روشهاي برنامهريزي IT
منبع: کتاب برنامهريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و ارتباطات نوشته آقاي دکتر عليرضا علي احمدي و همكاران
روشهاي گوناگون و ابزار متنوعي براي برنامهريزي IT وجود دارند ، غالب روشهاي برنامهريزي با بررسي و تعيين استراتژيهاي حاصل از سيستم اقتصادي آغاز ميشود ، سپس آنها با فناوري ارتباط مييابند و پس از آن نرمافزارها و سيستمهاي منتخب مورد تجزيه و تحليل و امكان سنجي قرار ميگيرند. متعاقب آن برنامهاي كه تمركز اصلي آن نحوه تخصيص منابع است ارائه ميگردد. نهايتا با عملياتي شدن پروژهها سير تكاملي پروژهها و استراتژيها به سرانجام ميرسد. در زير به برخي از متداولترين اين روشها اشاره ميشود. هدف ما در اينجا فقط اشاره به اين روشها و معرفي گامهاي اجرايي اين فرآيندهاست. البته در ادامه به دو مورد از اين فرآيندها به صورت جزئي تر اشاره خواهيم کرد.
فرآيند برنامهريزي IT/IS سگارز و گرو
گامهاي ذکر شده در اين فرآيند به شرح زير ميباشد :
- شروع و آمادگي: از مهمترين کارها که بايد در اين مرحله انجام شود ، سازماندهي يک سيستم برنامهريزي از طرف مديريت ميباشد. همچنين تعيين اهداف پروژه و مشخص نمودن نقشها از جمله وظايف مديريت در اين مرحله ميباشد.
- تحليل استراتژي سازماني: در مرحله دوم ، تيم برنامهريزي با مديران مصاحبه ميکند تا سازمان کار ، استراتژيهاي سازماني ، فرآيندهاي عمده و نيازهاي اطلاعاتي سازمان و همچنين عوامل حياتي موفقيت را مستند سازي کند. اين اطلاعات سپس در قالب مجموعه اي از استراتژيها ترکيب مي شوند که جهت استراتژيک سازمان را تعريف ميکنند و پايه مدل سازماني را شکل مي دهند.
- ارزيابي IT/IS فعلي: در طي مرحله سوم تيم برنامهريزي وضعيت سيستمها و فناوريهاي اطلاعاتي را مورد ارزيابي قرار مي دهد تا اصلاحات کوتاه مدت براي سيستمهاي موجود را پيشنهاد کند. در تحليل محيط داخلي نقاط قوت و ضعف وضع موجود بايد به خوبي شناخته شود تا امکان بهبود اين سيستمها بوجود آيد.
- تحليل عمليات جاري سازمان: در اين مرحله ، مستند سازي اقدام هاي کاري در سطوح عملياتي صورت ميگيرد. اين مرحله ميتواند در مراحل اوليه انجام گيرد.
- تکميل مدل سازماني: در مرحله پنجم تيم کاري مدل سازماني را نهايي ميکند و مديريت ارشد اصلاحات و موارد تکميلي را مورد بررسي قرار مي دهد. سپس تيم ، مدل را مورد تحليل قرار داده و زمينه هاي کاري را مشخص ميکند.
- تعريف معماري اطلاعات: در طي اين مرحله تيم کاري معماري اطلاعات سازماني را تعريف ميکند که شامل سيستمهاي کاربردي فناوريها ، دادهها و مديريت سيستمهاي اطلاعاتي در سازمان است. در اين مرحله گامهاي اجرايي نيز فهرست مي شوند.
- طراحي برنامه استراژيک IT/IS : در مرحله هفتم ، تيم کاري برنامهريزي پروژههاي کوتاه مدت و بلند مدت را تعريف ميکند. اين مرحله شامل تعيين اولويت پروژهها و برآورد هزينههاي هر يک از پروژههاست.
- بازبيني و ارزيابي: و بالاخره در مرحله هشتم ، تيم کاري برنامهريزي کاري خود را در طي برنامهريزي، بازبيني و ارزيابي ميکند. اين ارزيابي، فعاليتهاي برنامهريزي آينده را تکميل ميکند و يادگيري براي برنامهريزي مؤثر را ارتقاء مي دهد.
