تبليغاتX
Safava.:.صفاوا

به قول هاپر: وقتی کشتی در بندرگاه می ماند جایش امن است ولی کشتی برای ماندن در بندرگاه ساخته نشده است :::::::: اگر فکر کرده اید قدرت انجام کاری را دارید درست فکر کرده اید و اگر فکر کردید که از پس آن بر نمی آیید باز هم درست فکر کرده اید :::::: اگر راه های کسب درآمد آسان بود همه مردم پولدار بودند اما موضوع این است که شما مثل بقیه مردم نیستند و برای شما که انگیزه دارید هر مانعی از سر راه برداشته می شود

بنام خداوند تبارك و تعالي

مهارت‌هاي تفکر

تهیه کننده: محمد علي بهجتي اردکاني

اشتباهات اساسی در باره تفکر

v      هر مشکل تنها یک راه حل دارد

v      بهترین راه حل قبلا کشف شده است

v      راه حل ها پیچیده هستند

v      خلاقیت ذاتی است نه اکتسابی

توانایی‌ها و رویکردهای لازم براي تفکر ناب

q      حس کنجکاوی

q      مبارزه طلبی

q      نارضایتی کارآمد

q      باور به حل مشکل

q      توانایی تعلیق داوری و انتقاد

q      دیدن نقاط قوت

q      داشتن پشتکار

q      مشکلات به پیشرفت منتهی می شوند

q      یک مشکل خود می تواند راه حل باشد

q      مشکلات جالبند و پذیرفتنی

q      اشتباهات پذیرفتنی هستند

q      تخیل انعطاف پذیر

تفکر همگرا و واگرا

Ø       تفكر همگرا براي هر مسئله يك راه حل واحد درست توليد مي‌كند از اين رو نقش اين نوع تفكر در سنجش هوش بسيار مهم است .

Ø       از سوي ديگر تفكر واگرا به مجموعه‌اي راه‌حل مختلف براي يك مسئله يا فرضيه منجر مي‌شود ، و از اين جهت اين تفكر در فرآيند آفرينندگي يا خلاقيت نقش اساسي ايفا مي‌كند .

Ø       در واقع بسياري از اوقات تفكر واگرا با خلاقيت يا آفرينندگي مترادف به كار مي‌رود و غالب آزمونهاي خلاقيت آزمونهاي تفكر واگرا هستند .

 ويژگيهاي تفكر واگرا از نظرگيلفورد

الف- اصالت (توليد راه حلهاي نو و بديع – تأكيد بر تازگي و منحصر به فرد بودن پاسخها )

ب- انعطاف پذيري ( توليد ايده‌ها و انديشه‌هاي متنوع- تأكيد بر تنوع پاسخها )

ج- سيالي يا رواني (توليد ايده‌ها و انديشه‌هاي فراوان- تأكيد بر كميت پاسخها )

د- بسط (توليد جزئيات – تأكيد بر گسترش و پرداخت پاسخها)

ويژگيهاي تفكر واگرا از نظرلاندشير (1963)

در برابر مسأله‌اي كه بايد حل شود، تفكر همگرا با دقت زياد خود را در چارچوب داده‌هاي مقدماتي محدود مي‌سازد. اين فكرهمگرا با دقت و مو‌شكافي نتيجه‌گيري کرده و بدون به خطر خود در مسير اوليه خود باقي مانده و به راه حلي ختم مي‌شود كه غالباً اصيل نيست.

در حالي كه جوهر تفكر واگرا در توليد اشكال جديد واتصال عواملي كه طبق عادت مستقل و جدا از هم فرض شده‌اند ،نهفته است.اگر متوجه باشيم اين همان مسير ذوق، تخيل و آفرينندگي است

تفكر همگرا و تفكر واگرا و اصطلاحات متفاوت ديگر

برخي از محققان و صاحبنظران براي دو واژه تفكر همگرا و تفكر واگرا از اصطلاحات متفاوتي استفاده كرده‌اند .

 دوبونو (1994 ): دو اصطلاح تفكر عمودي و تفكر جانبي را به كار مي برد . به عقيده وي در تفكر عمودي در مقايسه با تفكر جانبي ، وسعت عمل محدود و مسير و جهت آن مشخص است .

