اجرای مهندسی مجدد برای سازمان

1- نتایج بنیادین در کوتاه مدت

مهندسی مجدد به سبب آنکه تغییرات را در پایه و فنداسیون سازمان ایجاد مینماید و به تغییرات ظاهری نمی پردازد لذا پس از اجرای مهندسی مجدد ، سازمان شاهد نتایج بهبود به صورت اصولی و بنیادین در زمان کوتاهی خواهد بود.

2- ایجاد انعطاف در سازمان جهت دگرگونی مداوم و مستمر

تغییرات بنیادی و اصولی در سازمان چنان انعطاف پذیری را برای سازمان به ارمغان می آورد که سازمان میتواند با توجه به تغییرات محیط و بازار جهت بقاء خود یک برنامه تغییرات و دگرگونی مداوم و مستمر را طرح ریزی و اجرا نماید.

3- یکپارچگی مشاغل

از جمله تغییرات بنیادینی که مهندسی مجدد در سازمان ایجاد مینماید تبدیل سازمان از حالت عمودی به سازمان سطحی است سازمانی که مشاغل در آن بر حسب فرآیندها شناسایی و تعریف میگردند در این نگرش  بسیاری از مشاغل در هم ادغام شده و یکی میشود (حذف برخی مشاغل بواسطه ادغام شدن با سایر مشاغل) در این نوع سازمانها در یک خدمت مشخص هر گوشه کار بین چند نفر تقسیم نمیشود بلکه وظایف مشابه در یک جا جمع شده و برای انجام آن مسئولی تعیین میگردد

4- کارمند محوری

همانطور که در بند یکپارچکی مشاغل ذکر گردید سازمان با فشردگی فرایندهای عمودی و افقی خود به یک سازمان مسطح تبدیل میگردد سازمانیکه کارمندان آن جهت انجام بسیاری از کارهای خود نیازمند به کسب تکلیف از سطوح بالایی سازمان نیستند چرا که فرآیندهای سازمان در جهت افزایش سرعت خدمات و کاهش هزینه های ناشی از کندی کار تعریف شده است.

5- بهبود جریان فرآیندها

یکی دیگر از دستاوردهای مهندسی مجدد امکان انجام چندین کار و یا چندین مرحله از یک کار به صورت موازی است کارها و مراحلی که در قبل صرفاً به صورت پیش نیاز و پس نیاز انجام میشد . انجام امور به صورت موازی نه تنها زمان انجام کار را سرعت می بخشد بلکه زمانهای تلف شده بین پایان یک مرحله و آغاز مرحله بعد را حذف مینماید.

6- امکان ایجاد تمرکز و تمرکز زدایی

در سازمانهایی که مهندسی مجدد اجرا شده است امکان مدیریت متمرکز و در مقابل انجام امور را به شکل غیر متمرکز  ایجاد میگردد . این موضوع مخصوصا در بکارگیری از تکنولوژی اطلاعات جهت مدیریت نمودن سایتهای مختلف از یک نقطه معنای خاصی پیدا میکند.

7- به صورت کلی اجرای مهندسی مجدد دستاوردهای ذیل را برای سازمان به ارمغان می آورد

1-   افزايش رضايت مندي مشتري

2-  افزايش در بهينه سازي ، بهسازي و بهره وری سازمان

3-  افزايش در سود‌آوري

4-  افزايش در هم راستايي با كسب و كار در بازار و مزيت رقابتي

5-  افزايش در بستر سازي مناسب IT

6-  افزايش در يكپارچه سازي فرآيند تجاري بين واحدهاي صف و ستاد

7-  افزايش در مديريت هدف گذار

8-  كاهش در نيازمندي به منابع ( نیروی انسانی ، زمان ، سرمایه و ...)

9-  كاهش در هزينه و قيمت تمام شده محصول /  خدمت

10- حذف فعاليتهاي فاقد ارزش افزوده و فعاليتهاي موازي

   عوامل موثر بر شکست اجرای  مهندسی مجدد

 در بخش تعریف مهندسی مجدد به این نکته اشاره کردیم که فرآیند مهندسی مجدد یک فرآیند پیچیده و پر ریسک میباشد به همین علت بسیاری از سازمانهایی که به دنبال مهندسی مجدد برای سازمان خود بودند دچار شکست شدند یکی از مهمترین عوامل شکست این سازمانها عدم توجه بر مدیریت این فرآیند بوده است چرا که اغلب سازمانها به جای تاکید بر مدیریت فرایند دگرکونی بر خود فرآیند دگرگونی تاکید داشتند به عبارتی دیگر به جای توجه به چگونگی به دنبال چیستی بودند.