روش مک لين و سدن براي برنامهريزي IT
در اواخر دهه 1970 روش برنامهريزي تفضيلي توسط مك فارلين و سدن براي سيستمهاي اطلاعاتي در 4 رده زير ارائه شد :
- برنامهريزي استراتژيک سيستمهاي اطلاعاتي (ISSP)
- برنامهريزي بلند مدت سيستمهاي اطلاعاتي (LRISP)
- طرح جامع سيستمهاي اطلاعاتي يا برنامهريزي ميان مدت سيستمهاي اطلاعاتي (MRISP)
- برنامهريزي کوتاه مدت سيستمهاي اطلاعاتي (SRISP)
اهميت اين روش در اين است که اين روش پايه مدلهاي توسعه يافته بعد ازخود بوده است که توجه به آن را ضروري ميسازد.
برنامهريزي استراتژيک سيستم اطلاعاتي ، استراتژيهاي سيستم اطلاعاتي سازمان را مشخص ميکند که از نکات کليدي آن همراستايي استراتژيهاي حاصله با استراتژي سازمان ميباشد. برنامه بلند مدت سيستمهاي اطلاعاتي با يک افق 5 تا 10 ساله به طراحي مفهومي اقدامات اصلي و منابع عمدهي كاري جهت پيادهسازي پروژهها ميپردازد. در برنامهريزي بلند مدت ، برنامه زماني پروژهها وجود ندارد بلكه بطوركلي به تخميني از تخصيص منابع ، خصوصيات كلي نرمافزارهاي كاربردي و روند فرآيندهاي پردازش ميپردازد. در اينجا توجه به اين نکته ضروري است که تفاوت برنامهريزي استراتژيك و بلند مدت در اين است كه طبق قرار، برنامهريزي استراتژيك با حضور مديران ارشد تدوين ميشود و برنامهريزي كوتاه مدت مستقيما از بلند مدت استخراج ميشود. برنامه ميان مدت سيستمهاي اطلاعاتي يا طرح جامع سيستمهاي اطلاعاتي شامل طرح تعدادي پروژه بر اساس اولويت است كه به برنامهريزي براي سختافزار ، نرمافزار ، بودجه بندي و تجهيز نيروي انساني ميانجامد. اين برنامهريزي بين ساليانه بوده و اين طرح به اهدافي ميپردازد كه طي پروژههايي چند ساله ميتوان به آنها رسيد. و برنامهريزي كوتاه مدت سيستمهاي اطلاعاتي در واقع همان برنامه ساليانه واحد IS ميباشد که شامل تعيين محدوده عملكردها ، كارهاي خاص و زمانبندي فعاليتها و بودجهبندي پروژههاي اولويتبندي ميشود. طرح جامع براي اهداف كوتاه مدت در افق زماني يك تا دو سال است.
متدولوژي يکپارچه برنامهريزي استراتژيک فناوري اطلاعاتي مين و همکاران
روش يكپارچه در سال 1999 توسط مين و همكارانش ارائه شد كه به طور يكپارچه فرآيند تدوين برنامه استراتژيك سيستمهاي اطلاعاتي را دنبال مي كند و ضمنا اساس كار خود را بر روي تعيين عوامل حياتي موفقيت (CSF) و نيز شاخصهاي كليدي عملكرد (KPI) قرار داده است.
نماي کلي از الگوريتم روش يكپارچه تدوين استراتژيهاي سيستمهاي اطلاعاتي (SISP) در شکل (2-3-4) نشان داده شده است.
شكل: گامهاي الگوريتم روش يكپارچه تدوين استراتژيهاي سيستمهاي اطلاعاتي
گامهاي اين الگوريتم را ميتوان به صورت زير بيان نمود.