هاچينسون (1949): نيز به دو نوع تفكر متفاوت اشاره كرده است :

v      نوعي تفكر كه در آن فرد گام به گام براساس اطلاعات موجود و قواعد منطق براي حل مسأله پيش مي‌رود

v      و نوعي ديگر از تفكر كه مبتني بر بينش است. در اين روش اخير تفكر گرچه ذهن از اطلاعات موجود و منطق متعارف آغاز مي‌كند ولي خود را به اين چارچوب محدود نمي‌‌سازد ، بلكه فراتر مي‌رود و به كمك تخيل و بينش دست به تركبيهاي نو و بديع مي‌زند .

بارتلت تفکر همگرا را تفكر «در حلقه بسته » و تفکر واگرا را تفكر «تهور آميز »ناميده است . از رهگذر تفكر تهور آميز عناصربه ظاهر نامربوط در هم در مي‌آميزند تا هسته يك اثر هنري ، نظريه علمي يا يك اختراع تشكيل گردد.

 تعريف خلاقيت

بارون (1969) : خلاقيت را مي‌توان به شكل بسيار ساده بعنوان توانایی ايجاد چيزي نوو بديع تعريف كرد .

   پارنز(1972):خلاقيت عبارت است از كنش دانش ، تخيل و ارزيابي . بدون دانش و اطلاعات فراوان، تخيل بازده و ثمري ندارد و بدون تخيل نيز اطلاعات فراوان چاره ساز و گره گشا نيستند. در نهايت بدون توان تركيب ، تلفيق ، ارزيابي و گسترش ايده‌ها دستيابي به كشف و خلاقيت ميسر نيست.

تورنس (1962) :خلاقيت را بعنوان نوعي مسأله گشايي مد نظر قرار داده است . به نظر وي تفكرِ خلاق مختصراً عبارتست از فرآيند حس كردن مسائل يا كاستي‌هاي موجود در اطلاعات ، فرضيه سازي درباره حل مسائل و رفع كاستي‌ها ، ارزيابي و آزمودن فرضيه‌ها ، بازنگري و بازآزمايي آنها و سرانجام انتقال نتايج به ديگران .

خلاقيت ، شکستن کلیشه ها، توانائي تغيير در چارچوب طرح  و يك راه جديد براي رسيدن به ايده‌ها است .

Creativity is a breakthrough in thinking, an ability to reframe a project, a new way to connect ideas.

 شناخت انسدادهای ذهنی برای خلاقیت

v      پیش داوری

Ø       پیش داوری مانع از دیدن چیزهایی می شود که از پیش می دانستیم

Ø       پیش داوری مانع از پذیرش تغییرات و پیشرفت ها می شود

v      تثبیت عملی

Ø       عادت به کلیشه ای دیدن و فکر کردن

v      خود را درمانده دیدن

Ø       بی انگیزه بودن، بی تعهد بودن، نبود اراده

v      انسداد روانشناسی

Ø       ایده‌های منزجر کننده گاهی بهترین راه‌حل ها هستند

گام های توسعه ی خلاقيت ها در انسان

  1. آماده سازي ذهن
  2. مطالعه، بررسي و تمرکز
  3. تغيير و دگرگوني
  4. گذر از دوره كمون (انتظار)
  5. جرقه
  6. تائيد و اثبات
  7. اجراء

گام اول : آماده سازي ذهن

1) هميشه جوياي علم باشيد.

لحظه به لحظه بايد بخوانيم، ياد بگيريم و تمرين كنيم.

2) زياد بخوانيد – هميشه چيز بخوانيد.

علوم مختلف را ياد بگيريم، منابع مختلف را مطالعه كنيم.

سعي كنيم بين آنچه را که اصل حرفه علمي خود قرار داده‌آيم با ساير مطالعات عمومي ديگر ارتباط دهيم يا ارتباطات لازم را بوجود آوريم.

3) مطالبي را كه مي‌خوانيد دسته بندي كنيد.

از بهم ريختگي ذهن جداً جلوگيري كنيم .

4) زماني را هم براي تبادل نظر با ديگران بگذاريد. گاهي اوقات در جمع دوستان شايد مطلبي توسط دوستي گفته شده كه شما را بفكر ببرد و شروع خلاقيت از آنجا باشد.