 از دیگر موارد مهم در شکست این سازمانها میتوان به نادیده گرفتن کارکنان اصلی سازمان یعنی کسانی که مجری مستقیم کار هستند اشاره نمود همیشه با این موضوع را مد نظر قرار داد که این پرسنل سازمان هستند که پدید آورنده تغییر و دگرگونی در سازمان هستند و نه نظریه ها و برنامه ها ، پس لازم است ابتدا این برنامه ها و نظریه ها با مشارکت جمعی کارکنان توام گردد .

 علاوه بر دو مورد اصلی ذکر شده در فوق آمارها و بررسی های حاصله از سازمانهایی که در فرایند مهندسی مجدد دچار شکست شده اند نشان میدهد که اکثر این شکستها حاصل 6 علت ذیل مباشد:

1.   عدم درک صحیح و کاملی از مفهوم و منطق دگرگونی و تغییر ات ناشی از مهندسی مجدد در سازمان توسط کارکنان

2.   وارد شدن بر فاز اجرایی فرآیند مهندسی مجدد بدون برنامه ریزی

3.   عدم مدیریت صحیح

4.   در نظر نگرفتن ابزار و سیستم مناسب جهت کنترل و ارزیابی فرآیند و همچنین برنامة مهندسی مجدد در عمل

5.   حرکت بدون مطالعه به سمت مهندسی مجدد بدون در نظر گرفتن اینکه مشکلات حاصله از تغییرات ممکن است بسیار بزرگتر از مشکلات فعلی سازمان باشد به عبارتی منافع حاصله از این تغییرات توجیه اقتصادی نداشته و یا حتی موجبات زیان دهی را در سازمان ایجاد مینماید

6.   عدم توجه به این نکته تغییرات در مهندسی مجدد همه سازمان را با همه ابعادش در بر میگیرد و فرهنگ کل سازمان را به هم می ریزد در نتیجه برای تغییر فرهنگ یک جامعه نیاز به فرهنگ سازی است برای قبول فرهنگ جدید باید ابتدا فرهنگ تغییر پذیری را نهادینه کرد.

عوامل موثر بر موفقیت اجرای  مهندسی مجدد

1-  احساس نارضایتی و درد سازمانی از وضعیت فعلی

احساس نارضایتی و درد بدین معنی است که سازمان در شرایطی قرار گرفته که ناگزیر به تغییر است و با تمام مشکلاتی و ریسکهایی که در مسیر اجرای مهندسی مجدد وجود دارد باز هم حرکت در این مسیر را ضروری میداند . این عمل را میتوان شبیه فردی دانست که در طبقه چهارم یک ساختمان که در حال سوختن در آتش است ایستاده و پایین این ساختمان یک دریاچه باشد مسلما در حالت عادی هیچ فردی از طبقه چهارم به درون آب نخواهد پرید ولی در شرایطی که ماندن مساوی با سوختن باشد بدون شک فرد ریسک این سقوط را قبول کرده و درون آب خواهند پرید. همچنین علاوه بر احساس نارضایتی و درد که یک عامل اصلی محسوب میگردد عوامل تاثیر گذاری دیگری جهت ترغیب سازمان به تغییر وجودارد که این عوامل را میتوان به دو عامل اهرمهای پیش برنده داخلی و اهرمهای پیش برنده خارجی تقسیم نمود. لازم به ذکر است که این دو اهرم عامل ایجاد ضرورت نیستند و تنها یک ترغیب کننده محسوب میگردند)

      الف)  اهرمهای پیش برنده داخلی

·     تغییر استراتژی سازمان

·     تغییر ساختار سازمانی

·     ضرورت ساده سازی

·     تغییر در فرآیندها ، روشها ، مهارتها و رفتارها

      ب)   اهرمهای پیش برنده خارجی

·     افزایش سطح رقابت در بازارهای جهانی

·     تغییرات نیاز مشتریان

·     افزایش سطح انتظارات مشتریان

·     پیشرفتهای حاصل شده در فناوری اطلاعات

·     محیط متغیر و نامطمئن امروزی

2-  اطلاع کامل و روشنی از منافع  اجرای این دگرگونی در سازمان

البته لازم به یادآوری میباشد که عموم افراد با وجود احاس نارضایتی و درد از وضعیت موجود و درک از ضرورت تغییر و همچنین مزایای حاصله از این دگرگونی ، از تغییر فراری و بیزار هستند این نوع نگرش مبحثی به نام  مقاومت در برابر تغییر را مطرح نموده و باعث آن گردیده تا عده ایی از متخصصین امر  در زمینه شناسایی راههای غلبه بر این مقاومت تلاشهایی را انجام دهند .

دگرگونی همیشه همراه با نارضایتی میباشد حتی اگر برای تبدیل بد به بهتر باشد (ریچارد هوکر)

3-  درک مدیریت از این اینکه اعمال دگرگونی برای سازمان یک امر حیاتی و ضروری محسوب میشود و میبایست این مسئله را به صورت کامل حمایت نماید

4-  مهندسی مجدد باید در سازمان فراگیر باشد به عبارتی میبایست کل سازمان را درگیر نمود. این را باید قبول نمود که مهندسی مجدد تنها به فرآیندها و پردازشهای سازمان محدود نمیگردد بلکه ذهن افراد را نیز دگرگون مینماید ((چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید))

  براین اساس فرآیند باید طوری طراحی شود که زمان و هزینه آن  تقلیل یافته و کارآیی آن در جهت پاسخگویی به ارباب رجوع ارتقا یابد.