- گام اول : استقرار رويه برنامهريزي
- گام دوم : برنامهريزي استراتژيک کسب و کار
- گام سوم : تعيين موقعيتها وفرصتهاي حاصل از فناوري اطلاعات
- گام چهارم : تنظيم استراتژيهاي فناوري اطلاعات و سيستمهاي اطلاعاتي
- گام پنجم : تجزيه و تحليل عملياتي و مهندسي مجدد فرآيندها
- گام ششم : ويژگيهاي سيستمهاي اطلاعاتي
- گام هفتم : مستند سازي به منظور پياده سازي
مراحل اجراي اين گامها به صورت خلاصه شده در جدول (2-3-1) بيان شده است.
|
گامهاي الگوريتم روش يكپارچه تدوين استراتژيهاي سيستمهاي اطلاعاتي |
|
الف- استقرار رويه برنامهريزي |
|
1- |
استقرار كميته برنامهريزي |
|
2- |
تعهد مديريت ارشد سازمان |
|
3- |
تعيين سيستم اصلي پروژه |
|
ب- برنامهريزي استراتژيك كسب و كار |
|
4- |
تعيين چشم انداز و اهداف سازمان |
|
5- |
تجزيه و تحليل محيط كسب و كار |
|
6- |
تشخيص عوامل حياتي موفقيت |
|
7- |
تعين شاخصهاي كليدي عملكرد |
|
8- |
شناخت استراتژيهاي كسب و كار |
|
ج – تعيين فرصتهاي حاصل از IT |
|
9- |
سيستمهاي IS موجود و ارزيابي كيفيت خدمات |
|
10- |
ارزيابي وضعيت IS فعلي با استراتژيها |
|
11- |
ارزيابي وضعيت IS موجود با KPI |
|
12- |
تجزيه و تحليل محيط IT |
|
13- |
شناسايي موقعيتهاي IT |
|
د- تنظيم استراتژيهاي سيستمهاي اطلاعاتي |
|
15- |
تجزيه و تحلي و مقايسه بين استراتژيهاي كسب و كار و فرصتهاي IT |
|
16- |
تدوين استراتژيهاي IS/it |
|
ه- تجزيه و تحليل عملياتي و مهندسي مجدد فرآيندها |
|
17- |
تجزيه و تحليل عملياتي |
|
18- |
شناسايي فرآيندهاي نيازمند تغيير |
|
19- |
شناخت و ارزيابي فرآيندها |
|
20- |
شناسايي تسهيل كنندههاي IT |
|
و- ويژگيهاي سيستمهاي اطلاعاتي و مستند سازي |
|
21- |
تعريف معماري اطلاعات |
|
22- |
استخراج راهكارهاي IT |
|
23- |
استقرار اصول و خط مشي ها |
|
24- |
تعيين ويژگيهاي مورد نيازدر توسعه IT |
|
25- |
شناسايي اجزاي ويژه براي پياده سازي |
|
26- |
ايجاد زمانبندي توسعه IT |
|
27- |
مستند سازي براي پياده سازي |
گامهاي الگوريتم روش يكپارچه تدوين استراتژيهاي سيستمهاي اطلاعاتي
روش سه مرحلهاي برنامهريزي استراتژيک IT/IS
اين روش بيانگر يک روش کلي براي برنامهريزي است. در اين روش ابتدا وضعيت موجود مورد بررسي قرار گرفته سپس ارزيابي از آنچه که بايد به آن رسيد انجام ميگيرد و درنهايت راهکارهاي انتقال از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب مشخص ميشود. به طور خلاصه ميتوان گفت دراين روش ، برنامهريزي طي سه مرحله انجام ميگيرد:
- مرحله اول : کجا هستيم
- مرحله دوم : به کجا مي رويم
- مرحله سوم : چگونه به آنجا برسيم
شکل (2-3-5) فرآيند سه مرحلهاي برنامهريزي استراتژيک IT/ISرا نشان ميدهد:
روش چهار مرحلهاي برنامهريزي IT – روش ودربي
مدل ودربي يا روش چهار مرحلهاي برنامهريزي IT که در سال 1993 توسط ودربي ارائه شد يک مدل مبني است که پايه مدلهاي بعد از خود در زمينه برنامهريزي IT قرار گرفته است. گامهاي اساسي در اين مدل به ترتيب عبارتند از:
گام اول – برنامهريزي استراتژيك IT : برنامهريزي استراتژيك IT يعني برقراري رابطه بين برنامههاي فراگير سازماني و برنامه IT . در يك سازمان ارزش اطلاعات و ارتباطات، تنها هنگامي افزايش مييابد كه بين اهداف، برنامههاي استراتژيکي و سرمايهگذاريهاي صورت گرفته در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات و همچنين اهداف و برنامههاي استراتژيکي سازمان هماهنگي و تعادل لازم وجود داشته باشد.