5) شركت  درمجامع، كنفرانسها و سمينارهايي كه مربوط به رشته‌ي كاري شما مي‌باشد.

6) اطلاعات بين‌المللي را فراموش نكنيد.

7) مهارت شنيداري خود را بالا ببريد.

گام دوم: مطالعه و تمركز

 تا مي‌توانيد بخوانيد و تحليل كنيد

وليکن، قضاوت و نتيجه‌گيري را به زمان ديگری موکول کنيد.

گام سوم: تغيير و دگرگوني

حال شما دارنده يك سري اطلاعات مي‌باشيد كه بايد بتوانيد از آنها به درستي استفاده كنيد. براي حل مسئله به طور خلاقانه، نياز به استفاده از دو تفكر هم‌گرا و واگرا داريد.

تفكر واگرا: توانايي ديدن تفاوتهاي ميان داده‌هاي مختلف است .يعني با تفكر واگرا شما افكارتان را جستجو مي‌كنيد و بدنبال پيدا كردن مسيرها و امكانات مختلفي هستيد كه در اختيار داريد، بدون اين كه روي مسئله اصلي تمركز خاصي داشته باشيد.

تفكر هم‌گرا: توانايي ديدن شباهت‌ها و ارتباط دادن بين داده‌هاي مختلف است. يعني با اين طرز تفكر مي‌توانيد بهترين، مؤثرترين مسيرها و امكاناتي را كه به مسئله‌اي مورد نظر ختم مي‌شوند، انتخاب كنيد.

گام چهارم: گذر از دوره ی کمون ( انتظار)

دوره ی كمون يا دوره ی انتظار

چنانچه بعد از سه گام اول به نتيجه دلخواه نرسيده‌ايد دلسرد نشويد. گاهي اوقات توقف كوتاه مدت يا حتي ميان مدت ممكن است در راه رسيدن، يك نتيجه ی اوليه بوجود آورد، ولي مطمئن باشيد كه موضوع به ضمير ناخودآگاه سپرده مي‌شود و در لحظه‌ی خاص آن را كشف خواهيد كرد.

راهنمايي جهت عبور از گذر انتظار

1- انبوه اطلاعات آن هم به صورت درهم ريخته موجب گيج شدن مي‌شود. كمي از موضوع دور شويد و در آرامش بسر ببريد.

2- رؤيا پردازي كنيد. روي قائده بايست كار نكنيد. بلكه روی انعطاف پذيري ذهن و پرواز آن، كار كنيد.

3- استراحت كنيد، تفريح كنيد، به طبيعت برويد.

4- در موقع خواب به موضوع خيلي فكر كنيد تا درخواب ذهنيت دور از تشويش شما، فعال شود.

گام پنجم: جرقه

مطمئن باشيد كه پس از دوره انتظار، بايد كاملاً حواس خود را جمع كنيد و گوش به زنگ باشيد تا متوجه راه حل اساسي يا همان ” جرقه“ی اول خلاقيت باشيد.

 گام ششم: تائيد و اثبات

جرقه را برروي كاغذ وبه صورت نوشتاري، در بياوريد. ولي براي اينكه آنرا رؤيت كنيد و يا حس كنيد، آن را در آزمايشگاه های مراكز آنكاباتور و يا در محلي، آزمايش كنيد.

گام هفتم: اجراء

حال صفات و ويژگيهاي كارآفريني را در خودتان تقويت كنيد. از خلاقيتها بعنوان كليد حل و گشايش فرصتها استفاده كنيد ولي فراموش نكنيد كه:

1- به برنامه‌ريزي نياز داريد.

2- ريسك و تحمل را بايد در خود تقويت كنيد.

3- تيم‌سازي كنيد.

4- تمرين كنيد.

5- خلاقيت را به نوآوري و نوآوري را به ارزش تبديل كنيد.

6- آن را گسترش بدهيد.

7- چرخه تكرار خلاقيت و تبديل به نوآوري را در فعاليتهاي خود به حركت در بياوريد.

+ تأييد شده توسط صفاوا در جمعه 1387/08/10 و ساعت 17:50 |