اصول مطرح در مهندسی مجدد

- بر محور نتایج سازماندهی کنید نه بر محور وظایف

- از کسانی استفاده کنید که از نتیجه فرآیندها بهره می برند

- کار پردازش اطلاعات را به کاری واقعی که تولید اطلاعات می کند تبدیل کنید

- با مناطق پراکنده طوری برخورد کنید که گویی متمرکز هستند

- به جای ترکیب نتایج فعالیت های موازی آن ها را با یکدیگر مرتبط کنید

- مرکز تصمیم گیری را در جایی قرار دهید که کارها انجام می گیرد و نظارت را در حین پردازش اعمال کنید

- اطلاعات را یکپارچه و از سرچشمه اخذ کنید

- بزرگ بیندیشید

اثرات مهندسی مجدد را می توان بر سه بعد سازمانی مشاهده کرد:

- انسانی : به کارکنان این فرصت را می دهد که با به کارگیری خلاقیت و نواوری خود در جهت رضایت ارباب رجوع تلاش کنند

- فرآیند کار : فرآیند کار مورد تجدید نظر قرار گرفته و در راستای اهداف مشتری و پاسخگویی به نیازهای محیطی کاراتر می گردد

- فناوری : بهره گیری از فناوری های نوین انجام کار و انجام امور پردازشی از طریق اتوماسیون از اصلی ترین تفکرها در مهندسی مجدداست . فناوری موجب تسهیل ارتباط بین تامین کنندگان کارکنان و مشتریان می شود.

نقش فناوری اطلاعات در مهندسی مجدد

فناوری اطلاعات نقش بنیادین در ایجاد تحول سازمانی دارد و لذا یکی از ارکان اساسی در مهندسی مجدد است.

در چندین دهه گذشته از فناوری اطلاعات جهت ارتقا کارایی و کیفیت فعالیت سازمان ها از طریق مکانیزه کردن فرآیندهای موجود استفاده شده است.

فناوری اطلاعات از طریق اتوماسیون امکان انجام کار در محیط های مختلف انعطاف در تولیدتحویل سریع خدمات به مشتری ارایه مدلی نو از کسب و کارو انجام پردازش های همزمان دربین تولید کننده مشتری و تامین کننده را عملی می سازد.

زمینه های اصلی پشتیبانی فناوری اطلاعات از مهندسی مجدد

- کاهش زمان فرآیند و پاسخگویی به بازار

- توانمندسازی کارکنان و کار گروهی

- محور و مدیریت روابط مشتری

- بازسازی و نوسازی ساختار و ساختاری مبتنی بر کار گروهی

- مشارکت تجاری

- تجارت الکترونیکی

 

+ تأييد شده توسط صفاوا در چهارشنبه 1387/06/27 و ساعت 0:53 |

به نام خدا

از اینکه یک کمی در بروزرسانی وبلاگ وقفه افتاد عذرخواهی می کنیم . امیدواریم بتوانیم در ادامه لااقل هفته ای یک مطلب جدید در وبلاگ قرار دهم. هدف مدیریت این وبلاگ این نیست که از مطالب دیگران٬ در سایت ها و وبلاگهای دیگر که دسترسی به آنها امکان پذیر است به نفع خود استفاده نماید.  ما تلاش می کنیم تا حد ممکن از کپی عین مطالب دیگران پرهیز کنیم و هرجا مطلب مناسبی دیدیم که تغییر در آن را مجاز ندانستیم و تمایل به استفاده از آن داریم شما را با یک لینک مستقیم به سایت و وبلاگ مورد نظر متصل می کنیم مانند مطالبی که آقای محمد مطهری در سایت تابناک ارائه می کنند. امید است در صورت مشاهده هرگونه مغایرتی با تذکر به موقع ما را راهنمایی کنید. البته توجه با این نکته ضروری است که ممکن است دانشجویانی که مطالب خود را برای ما ارسال می کنند از چندین مطلب اینترنتی استفاده کرده باشند که در این صورت بر خود واجب می دانیم تا با ذکر مراجع و منابع رعایت امانت داری را بنماییم.

                                                                                                      با تشکر - صفاوا

 تحقيقات پليسي و جان و ناموس مردم (بخش هشتم)

ما ايرانيان با اعصاب خود چه مي‌كنيم (بخش نهم)

خود زني به شيوه ما ايرانيان (بخش دهم)

+ تأييد شده توسط صفاوا در شنبه 1387/06/16 و ساعت 19:12 |