اساساً فناوري در صورتي كه در جهت ماموريت و اهداف كاري سازمان بكار گرفته نشود داراي ارزش محدودي خواهد بود و راهحلهاي IT نيز تنها زماني براي سازمان مفيد و موثر خواهد بود كه بر اساس درك مأموريتها، اهداف، فرآيندهاي كاري و نيازهاي سازمان ارائه شده باشند.
هدف اصلي يك برنامه استراتژيک ، طراحي و پيادهسازي محيطي عملياتي است كه در آن سازمان بتواند عملكرد ، كيفيت و مزيت رقابتي خود را در يك دوره زماني معين (از زمان حال تا مقطع زماني معيني در آينده) به حداكثر برساند. مبناي چنين برنامهريزي را پيشبيني تغييرات آتي كه با ضريب اطمينان معقولي صورت ميگيرد، تشكيل خواهد داد. به عبارت ديگر هدف اصلي يك برنامه استراتژيک IT، تعيين و پيادهسازي زير ساخت و خدمات فناوري اطلاعات براي سازمان است به گونهاي است كه بتواند تحقق اهداف كسب و كار و استراتژيهاي سازمان را پشتيباني نمايد.
گام دوم- تجزيه و تحليل نيازمنديهاي اطلاعات: شناسايي جامع نيازمنديهاي اطلاعات سازمان جهت طراحي معماري استراتژيك اطلاعات با هدف استفاده از نرمافزارهاي كاربردي بر روي اين زير ساخت. براي اين مرحله ميتوان از روشها و مدلهاي مختلفي استفاده نمود مانند روش پنج مرحلهاي تجزيه و تحليل نيازمنديهاي اطلاعاتي. مراحل اساسي اين مدل عبارتند از:
مرحله اول: تعريف زير سيستمهاي زيربنايي سازماني : اين مرحله شامل شناخت فرآيندهاي سازماني و زيربنايي است. براي مثال پاسخگويي به سفارشات و ...
مرحله دوم: توسعه ماتريس زير سيستمها : در اين بخش طي ماتريسي، فرآيندهاي سازماني به مديران خاصي ارتباط داده ميشود. مخاطب اين مرحله جهت ارتباط دهي به فرآيندها با توجه به سطح و نوع تصميم سازي آنها مديران مياني و ارشد ميباشند.
مرحله سوم: تعريف و ارزيابي نيازمنديهاي اطلاعاتي براي زير سيستمهاي سازماني: در اين مرحله با مديران مرتبط فرآيندها و كساني كه مسوليت تصميمسازي را بر عهده دارند توسط آناليست سيستم مصاحبهاي صورت ميگيرد تا نيازمنديهاي اطلاعاتي آنها در قبال فرآيندهاي سازمان كاملا مشخص شوند.
مرحله چهارم: تعريف دسته بنديهاي عمده اطلاعات (و نگاشت نتايج مصاحبه در آنها): فرآيند تعريف دسته بنديهاي اطلاعات مشابه فرآيند تعريف اقلام مختلف دادهها براي نرمافزارهاي كاربردي ميباشد.
مرحله پنجم: توسعه ماتريس اطلاعات/زير سيستمها : با ترسيم طبقهبنديهاي اطلاعات در برابر زير سيستمهاي سازماني ماتريس طبقه بنديهاي – اطلاعات – به فرآيندهاي سازماني حاصل ميشود.
گام سوم- تخصيص منابع : با توجه به منابع محدود سازماني و تقاضاي بيش از حد منابع ، فرآيند تخصيص وجوه و به روزآوري آنها فرآيندي پيوسته ميباشد اما بطوركلي تخصيص وجوه به واحد IT در دو رده قرار ميگيرند. دسته اول، پروژهها و زير ساختهايي است كه براي ادامه كسب و كار سازماني حياتي ميباشند و دسته دوم ، پروژههايي با درجه بحران كمتر ، که هزينه نسبتا بالايي نيز ميطلبند به طور کلي در تخصيص بودجه روشهاي مختلفي وجود دارد که يكي از آنها پر كردن نياز مالي پروژههاي نوع اول و تخصيص باقيمانده اعتبار به پروژههاي نوع دوم است. روشهاي ديگري نيز وجود دارد که موضوع بحث ما نيست.
گام چهارم- برنامهريزي پروژهها : گام نهايي مدل چهار مرحلهاي ، برنامهريزي پروژهها است كه طي آن چارچوبي فراگير در خصوص زمانبندي و كنترل پيادهسازي نرمافزارهاي كاربردي و ساير سيستمها ارائه ميشود.
فرآيند برنامهريزي فناوري اطلاعات و ارتباطات براي سازمانهاي دولتي مالزي
دولت مالزي جهت هماهنگي بين سازمانها ي اين کشور يک مدل برنامهريزي استراتژيک را براي سازمانهاي دولتي آن کشور پيشنهاد کرده است. بر اساس اين طرح کليه سازمانها و شرکتهاي مالزيايي موظف هستند در چارچوب متدولوژي مشخص شده توسط اين طرح ، برنامهاي را براي توسعه فناوري اطلاعات در کسب و کار خود در مدت 3 تا 5 سال آينده برگزيده و به اجرا درآورند. اين متدولوژي در 4 مرحله ، شامل 11 فاز و 37 گام ميباشد که در هرگام بايد تعدادي فعاليت انجام گيرد. کليه مراحل ، فازها ،گامها و فعاليتهاي اين متدولوژي در جدول (2-3-2) نشان داده شده است.
|
1- تجزيه و تحليل محيط کسب و کار |
|
1-1- بررسي اجمالي وضعيت موجود سازمان |
|
1-1-1- شناخت پيشينه و وضعيت موجود سازمان
1-1-1-1- شناخت اهداف کسب و کار سازمان ( شرکتي و وظيفهاي)
1-1-1-2- تشخيص نقشها و مسئوليتهاي سازمان
1-1-1-3- شناخت ساختار سازماني سازمان
1-1-1-4- مستند سازي بينش مدير اجرايي سازمان
1-1-1-5- شناخت عرضه کنندگان و مشتريان سازمان
1-1-1-6- شناخت قوتها و ضعفهاي سازمان
1-1-2- شناخت بيانيه و چشم انداز و ماموريت سازمان
1-1-2-1- تشخيص چشم انداز و مأموريت سازمان
1-1-2-2- شناخت هدفهاي کميسازمان
1-1-2-3- مستند سازي بيانيه ماموريت سازمان |
|
1-2- بررسي محيط فعلي کسب و کار |
|
1-2-1- شناخت استراتژيهاي کسب و کار سازمان
1-2-1-1- شناخت استراتژيهاي فعلي کسب و کار سازمان
1-2-1-2- مرور اجمالي بر استراتژيهاي فعلي کسب و کار و خلاصه نمودن و مستند سازي آنها جهت ارائه به مديريت.
1-2-2- بررسي فرصتها ، محدوديتها و موانع موجود
1-2-2-1- شناخت و مستند سازي تهديدات و فرصتهاي فرهنگي
1-2-2-2- شناخت و مستند سازي محدوديتها و فرصتهاي مهارتي
1-2-2-3- شناخت و ارزيابي ساير نيروهاي محيط خارجي
1-2-2-4- تفسير چگونگي عملکرد سازمان ، تحت محدوديتهاي خارجي
1-2-2-5- شناخت و مستند سازي تهديدات و فرصتهاي مرتبط با نيروهاي محيطي خارجي
1-2-2-6- شناخت و مستند سازي تهديدات و فرصتهاي مرتبط با عرضه کنندگان و شرکاي استراتژيک
1-2-2-7- تعيين واسطهاي کليدي سازمان
1-2-3- ترسيم چشم انداز نزديک فرصتها و جهت گيريها
1-2-3-1- تعيين معيار براي تصميم گيري
1-2-3-2- اولويت بندي فرصتهاي بالقوه
1-2-3-3- تعيين مسائل ، مفروضات و محدوديتها
1-2-3-4- انتخاب فرصتها براي تحقيق بيشتر
1-2-4- تعيين زنجيره ارزش سازمان
1-2-4-1- شناخت حوزه هاي فرآيند زنجيره ارزش
1-2-4-2- فراهم نمودن يک شناخت اجمالي از زنجيره سازمان |
|
1-3- شناخت حوزه هاي داراي مزيتهاي استراتژيک بالقوه |
|
1-3-1- درک روندهاي فعلي کسب و کار
1-3-1-1- تداوم تحقيق در روشهاي محلي يا تجارب بين المللي
1-3-1-2- بررسي بهترين روشهاي محلي يا خارجي
1-3-2- تعيين ضرورتهاي کاربرد ICT
1-3-2-1- شناخت آنچه ICT ميتواند در آن بر مبناي زنجيره ارزش سازمان سهيم باشد.
1-3-2-2- تعيين اهداف کمي و معيارهاي سنجش عملکرد بر مبناي فاکتورهاي کليدي موفقيت
1-3-2-3- ارتباط استراتژيهاي کسب و کار با اهداف عملکرد
1-3-2-4- آماده نمودن چارچوب عملکرد سازمان
1-3-3- ترکيب يافته ها
1-3-3-1- گردآوري نتايج ارزيابي محيط
1-3-3-2- آماده نمودن ليستي از حوزه هاي داراي مزيتهاي استراتژيک بالقوه
1-3-3-3- شناخت اهميت استراتژيک ICT |
|
2- تجزيه و تحليل محيط ICT |
|
2-1- انجام ارزيابي وضع موجود ICT |
|
2-1-1- بررسي استراتژي ، برنامهها و بودجه هاي فعلي ICT سازمان
2-1-1-1- شناخت همراستايي ICT و استراتژي کسب و کار
2-1-1-2- شناخت خط مشي ها و خطوط راهنما براي مديريت و اجراي ICT
2-1-1-3- بررسي بودجه واقعي ICT سال گذشته ، پيشبيني بودجه براي توسعه زير ساختها ، سيستمهاي کاربردي و کاربردهاي ICT
2-1-1-4- اولويت بندي ابتکارات استراتژيک و تخمين سطح بالاي هزينه براي پروژههاي مربوطه براي سال بعد و در طول پروژه
2-1-2- انجام بررسي سطح کلان فضاي ICT
2-1-2-1- برقراري ارتباط با سيستمهاي اطلاعاتي و دپارتمانهاي وابسته
2-1-2-2- بررسي مدارک پروژهها و زير ساخت فعلي ICT
2-1-2-3- کامل نمودن بررسي سطح کلان فضاي فعلي فعلي ICT
2-1-2-4- تشخيص عملکرد فضاي فعلي ICT
2-1-2-5- شناخت مباحث و اهداف (فرصتهاي) بهبود
2-1-3- ارزيابي سازمان و مديريت
2-1-3-1- شناخت دانش و مهارتهاي موجود
2-1-3-2- تعيين سازمان ICT موجود
2-1-3-3- ارزيابي ارتباطات
2-1-3-4- شناخت سازو کارهاي يکپارچه (واحد کسب و کار ميان وظيفه اي)
2-1-3-5- تعيين مسائل و فرصتهاي سازماني و مديريتي براي بهبود
2-1-4- ارزيابي سيستمهاي کاربردي و دادهها
2-1-4-1- شناخت اجزاي ICT سيستمهاي پشتيباني کننده
2-1-4-2- شناخت واسطهاي سيستمهاي فعلي
2-1-4-3- بررسي مستندات هر سيستم
2-1-4-4- تشخيص اجزاي سيستم
2-1-4-5- بررسي پشتيباني و تأثيرات استراتژيک سيستمهاي فعلي و برنامهريزي شده در تحقق فرآيندها و اهداف کسب و کار
2-1-4-6- تعيين طرح هاي نهايي سيستمها با توجه به اهداف
2-1-4-7- تعيين موضوعات براي تغيير فرصتهاي بهبود
2-1-5- ارزيابي زير ساخت فناوري
2-1-5-1- شناخت نرمافزار و سختافزار موجود
2-1-5-2- شناخت ابزارهاي توسعه نرمافزار و ميزان استفاده از هر يک
2-1-5-3- شناخت اجزاي ارتباطي و شبکه
2-1-5-4- شناخت ابزارهاي عملياتي و مديريتي براي پشتيباني از زير ساخت ICT
2-1-5-5- تعيين سيستمهايي که در هر زير ساخت ICT عملياتي شده اند
2-1-5-6- تعيين موضوعات و قابليتهاي عملياتي با تسهيلاتي که مانع يا تسهيل کننده استفاده از فناوري ميباشد.
2-1-5-7- بررسي واسطهاو استانداردهاي موجود
2-1-5-8- شناخت نيازمنديهاي مديريت و کسب و کار و محدوديتهايي براي زير ساخت ICT (رشد ، توزيع و استانداردها)
2-1-5-9- بررسي کفايت برنامهريزي احتمال حادثه براي امکانات ، تجهيزات و زير ساختهاي فعلي ICT
2-1-5-10- بررسي شناخت سياستها ، استانداردها و متدهاي فناوري براي محيط موجود ICT
2-1-5-11- تعيين موضوعات و فرصتهاي زير ساخت ICT براي بهبود
2-1-6- ارزيابي خدمات
2-1-6-1- شناسايي و تجزيه و تحليل پروفايل سيستمهاي اطلاعاتي فعلي و در حال توسعه
2-1-6-2- بررسي وضعيت فعلي امنيت اطلاعات
2-1-6-3- شناخت سياست مديريت پروژه شامل استانداردها و روشها
2-1-6-4- تعيين و مستند سازي موضوعات و فرصتهاي تحويل براي بهبود
2-1-7- ارزيابي تأثير استراتژيک
2-1-7-1- تجزيه و تحليل شبکه استراتژيک ICT براي ارزيابي ماهيت محيط ICT
2-1-7-2- آماده نمودن شبکه استراتژيک ICT
2-1-7-3- آناليز و ارزيابي سيستمها براي ارزيابي ارزش تجاري و فني هر سيستم کاربردي اصلي
2-1-7-4- آماده نمودن شبکه ارزيابي سيستم |
|
2-2- تعيين فعاليتهاي کوتاه مدت |
|
2-2-1- ترکيب يافته ها
2-2-1-1- بررسي کلي محيط ICT
2-2-1-2- ترکيب نتايج ارزيابي ICT
2-2-2- شناسايي پروژههاي ICT کوتاه مدت |
|
3- توسعه استراتژي ICT |
|
3-1- شناسايي فرصتهاي ICT |
|
3-1-1- شناسايي فرصتهاي مهم ICT
3-1-1-1- تجزيه و تحليل زنجيره ارزش
3-1-1-2- انجام تجزيه و تحليل فاصله
3-1-1-3- استنتاج فرصتهاي ICT
3-1-1-4- شناسايي ريسکهاي مرتبط با فرصتهاي ICT
3-1-2- تعيين مزاياي ناشي از فرصتهاي ICT
3-1-3- تعيين ريسکهاي فرا روي فرصتهاي ICT (ارزيابي ريسکهاي مرتبط با فرصتهاي ICT شناسايي شده ) |
|
3-2- تعيين سيستمهاي کاربردي محوري (TA) |
|
3-2-1- توسعه مقدماتي سيستمهاي کاربردي محوري
3-2-1-1- شناسايي سيستمهاي کاربردي فعلي که ميتواند نگهداري ، ارتقاء يا جايگزين شوند
3-2-1-2- تجديد نظر در سيستمهاي کاربردي محوري قطعي به گونه اي که آنها به سيستمهاي کاربردي فعلي که ميتوانند نگهداري شوند متصل گردند.
3-2-1-3- تعيين TA جديد
3-2-1-4- طبقه بندي سيستمهاي محوري
3-2-2- مرور اجمالي سيستمهاي کاربردي محوري
3-2-2-1- خلاصه کردن مشخصه هاي کليدي فرآيندهاي سيستمهاي کاربردي محوري
3-2-2-2- دياگرام مرور اجمالي سيستمهاي محوري مديريتي (شامل ارتباط سيستمهاي محوري)
3-2-3- اولويت بندي سيستمهاي محوري
3-2-3-1- توافق در زمينه اولويت بندي
3-2-3-2- تعيين اولويتهاي سيستمهاي کاربردي محوري
3-2-4- تاييد سيستمهاي کاربردي محوري بوسيله مديريت
3-2-4-1- اجراي کارگاه آموزشي براي ارائه يافته ها، تحليل ها و پيشنهادات
3-2-4-2- گرفتن موافقت و بازخورد براي ادامه کار |
|
3-3- توسعه استراتژي فناوري |
|
3-3-1- تعيين روندهاي فناوري
3-3-1-1- انجام تحقيق پيرامون آخرين روندهاي فناوري گذشته
3-3-1-2- تعيين تأثيرات در محيط سازمان
3-3-2- تعيين اصول براي توسعه استراتژيهاي فناوري
3-3-2-1- تجديد نظر در موضوعات فناوري سطح بالا
3-3-2-2- تعيين تأثيرات در محيط سازمان
3-3-3- تعيين نيازمنديهاي فناوري
3-3-3-1- شناسايي اجزاي فناوري
3-3-3-2- شناسايي نيازمنديهاي سطح بالا اين اجزا
3-3-4- تعيين معماري فناوريهاي محوري
3-3-4-1- در نظر گرفتن پيشرانهاي کليدي فني و تجاري و نيازمنديهاي فرآيندي سطح بالا
3-3-4-2- استنتاج معماري فناوري سطح بالا
3-3-5- فرموله کردن استراتژي فناوري
3-3-5-1- يکپارچه نمودن يافته ها و پيشنهادات |
|
3-4- توسعه چارچوب اداره براي ICT |
|
3-4-1- تجديد نظر در مسائل سازماني و مديريتي ICT
3-4-1-1- شناخت فرهنگ سازماني
3-4-1-2- تعيين تأثير فرهنگ سازمان بر استراتژيهاي ICT
3-4-2- شناسايي خدمات و مهارتهاي مورد نياز ICT
3-4-3- توسعه چارچوب اداره براي ICT
3-4-3-1- شناسايي GAP ها و ناسازگاريها و رفع تعارضات ميان سازمان /مديريت فعلي و هدف ICT
3-4-3-2- شناسايي روشهاي پشتيباني مديريتي و سازماني مورد نياز
3-4-3-3- تدوين چارچوب اداره ICT |
|
4- برنامهريزي اجرايي |
|
4-1- توسعه نقشه راه اجرايي ICT |
|
4-1-1- رتبه بندي پروژهها
4-1-1-1- تشخيص پروژههايي که ميعادگاه هاي اصلي را مشخص مي نمايند
4-1-1-2- شناخت و حل مسائل انتقال
4-1-1-3- تشخيص موانع و تواناسازي پروژه
4-1-1-4- مشخص نمودن وابستگي هاي پروژه
4-1-2- آماده نمودن استراتژي گذار
4-1-2-1- ارزيابي و انتخاب رويکرد گذار
4-1-2-2- توافق در رويکرد گذار
4-1-3- فرموله نمودن استراتژي اجرا
4-1-3-1- تعيين نکات مهم براي اجرا
4-1-3-2- تخمين منابع و مدت اجرا
4-1-3-3- تعيين توالي اجرا و محيط ICT پيشنهاد شده |
|
4-2- برآورد تخمين الزامات مالي |
|
4-2-1- تخمين هزينههاي پروژه
4-2-1-1- مشخص کردن پروژههايي که هزينه آنها ميتواند تخمين زده شود
4-2-1-2- برنامهريزي سطح بالاي نيازمنديها و برآورد هزينه پروژه
4-2-1-3- خلاصه نمودن هزينه مالي |
مراحل ، فازها ،گامها و فعاليتهاي متدولوژي برنامهريزي فناوري اطلاعات براي سازمانهاي دولتي مالزي
+ تأييد شده توسط صفاوا در چهارشنبه
1387/02/04 و ساعت
9:17 |